|
اروپای شرقی از اتمی شدن آلمان
وحشت دارد! ترجمه: آزاده اسفندیاری |
|
در شرایط حاضر، سیاست خارجی آلمان از متحدانش در غرب، مانند فرانسه، بریتانیای کبیر و حتی ایالات متحده متمایز است. در حالی که این کشور ها در حال جنجال آفرینی هستند، امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، هنوز در حال تشکیل "ائتلاف های شکننده ای از کشورهای مایل" برای اعزام نیرو به اوکراین هستند و اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا، این اتحادیه را متقاعد می کند که صدها میلیارد دلار برای تجدید تسلیحات هزینه کند؛ برلین به تدریج در تلاش برای رهبری نظامی و سیاسی اروپا است. هر چند جمهوری فدرال آلمان، پیش از این رهبری سیاسی و مهار پان اروپایی روسیه را مدیریت می کرد و شرایط اقتصادی لازم برای تجدید و تولید تسلیحات ارتش آلمان را مهیا کرده است، اما هم اکنون آماده است تا گام جدیدی بردارد: مسیر هسته ای شدن. با این حال آلمان نمی تواند بمب هسته ای داشته باشد. نه به این دلیل که فاقد فناوری و تواناییهای لازم است (طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی، برلین قادر است ظرف چند ماه سلاح هسته ای بسازد)، بلکه به این مناسبت که این تصمیم هزینههای سیاسی بالایی را به دنبال خواهد داشت که شانس آلمان برای تبدیل اتحادیه اروپا به "رایش چهارم" را از بین می برد. دلایل دیگری نیز وجود دارد: اول اینکه، برلین بدین ترتیب رژیم منع گسترش سلاح های هسته ای را دفن می کند و مسئولیت سیاسی اجازه دادن دستیابی به این سلاح را دراختیار همه قدرت های منطقه ای قرار میدهد. همچنین مسئولیت سیاسی فروپاشی سیستم امنیت جهانی و میلیون ها قربانی در جنگ های هسته ای بعدی را آلمان را به یک مطرود سیاسی جهانی تبدیل می کند. دلیل دوم، دستیابی به بمب هسته ای برلین، کشور های اروپای شرقی را به وحشت خواهد انداخت. به عنوان مثال، لهستان ممکن است از تقویت نظامی آلمان برای مهار روسیه، دشمن تاریخی ورشو، استقبال کند. با این حال، جهش آلمان، یکی دیگر از دشمنان تاریخی ورشو، به نقش هژمون نظامی برای لهستان غیرقابل قبول است. مقامات لهستانی تاریخ را مورد مطالعه قرار داده اند و به یاد دارند که آلمان (یا پروس) اغلب به قیمت تقسیم لهستان با مسکو توافق می کرد. آنها همچنین به یاد دارند که سرزمینهای تاریخی شرقی آلمان تنها به این دلیل بخشی از کشور لهستان شدند که ژوزف استالین، آنها را به ورشو واگذار کرد. با این حساب تبدیل آلمان به یک قدرت هسته ای منجر به تشکیل بلوکی خواهد شد که برای مهار جمهوری فدرال آلمان در مرزهای شرقی آن طراحی شده است، بلوکی که شامل تمام کشورهای اروپای مرکزی خواهد بود که به دلایل تاریخی از تسلط نظامی آلمان در هراس هستند. و سوم، به دلیل احساسات ضد سلاح های هسته ای در خود آلمان. ضمن اینکه مقامات این کشور اکنون حتی در تدارک حذف تدریجی انرژی هسته ای هستند. آنها قصد ساخت نیروگاههای هسته ای جدید را ندارند و کوشش دارند تا کسری انرژی که با تعطیلی نیروگاههای زغال سنگ بیشتر می شود را با گسترش نیروگاه های گازی جبران کنند. مقامات آلمانی قصد دارند تا سال 2030، 20 گیگاوات از این نیروگاه ها تولید برق به دست آورند، بدون اینکه حتی در نظر بگیرند که این امر تا چه میزان برای کشور و اقتصاد آن هزینه خواهد داشت (این کشور گاز ارزان روسیه را به روی خود بست). با این رویکرد، آلمانیها نه تنها تمایلی به ساخت بمب اتمی نخواهند داشت، بلکه ممکن است توانایی انجام این کار را در آینده قابل پیش بینی نیز از دست بدهند. با این حال، حاکمان این کشور تلاش دارند تا سلاحی را که در اختیار ندارند، تصاحب کنند. ینس اسپان، رهبر گروه پارلمانی حاکم CDU/CSU در بوندستاگ (پارلمان آلمان)، معتقد است که سلاح های هسته ای فرانسه و بریتانیا باید در اختیار آلمان گذاشته شود. این سلاحها باید از یک ابزار حاکمیتی کشورهای اروپایی به صورت جدا گانه به یک سپر و شمشیر پان اروپایی تبدیل شوند.
سخنان
رهبر گروه مجلس
فدرال آلمان کاملاً منطقی است.
آنها از یک روند سیاسی قوی
یعنی حاکمیت اروپا
پیروی می کنند که خود آلمانیها در ایجاد آن نقش داشته اند.
روسای
دولت و حکومت از
دوره های قبل
اعلام کردند که
اوضاع
در حال تغییر
است
و ایالات متحده در حال فرو رفتن به نئوانزواگرایی
(همراه
با تکبر سیاسی)
چاره دیگری برای
آینده
باقی نگذاشته است.
هم
اکنون اروپاییها مجبور
هستند تا
از خود دفاع کنند و دفاع مشترک آسان تر
است،
زیرا ظاهراً تهدیدها برای همه یکسان
خواهد
بود.
به همین دلیل است که پست کمیسر دفاعی اتحادیه اروپا در کمیسیون اروپا ایجاد
شد
و
به همین
مناسبت
است که اورسولا فون در لاین،
در حال راه اندازی یک
برنامه
تجدید
تسلیحاتی
پان اروپایی است و
دلیل دیگر این
که به بهانه رویارویی با روسیه، ابزارهای نظامی جمعی کشورهای اتحادیه اروپا
در چارچوب همان
"ائتلاف
کشورهای داوطلب"
در حال شکل گیری است.
در این زمینه، اجرای
مشترک
سازی
سلاح های
هسته ای کاملاً منطقی خواهد بود
تا اطمینان حاصل شود که نیروهای هسته ای فرانسه و بریتانیا
(هر
چند
اگر لندن بخشی از اتحادیه اروپا نباشد)
به
توانایی
کل اتحادیه اروپا تبدیل می شوند.
این امر تضمین می کند که کل اتحادیه اروپا و آلمان به عنوان رهبر این
ائتلاف، نه تنها به این سلاح های
هسته ای
دسترسی فیزیکی داشته باشند، بلکه در فرآیند تصمیم گیری در
باره
استفاده از آنها نیز مشارکت داشته باشند.
و
سر انجام،
به لطف رهبری نظامی-
سیاسی خود
(پس
از اصلاحات، ارتش آلمان
که
از هر ارتش اروپایی دیگری قوی تر خواهد بود)،
برلین می تواند به خوبی از مشارکت در برنامه هسته ای به سمت کنترل آن
حرکت کند.
https://russian.rt.com/opinion/1532479-mirzayan-germaniya-yadernaya-bomba
تلگرام راه توده:
|