راه توده، چه نگاهی به
امروز دارد
و آینده را چگونه می بیند!
امروز که نتیجه عملکرد
۴۷
ساله جمهوری اسلامی و به اوج رسیدن نارضائی مردم ایران، کار را به گسترش
اندیشه بازگشت به گذشته سلطنتی کشانده، دشوار است آگاه کردن مردم با گذشته
پیش از انقلاب. این خشم و نارضائی چنان است که مردم اصل انقلاب
۵۷
را اشتباه می دانند و نسل آن انقلاب مقصر اوضاع امروز ایران میدانند. بدین
ترتیب است که تلاشی از آنگونه که راه توده می کند تا مردم با آرمان های
انقلاب و خیانت به آن آشنا کند، به شنا علیه جریان آب یک رودخانه خروشان می
ماند. ما با علم بر همین شرایط، به سیاست و مشی خود، به امید عبور از این
گردنه هولناک ادامه میدهیم و اعتقاد داریم که عبور از این گردنه جز با وسیع
ترین خانه تکانی در سراپای حکومت ممکن نیست و این امر نیز نیازمند یک حکومت
مقتدر معتقد به آرمان های انقلاب
۵۷
- و نه فقط دولت- نیازمند است. چنین حکومتی نمی تواند متکی به قدرت نظامی
نباشد و به همین دلیل بر این عقیده ایم که همزمان با چنان خانه تکانی
حکومتی، مقابله قاطع با دزدان و غارتگران، باید در درون نیروی نظامی تصفیه
ای برای چینن رویدادی انجام شود. ( معنای این قاطعیت آن قاطعیت الوده به
جنایت و اعدام که کار جمهوری اسلامی را به شرایط کنونی کشاند نیست، بلکه
برپائی سیستم نوین و اعمال قانون است). ما آینده حزب توده ایران که زیر
تاریخی ترین فشار تبلیغاتی قرار دارد را در همین تصفیه و برپائی سیستمی
دیگر میدانیم. اعتقاد داریم که به این دو امکان و احتمال باید عمیقا
اندیشید:
۱-
جمهوری اسلامی با دخالت خارجی سرنگون شده و مملکت گرفتار جنگ داخلی خواهد
شد و شاید در بخشی از آن سلطنت طلبان به قدرت برسند. دراینصورت هیچ روزنه
ای به روی فعالیت حزب توده ایران در کشور باز نخواهد شد و حکومت جانشین،
تمام نتایج ویرانگر جمهوری اسلامی را به گردن حزب توده ایران و دفاع آن از
انقلاب و جمهوری اسلامی خواهد انداخت. یعنی دور دیگری از فشار بر حزب توده
ایران آغاز خواهد شد.
۲-
جمهوری اسلامی سرانجام دست به یک اصلاحات عمیق زده و نظامی برخاسته از
تجربه تلخ
۴۷
ساله گذشته را متکی به آرمان های واقعی انقلاب
۵۷
برپا خواهد کرد و یا حداقل به سمت آن حرکت خواهد کرد. در اینصورت است که
حزب توده ایران درکنار این اصلاحات قرار گرفته و طلب های خود را از آنها که
به اتحاد حزب توده ایران با رهبری اولیه انقلاب و دفاع آن از انقلاب خواهد
خواست. آن طلبکاری ما مستند به اعلامیه های رسمی چنین است: مخالفت حزب توده
ایران با ادامه جنگ با عراق پس از بازپس گیری خرمشهر از ارتش عراق، مخالفت
حزب توده ایران با انقلاب فرهنگی و بسته شدن دانشگاهها، مخالفت حزب توده
ایران با تقسیم جامعه به مکتبی و غیر مکتبی، مخالفت حزب توده ایران با
ادامه ولایت فقیه پس از آیت الله خمینی که بدون ولایت، رهبری انقلاب را
داشت، هشدار حزب توده ایران نسبت به دعوت به کار ساواکی ها، مخالفت با
محدود کردن آزادی ها، پافشاری بر اصول بسیار مهم مندرج در قانون اساسی
مانند اصل
۴۴،
دولتی شدن بازرگانی خارجی، سه بخشی شدن اقتصاد کشور با اولویت بخش دولتی و
مردمی.
اینها تنها سر فصل های طلب ما از کسانی است که به حکومت رسیدند و سر حزب
توده ایران را بدلیل همین سیاست ها و حمایت ها بریدند.
طبیعی است که ما در دوران بسیار دشوار فعالیت علنی در سالهای اول پس از
انقلاب اشتباهاتی داشته ایم که در صدر آن برتری دادن اتحاد بر انتقاد، تکیه
بر افراد و شخصیت ها قرار دارد. اشتباهی که امروز نیز بارها تاکید کرده ایم
که با تجربه ای که از گذشته داریم نباید آن را تکرار کنیم...
ادامه