|
تلاش امپریالیسم برای ادامه حیات در دوران چند قطبی رادیو آورورا- ترجمه: نعمت بوستانی |
|
روز 25 دسامبر دیمیتری نوویکوف، یکی معاونان رهبر حزب کمونیست روسیه و عضو فراکسیون حزب کمونیست در پارلمان این کشور در برنامه رادیو آورورا، با عنوان: "سقوط رژیم های قدیمی، چگونه نظم جهانی در حال تغییر است و این امر روسیه را به کجا خواهد رساند؟" شرکت کرد. دیمیتری نوویکوف اظهار داشت که جهان در همان وضعیتی که در آغاز قرن بیستم بود، باقی مانده است. در آن زمان بود که نظام امپریالیستی، که به وضوح توسط وی. آی. لنین توصیف شده بود، شروع به شکل گیری کرد. یکی از ویژگیهای تعیین کننده مدرنیته، تضادهای اجتناب ناپذیر بین نظامهای مختلف امپریالیستی است. این تناقضات در مقابل چشمان ما شدت می یابند اما گاهی اوقات، آنها نادیده گرفته می شدند. پس از پیروزی در جنگ سرد، غرب احساس پیروزی کرد و توانست خود را با منابع عظیم تقویت کند، بازار بزرگی را برای شرکت های خود باز کرد و منابع جدیدی از مواد اولیه به دست آورد. این امر بحران جهانی سرمایه داری را موقتاً کاهش داد. تثبیت غرب از طریق مبارزه مشترک علیه اتحاد جماهیر شوروی و متعاقباً از طریق مشارکت مشترک در توزیع ثروت آن حاصل شد. اما کمونیستها هشدار دادند که پس از بهره برداری از این فرصتها، امپریالیسم بار دیگر به مرزهای رشد خود خواهد رسید و بدترین ویژگیهای یک سیستم رو به زوال را آشکار خواهد کرد. در واقع، بحران اقتصادی از اوایل دهه 2000 خود را نشان داد. پس از آن بود که اختلافات سیاسی در غرب عیان شد. همانطور که شاهد هستیم، ترامپ به شدت اختلافات خود را با اروپا ابراز کرده است. باید توجه داشت که مسائل بوجود آمده اختلافات شخصی او با سران کشورها و دولت های اروپایی نیست. ترامپ به تنهایی عمل نمی کند. او رئیس یک دولت بزرگ امپریالیستی است. بدون ارتباط او با نیروهای تأثیرگذاری که معتقدند پروژه لیبرال-جهانی به پایان خود نزدیک میشود، او به این موقعیت نمی رسید. دوران جدیدی در حال طلوع است، دورانی که در آن روشهای مختلفی برای حفظ نفوذ برخی گروههای سرمایه دار مورد نیاز است. در این شرایط، ترامپ تعهدات به اعضای اروپایی ناتو را بسیار پرهزینه می داند. آنها زمان و منابع را محدود می کنند. علاوه بر این، شرکای او در تلاشند تا با سیاست های او مخالفت کنند و آن بخش از مقامات اروپایی که ما آنها را جهانی گرایان می نامیم نیز در حال ایجاد ارتباط با مخالفان ترامپ در ایالات متحده هستند. در پشت این نیروهای سیاسی مختلف، منافع مالی متفاوت و دیدگاههای متفاوتی در مورد چگونگی غلبه بر بحران سرمایه داری نهفته است. بنابراین، تضادهای بین نیروهای امپریالیستی به طور فزاینده ای آشکار میشود. علاوه بر این، همانطور که نویکوف، توضیح داد، عامل مهم دیگری چین سوسیالیستی است که پا به عرصه گذاشته است. امروز مشخص است که امیدها برای پیروزی جهانی نظام لیبرال به یأس تبدیل شده است. حتی طرفداران "پایان تاریخ" نیز مجبور به اذعان به این موضوع شده اند. چین نمونه ای از توسعه سریع است. به یک معنا، جای اتحاد جماهیر شوروی را در صحنه جهانی می گیرد و جایگزینی برای سرمایه داری، نمونه ای از توسعه سوسیالیستی موفق را ارائه می دهد. در این شرایط، جهان به استقبال سال نو 2026 خواهد رفت. دیمیتری گیوورگویویچ، تعطیلات پیش رو را به شنوندگان تبریک گفت و اذعان کرد که هیچ کس نمی داند آیا سال آینده آسان تر از سال گذشته خواهد بود یا خیر. با این حال، سال نو همیشه با امیدهای خوب به آینده همراه است و باید آرزو کرد که این امید ها محقق شوند. سؤال شد که حزب کمونیست روسیه از تقویت روابط روسیه با شرکای خود در بریکس و سازمان همکاری شانگهای