بر چنین حوزه و روحانیتی
چه اموری فرض است
چه اموری واجب؟
م. آناهیتا
مركز مدیریت حوزه
علمیه قم ( واحد احیای سنت های حسنه معاونت تبلیغ) پرسش هایی را در رابطه با مسایل
جنسی و روابط دختران و پسران در جمهوری اسلامی ایران مطرح كرده و خواسته كه هر كسی
در این مورد می تواند راه حل هایی
را
پیشنهاد بدهد.
من هم با
توجه به اهمیت موضوع سعی كرده ام هر چه می دانم ارائه بدهم شاید كمكی باشد جهت حل
مشكل:
1) – گذراندن زمان بوسیله افراد جامعه در یك شبانه روز(24 ساعت):دانشمندان علوم اجتماعی و زیست شناسی ساعات شبانه روز یك نفر را به 3 قسمت تقسیم كرده اند: 8 ساعت كار،8 ساعت استراحت و تفریح،8 ساعت خواب.
1-1)- 8 ساعت خواب:هر انسان در 24 ساعت نیاز به حد اقل 8 ساعت خواب راحت دارد تا بتواند برای زندگی دو باره تجدید قوا نماید.
1-2)- 16 ساعت باقی مانده(كار و تفریح و استراحت) : بنظر می رسد تمام مشكلات در جمهوری اسلامی ایران مربوط به این 16 ساعت باقی مانده از 24 ساعت در شبانه روز است. ببینیم دولت جمهوری اسلامی ایران1 برای این 16 ساعت و یا یك میلیارد و هشتاد و هشت میلیون ساعت در شبانه روز (16*68000000) برای جمعیت ایران چه برنامه ای دارد و چه اقداماتی در این جهت انجام داده است؟
2)- 8 ساعت كار: پیش نیاز تامین 8 ساعت كار برای تمام نیروی فعال در جمهوری اسلامی ایران تولید و فقط تولید می باشد، تولید به مفهوم عام شامل سه بخش كشاورزی، صنعت وخدمات است.
2-1)- بخش كشاورزی: جهت تولید در این بخش نیاز به آب، زمین، سرمایه وابزارتولید و وسایل تولید می باشد، بعبارتی برای تولید برنج، گندم، پنبه و….نیاز است زمین مستعدی، آب مكفی ، تراكتورو انواع دنباله بند ها مانند خیش، دیسك، نهر كن و…. برای پرورش دام و طیور و آبزیان و… نیاز به دام، ساختمان، علوفه كافی و…
2-2)- بخش صنعت : نیاز به ساختمان، سرمایه، ابزار و وسایل تولید و….
2-3)- بخش خدمات: كه شامل: آموزش و پرورش، مراكز درمان، حمل ونقل و…كه نیاز به ساختمان ، وسایل آموزشی و وسایل بیما رستانی و …..
2-4)- اشتغال نیروی فعال: با فراهم شدن عوامل تولید سه گانه فوق نیروی كار می تواند مشغول شود و 8 ساعت از 24 ساعت خود را بگذرانند و در عین حال در آمدی كسب و بتوانند زندگی روز مره خود را براحتی تامین كنند.
2-5)- بازار فروش:مسلما تولید نیاز به بازار فروش دارد چه در داخل و چه در خارج، كه باید به آن توجه شود.
3)- نیروی فعال (
نیروی انسانی در سنین كار
–
بین 15 تا 65 ساله):
بر پایه سرشماری
سال 1375 مركز آمار ایران نیروی فعال 33.7 میلیون نفر (56 در صد كل جمعیت)2و
در سال 1384 این تعداد به 38 میلیون نفر( 56 در صد جمعیت
68 میلیون نفری سال 1384)
رسیده است،
از این تعداد 19 میلیون نفر زن و 19 میلیون نفر مردمی باشند.
معنی این
آمار این است كه در ایران دولت با استفاده از تولید در حال حاضر باید 38 میلیون
تولید كننده داشته باشد،
كل شاغلین در بخش های سه گانه حداكثر 17 تا18میلیون نفر می
باشند.