حمایت می کند. چشم اندازهای این شکل بندی ها چیست. به گفته دیمیتری نوویکوف، این موضوع دو جنبه دارد. او از استفاده از اصطلاح "اکثریت جهانی" حمایت کرد: " این اصطلاح درست است، برخلاف بسیاری دیگر. اغلب گفته میشود که روسیه باید در سیاست خارجی خود عقل گرایی و عمل گرایی را دنبال کند. اما هر کسی تلقی خود را از عمل گرایی دارد. برای اروپاییها، عمل گرایی به معنای نا بودی روسیه و در نتیجه تکرار سناریویی است که قبلاً علیه اتحاد جماهیر شوروی به کار شده بود. برای ترامپ، عمل گرایی به معنای رها کردن وابستگی اروپا در چارچوب ناتو است. بنابراین چنین اصطلاحاتی چندان معنا دار نیستند." از این رو این اصطلاحات چندان آموزنده نیستند. وقتی از اکثریت جهانی صحبت می کنیم، اغلب منظورمان کشورهایی است که از امپراتوریهای استعماری بیرون آمده اند یعنی آنها طرفدار یک جهان عادلانه و چند قطبی هستند و تصادفی نیست که من کلمه "عادلانه" را اول قرار می دهم. سال 2025 از این جهت قابل توجه است که موضع حزب کمونیست فدراسیون روسیه اکنون به طور گسترده پذیرفته شده است. دو یا سه سال پیش، همه به سادگی از یک جهان چند قطبی صحبت میکردند. ما چند سال گذشته، در مکانهای مختلف، چه در داخل و چه در سطح بین المللی، صرف توضیح این موضوع کرده ایم که اصطلاحات یک جهان چندقطبی ناکافی است. "جهان نیز باید عادلانه باشد." به همین دلیل چین کاملاً حق دارد که بر این نکته حیاتی در مفاهیم سیاست جهانی خود تأکید کند. سخنران یاد آوری کرد که جهان در طول جنگ جهانی اول، زمانی که قدرت های اروپایی با هم درگیر جنگ شده بودند، عمدتاً چند قطبی بود. حتی متحدان آنتانت، همیشه منافع همسو نداشتند، چه رسد به آلمان و اتریش-مجارستان. اما... چند قطبی بودن آن دوران مانع از جنگ جهانی نشد. حال این موضوع مطرح می شود که جهان باید عادلانه باشد، همه باید در آن احساس امنیت کنند، هیچ کس نباید به منافع دیگران تجاوز کند و اینکه کسی نباید بتواند شرایط هژمونیک خود را دیکته کند. به عنوان مثال، رویکردهای حزب کمونیست روسیه در مجمع والدای غالب بود. توجه کنید که استفاده از اصطلاح "جهان چندقطبی عادلانه" به نشانه ای از خوش سلیقه بودن تبدیل شده است: "هر کشوری در این سیاره باید به آینده خود اطمینان داشته باشد." برای رسیدن به این هدف، یافتن راه هایی برای حل اختلافات مهم است. به همین دلیل است که چین، هند و روسیه بر این نظر نیستند که پایان سازمان ملل فرا رسیده است. این کاملاً واضح است. آیا مشکلاتی وجود دارد؟ بله! اما این دلیلی برای رد سازمان ملل نیست. امروزه، این سازمان بین المللی هیچ جایگزینی برای ایجاد صلح عادلانه ندارد. رهبران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای و بریکس تأکید می کنند که آنها برای آسیب رساندن به سازمان ملل اقدام نمی کنند، بلکه برای تقویت آن تلاش انجام می دهند. از سوی دیگر، ایالات متحده می خواهد این سازمان را مطیع خود کند یا نقش آن را تضعیف کند. دمیتری نوویکوف، به تندی با کسانی مخالفت کرد که که پیوسته در روسیه درباره لغو سازمان سخن می گویند زیرا از مسکو حمایت کامل نمی کند. او پرسید که با این حساب چگونه سازمان ملل می تواند در حالی که ایالات متحده و اوکراین نیز در آنجا نماینده دارند، از روسیه حمایت کند؟ با این وجود، بهتر است مسائل در حاشیه سازمان ملل مورد بحث قرار گیرد تا در میدان جنگ های داغ. وی در مورد اتحادهای ادغام خاطرنشان کرد که هدف بریکس در درجه اول توسعه روابط اقتصادی است. ضمن این که این تشکل به مسائل سیاسی نیز می پردازد. با این حال، اولویت سازمان همکاری شانگهای مسائل امنیتی است. آنها هدفشان تضمین پیشرفت به سوی یک نظم جهانی عادلانه است.