3-1)- 20 تا 21 میلیون نفر بیكار (به مفهوم عام كلمه): ممكن است گفته شود كه تعداد زیادی از این بیكاران زن هستند و چون زنان بیشتر خانه دار می باشند، نیازی به كار ندارند، گرچه در ابتدا این استدلال درست بنظر می رسد ولی با توجه به اینكه تقریبا تمام زنان و دختران ما با سواد هستند و حتی عده زیادی تحصیلات عالیه دارند و از طرف دیگر به علت جو حاكم بر ایران و جهان ( پیشرفت های صنعتی و امكان های مردم سالاری و دمكراسی و امكان بروز استعداد های همه انسان ها از جمله زنان و امكان اینكه همه انسان از جمله زنان فردا و بدون اتكا به دیگران حق دارند و می توانند مستقلا و باید شخصا زندگی خود از جمله زندگی اقتصادی خود را اداره بكنند.) اشتغال كامل زنان( شركت وسیع در تولید اجتماعی) در دستور روز می باشد و حداقلش این است كه شدیدا در حال رشد می باشد و از طرفی با توجه به بالا رفتن هزینه های زندگی، زنان بالاجبار باید كار كنند، استدلال فوق نمی تواند نه تنها در حال حاضر بلكه حتما در آینده نمی تواند قابل قبول باشد.
به فرض اینكه استدلال فوق درست باشد آیا در جمهوری اسلامی برای گذاران 16 ساعت(از 24 ساعت) آنها فكری كرده اند، در گذشته تعداد بچه ها در یك خانواده زیاد بود ودر نتیجه زنان فرصت سر خاراندن نداشتند(گرچه در روستا ها زنان تعداد زیادی بچه داشتندو تا حدودی مجبور بودند حدود 30 تا 50 درصدكارهای دامداری و زراعی و قالی بافی و… را به عهده بگیرند)، ولی در حال حاضر بعد خانوار بویژه خانوار های شهری و طبقات متوسط شهری شدیدا كاهش یافته است، تعداد بچه در یك خانواده ها به 4 نفر،3 نفر،2نفر،وحتی 1 نفر رسیده است.
فرض كنیم كه یك زن 2 بچه دارد. به محض اینكه از آب و گل در آمدند و راهی مدرسه شدند حد اكثر چند ساعت(شاید 4 تا6 ساعت) از 16 ساعت را می توانند پر كنند( وجود نفت و گازو برق برای پخت و پز، وجود غذا های آماده و نیمه آماده و ….) در صورتی كه در گذشته زنان با 7تا 10 بچه كه بیشتر شباهت به یك كودكستان و مدرسه و یك پانسیون داردمجبور بودند كه از صبح تا دیری از شب كار كنند و تقریبا فرصت سر خاراندن نداشتند.
با توجه به اینكه شرایط فوق روز به روز رو به افزایش است،10 ساعت اضافه وقت در 24 ساعت را چگونه پر كند؟ برای پر كردن بیكاری این خانم های خانه دار مجبور ند پناه ببرند به فیلم های ویدئویی، ماهواره ها و حتی خیابان گردی ( از این مغازه به آن مغازه رفتن از این منطقه به آن منطقه دیگر رفتن)، عده ای از مردها فكر می كنند با ماندن زنها در خانه سالم تر می مانند، چنانچه از مسئله اقتصادی كار زنان بگذریم در موارد زیادی ماهواره ها و انواع و اقسام فیلم های ویدئویی و... می تواند حتما فساد پذیر تر باشند.
4)- زنان كار نكنند یا كار بكنند؟ عده ای از جمله بعضی از مراجع تقلید معتقد هستند كه اصولا زن نباید كار كند و بر عكس عده ای از جمله آقای خمینی و بعضی از مراجع تقلید معتقد بودند و هستند كه هیچ ما نعی برای كار كردن زن نباید باشد.
4-1)- اصل این است كه 16 ساعت به شكلی باید پر شود: چنانچه از مطالب فوق بر می آید، اصل و پایه اینست كه بشكلی 16 ساعت وقت آزاد در شبانه روز زنان باید پر شود البته فرض می گیریم كه مسایل اقتصادی و هزینه های یك زندگی متعادل و شرافتمندانه ودر حد قابل قبول در جامعه ایران حل شده است.
4-2)- زنان كار كنند: آنهایی كه اعتقاد دارند كه زن باید كار كند و یا حداقل مانعی برای كار كردن زن نباید باشد، برنامه شان این است كه از این 16 ساعت، 8 ساعت را كار تولیدی پر می كند، البته برای باقی مانده نیز باید برنامه شان را ارائه بدهند.
4-2)- زنان كار نكنند: معتقدین به این عقیده آزاد هستند كه این طور فكر كنند ولی نباید فراموش كنند كه زنان ( زنان به مفهوم عام یعنی دختران، دختران ازدواج نكرده، زنان ازدواج كرده، زنان ازدواج كرده جدا شده، زنان ازدواج كرده و شوهر از داده بهر دلیل و…) در شبانه روز 16 ساعت وقت اضافه دارند. برنامه عملی و واقعی شان در مورد 34 میلیون نفر به ویژه برای زنان بالای 10 ساله– حدود 25 میلیون نفر- چیست؟ بهتراست خودشان جواب بدهند من جوابی در این مورد ندارم.
5)- بیكاری بزرگ ترین مشكل در جمهوری اسلامی ایران (جهان) : مركز مدیریت حوزه علمیه قم، باید بگویم به نظر من بزرگترین مشكل در جمهوری اسلامی ایران بیكاری به مفهوم عام آن می باشد، در داخل ایران هر كسی به شكلی بتواند قدمی در این جهت بر دارد می توان او را خدمتگذار و طرفدارمردم دانست. آیا مسئولین جمهوری اسلامی ایران در این جهت قدم بر می دارند؟ به نظر می رسد عده نسبتا زیادی در این وادی ها نیستند، ویا اعتقادی به این حرف ها ندارند.
5-1)- تولید و باز هم تولید: تولید بزرگ ترین و شاید تنها راه برون رفت از مشكلات مطرح شده می باشد، مسلما مشكلات دیگری كه باقی می ماند با اتكا به همین تولید و راه های دیگر تا حد زیادی قابل حل است (عمدتا).
قبل از هر چیز باید گفت بازار، فروش محصولات تولیدی یكی از شاخه های تولید می باشد، حتما لازم است ولی تبدیل آن، به پایه و همه چیز اقتصاد یك كشور نه تنها بزرگترین اشتباه بلكه می تواند در حد خیانت تلقی شود. به عنوان مثال آوردن 50 میلیارد دلار كالا ( واردات رسمی ، قاجاق، قاچاق پنهان) از خارج می تواند حد اكثر 2میلیون نفر شغل ایجاد كند ولی تولید 50 میلیارد دلار كالا در داخل شاید ده برابر این شغل درست كند . ( البته این مثال است. مبادلات تجاری با دنیا بجای خود باقی است).
می توان گفت كه این 50 میلیارد دلار تولید بشكل مستقیم و غیر مستقم تمام 68 میلیون ایرانی را مشغول می كند، دانش آموزان، دانشجویان و تمام سواد آموزان می دانند آنچه آموخته اند فردا می توانند در تولید استفاده كنند، این فكر دیگر وجود ندارد كه درس خواندن و تحصیل كردن چه فایده دارد؟ می دانند كه استفاده عملی اش در جامعه و در تولید وجود دارد.
- مسئله بودجه مركز تحقیقاتی در ایران و جهان: یكی از مسایلی كه توسط استادان و دانشگاهیان مطرح هست این است كه می گویند كه بودجه تحقیقاتی مراكز تحقیقاتی و دانشگاهی ایران نسبت به مراكز تحقیقاتی دنیا و دانشگاه های دنیا كم است مثلا در آلمان بودجه های پژوهشی و تحقیقاتی 3 در صد ارزش ناخالص كشورآلمان است( 3 در صد مثال است دقیق نمی دانم) و در ایرا ن مثلا 1 در صد است، ولی این دوستان نمی گویند كه تولید ما چقدر است؟ كشوری كه بر پایه واردات می چرخد و تولیدی ندارد، بود جه تحقیقاتی می خواهد چه كند، تازه اگر هم داشته باشد قرار است در كدام تولید مورد استفاده قرار بگیرد؟ كشوری كه فروشنده تولیدات دیگران است، نیازی به تحقیقات ندارد. بعبارت دیگر تحقیقات برای تولید است نه برای دلالی. پژوهشگران ما بجای اعتراض به واردات بی رویه و لجام گسیخته و درواز های گمركی باز و دروازه های بی در و پیكر، به كم یا زیاد بودن بودجه اعتراض می كنند.