در این زمینه نوویکوف توصیه کرد: "من به هر کسی که به سیاست علاقمند است توصیه می کنم گزارش رهبر حزب زیوگانوف، را با دقت بخواند. این گزارش همچنین منعکس کننده بینش مهمی است که کشورهای بریکس ملتهایی را با نظامهای اجتماعی مختلف متحد می کنند. در ترکیب آن چین سوسیالیستی وجود دارد. هند سرمایه داری جای دارد. روسیه نیز حضور دارد که اگرچه سنت های سوسیالیستی قوی دارد، اما هنوز در نظام سرمایه داری در پیچ و تاب است. در برزیل، امروز نیروهای چپ در قدرت هستند، دیروز، نیروهای راست گرا در قدرت بودند. این بدان معناست که ما می توانیم در آینده با سیستم جدیدی از تضادها روبرو شویم. توسعه کشورهای در حال توسعه سرمایه داری، آنها را از تضادهای بین امپریالیستی که منجر به دو جنگ جهانی شد و امروز باعث درگیریها میشود، چه وضعیت غزه باشد و چه در اوکراین، محافظت نمی کند." پکن عمیق ترین درک را از سیاست بین الملل دارد. به گفته دیمیتری نوویکوف، این به مسیر توسعه سوسیالیستی چین مرتبط است. چین به قدرت خود اطمینان دارد و می داند که می تواند بدون درگیری مسلحانه در برابر رقابت غرب مقاومت کند. این منبع تمام ابتکارات صلح آن است. چین میتواند مدل توسعه ای ارائه دهد که بدون اجبار برای سایر کشورها و مردم جذاب باشد. ربع اول این قرن پشت سر گذاشته شده و سه چهارم آن هنوز در پیش است. نوویکوف، یادآوری کرد که در آغاز قرن گفته می شد که "آزمایش سوسیالیستی" شکست خورده است. حتی امروز، در همان برنامه های تلویزیونی کانالهای دولتی روسیه، تشویقهایی برای چین می شنویم و به دنبال آن حملاتی به اتحاد جماهیر شوروی و تلاش برای اجتناب ناپذیر جلوه دادن انحلال آن در جریان است و ظاهراً این بحثها توسط افراد همفکر انجام میشود. هر چند ساخت چنین سیستم استدلالی عجیبی، نمونه ای از رفتار بخش تبلیغات بورژوازی حاکم روسیه است. با این حال، کشور ما در دوران شوروی به بزرگترین موفقیتهای خود دست یافت. اگر میخواهیم موفق باشیم، باید آن راه را ادامه دهیم. روند وقایع به وضوح آن را نشان میدهد. سخنرانان در باره تجربیات اتحاد جماهیر شوروی که امروزه می توانند مفید باشند، سؤال کردند. همانطور نوویکوف اشاره کرد، اتحاد جماهیر شوروی مانند کمون پاریس فقط برای چند هفته یا چند ماه وجود نداشت. آری، خبرنگاران خارجی آن زمان در روسیه شوروی، نوعی حس خوش بینی و آغازهای جدید را در میان رهبری بلشویک در ژانویه 1918 مشاهده کردند. این به این دلیل بود که آنها از کمون پاریس جان سالم به در برده بودند. حتی اگر مداخله گران خارجی در سرکوب قدرت شوروی موفق می شدند، این دوره از قبل به مبارزه جهانی برای سوسیالیسم کمک میکرد. پایه های قانونی دولت جدید بنا نهاده شده بود و بسیاری از مسائل عملی حل شده بود. مراحل بعدی توسعه سوسیالیستی را میتوان در تاریخ بعدی اتحاد جماهیر شوروی شناسایی کرد: سیاست اقتصادی جدید لنین (NEP)، رقم بالای تعاونیها در زمان استالین و... وضعیت در مرحله اولیه بسیار پیچیده بود، اما پس از سال 1945 ما از سیستمی از کشورهای سوسیالیستی داشتیم. به همین دلیل است که دوران شوروی طولانی است. این دوران به کمونیستهای مدرن این فرصت را می دهد که از گنجینه ای از تجربیات متنوع بهره ببرند. ما اکنون این ثروت را در اختیار داریم و میتوان از آن در آینده برای توسعه روسیه سوسیالیستی، که به آن اعتقاد داریم و برای آن می جنگیم، استفاده کرد. قابل توجه است که در آکادمی علوم اجتماعی چین و در مؤسسات مارکسیستی در سراسر چین، تجربه شوروی با دقت بسیار مورد مطالعه قرار می گیرد. در طول اصلاحات دنگ شیائوپینگ، شیوه های سیاست اقتصادی جدید لنین (NEP) برای چین بسیار مهم بود. و پکن ماهرانه آنها را اتخاذ کرد. امروزه، حزب کمونیست چین با دقت ثبات سیستم دولتی را تضمین کرده و از آسیب رساندن ابتکارات خصوصی به منافع عمومی جلوگیری می کند. افراد دارای ثروت زیاد مجاز به اعمال نفوذ بر دولت نیستند. ظهور الیگارشی در جمهوری خلق چین عملاً غیرممکن است. بله! تجربه چین بسیار ارزشمند است، همانطور که مثلاً تجربه بلاروس، جایی که یک سیستم اجتماعی-اقتصادی بسیار مؤثر با منابع بسیار محدود ایجاد شد، نیز ارزشمند است. اگر رهبران آینده روسیه به اندازه رهبران دوران لنینیستی و استالینیستی با استعداد باشند، می توانند درسهای عملی و مهمی از گذشته بگیرند و بر اساس آنها کشور را بسازند. در ارتباط با چشم اندازهای آینده روسیه، از مهمان پرسیده شد که دیمیتری نوویکوف توضیح داد، جواب این سؤال در برنامه پیروزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه منعکس است تأکید کرد، ما کشوری پهناور با مناطق آب و هوایی متنوع، تراکم جمعیت و سطوح متفاوت توسعه داریم. ما نمی توانیم دولت را از مسئولیت اداره چنین ملیت های پیچیده ای مبرا کنیم. اگر ادعا کنیم که بازار همه چیز را تنظیم می کند، باید فوراً اذعان کنیم که مهاجرت مردم از خاور دور طبیعی است. به هر حال، بازار آن را دیکته میکرد! اما رژیم تزاری نیز در توسعه این منطقه دورافتاده سرمایه گذاری کرد. خطوط راه آهن ساخته شد. سیاست اسکان مجدد اجرا شد. علیرغم تمسخر دموکرات ها، خط اصلی بایکال-آمور نقش مهمی در توسعه خاور دور ایفا کرد. در دوران شوروی، ساخت نیروگاه های برق آبی و آزاد سازی مناطق دورافتاده بخشی از سیاست های دولت بود. واگذاری این امور به اقتصاد آزاد نه تنها احمقانه، بلکه تحریک آمیز و جنایتکارانه است. اتحاد شوروی نمیتوانست برنامه هسته ای خود را بدون وجود صنعت اجرا کند و بسیاری از مشکلات دیگر حل نشده باقی می ماندند. برای مدیریت مؤثر بخشهای کلیدی اقتصاد، دولت باید مالکیت دولتی آنها را تضمین کند. ملی سازی عنصری از حکومتداری مؤثر است. این به معنای ملی کردن همه چیز، حتی مغازه های کوچک آرایشگاه نیست. اما تولید هواپیما، معدن، انرژی هسته ای، بانکداری و همچنین مسکن و خدمات شهری باید تحت کنترل دولت باشند. تمام سود حاصل از این بخشها باید به خزانه دولت سرازیر شود و برای زیرساختها، پروژههای اجتماعی و سرمایه گذاریها استفاده شود. اما در حال حاضر، سود به شرکتهای بزرگ می رسد. تنها بخشی از درآمد ها از طریق مالیات وارد بودجه دولت می شود. با این وضعیت، مالکان و مدیران این شرکتها خود را ثروتمند می کنند. الیگارشها حتی تحت شرایط جنگی امروز از بودجه دولتی نیز جیبهای خود را پر می کنند. واگذاری کل صنایع به شرکتهای بزرگ هم ناعادلانه و هم تعدی به دیگران است. ملی سازی در مقیاس بزرگ، شرایطی را برای برنامه ریزی استراتژیک جامع ایجاد می کند. این امر روسیه را قادر می سازد تا جایگاه از دست رفته خود را در اقتصاد، علم و آموزش بازیابی کند. برنامه حزب کمونیست فدراسیون روسیه آنقدر واضح و سنجیده است که ما به توانایی های خود اطمینان داریم. با این نگرش، ما در سال آینده وارد انتخابات دومای دولتی میشویم. اگر محاسبات ما نادرست باشد، حزب حاکم به سادگی با تبلیغات قدرتمند خود ما را مسخره خواهد کرد. اما این رویکرد در حال شکست است. به همین دلیل است که به تاکتیک دیگری متوسل میشود، تلاش می کند تا برنامه برنده ما به اجرا در نیایند.
https://tver.bezformata.com/listnews/dmitriy-novikov/154641404
تلگرام راه توده:
|