6)- تهاجم فرهنگی و تولید:عده ای در دهه های اخیر انواع و اقسام بودجه برای تهاجم فرهنگی ( از نظر خودشان) اختصاص داده اند، این افراد خود به دو گروه تقسیم میشوند. عده ای كه واقعا خواستار مبارزه با آن هستند و عده ای زیر این پوشش كارهای استعماری خود را انجام و پیگیری می كنند. در مورد گروه اول باید به آنها گفت كه بهتر است ابتدا تولید را سر و سامان بدهند و بیكاری مردم را كاهش بدهند و مردم را از نظر اقتصادی تامین كنند و سپس دست به اقدامات دیگربزنند. اینها باید بدانند بزرگ ترین تهاجم فرهنگی كه بوسیله كشور های استعماری از جمله امریكا و اروپا به ایران تحمیل شده، نابودی تولید است.
7)-8 ساعت استراحت و تفریح: به فرض كه 8 ساعت كار را با تولید و كار پر كردیم، می ماند 8 ساعت باقی مانده یعنی استراحت و تفریح، كه در این مورد دولت باید برنامه اصولی و عملی و واقعی داشته باشد، از تجارب كشورهای دیگر نیز می توان استفاده كرد.
ایجاد امكانات متعدد ورزشی – میدان های ورزشی، باشگاه های ورزشی و....- ایجاد محل تفریحی هفتگی، ماهانه، سالیانه در مناطق خوش آب و هوا، كنار دریا، مناطق آثار باستانی، تاسیسات هنری متعدد- سالن های تئاتر، سینما،موسیقی و...-
8)- پایان مطلب:به نظر می رسد كه ابتدا باید مشكلات را اولویت بندی كرد و فشار را گذاشت روی اولویت های اول و دوم بدون اینكه به اولویت های بعدی بی توجه باشیم ، در ضمن راه حل ها باید با توجه به شریط كنونی ایران و جهان باشد، راه حل 100 سال پیش،200 سال پیش،1000 سال پیش به دلایل مختلف نمی تواند كار گشا باشد.
من نمی دانم انگیزه واقعی حوزه علمیه چیست، ولی اگر این اصول اولیه و ابتدائی را هم ندانند، وای بر ملت ایران که چنین حوزه و روحانیتی همچنان بخواهد بر مقدرات این ملت حکومت کند!
فرمات
PDF :
بازگشت
1 منظور من از مفهوم دولت در اين مطلب دولت به مفهوم عام است كه شامل تمام دست اندر كاران در جمهوري اسلامي ايران است:از رهبر و نهاد رهبري گرفته تا يك مسئول ساده، از حوزه علميه قم گرفته تا يك مسجد، از دانشگاه گرفته تا يك كودكستان، از وزارت اقتصاد گرفته تا اداره كشاوزري در يك شهر كوچك، از بخش دولتي گرفته تا بخش خصوصي ،از يك استاد دانشگاه گرفته تا يك كارگرو كشاورزي و…. بعبارت ديگر هيچ كسي مصون از مسئوليت و پاسخگويي و مسئوليت پذيري نيست هر كس مطابق مسئوليتش بايد جوابگو باشد،وظيفه دارند در جهت حل چنين مشكلاتي از جمله روابط جنسي و.... قدم بر دارند، مثلا بخش خصوصي نمي تواند مسئوليتش را گردن بخش دولتي بياندازد ،يا رئيس جمهور به گردن وزارت ارشاد و سازمان تبليغات اسلامي بياندازد و....
2 نتايج تفصيلي كل كشور، سر شماري نفوس و مسكن در سال 1375 مركز آمار ايران صفحات يك تا پانزده.