راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

   لالائی های غرب
و خواب خرگوشی
آخرین رهبران شوروی

والری بورت- بنیاد فرهنگ استراتژیک
ترجمه- کیوان خسروی



به تازگی مجله آلمانی اشپیگل به وقایع سال ۱۹۹۴ بازگشته و اسناد محرمانه آن دوران را تجزیه و تحلیل کرده است. در این نشریه مطالبی نشر شده که نشان می دهد بیل کلینتون، رئیس جمهور آمریکا، امکان پذیرش مسکو در ناتو را بررسی کرده بود. با این وجود، صدراعظم هلموت کهل، صدراعظم وقت آلمان، با این موضوع مخالفت کرده است.
در سپتامبر ۱۹۹۴، بوریس یلتسین، رئیس جمهور روسیه، سفری به ایالات متحده آمریکا داشت. در آن زمان، روابط بین روسیه و ایالات متحده آمریکا عمدتاً به دلیل امتیازدهی مداوم کرملین به طرز غیرمعمولی جذاب به نظر می‌رسید. از این رو، از مهمان در کاخ سفید با افتخار استقبال می شد. برای شام، میز بزرگی در اتاق نشیمن چیده شده بود و در آن 130 (!) میهمان محترم بشقاب های خود را به صدا درمی‌آوردند. پیشخدمت به آنها توصیه کرده بود که مراقب چاقوها باشند - آنها خیلی تیز بودند. هر دو رئیس جمهور مجبور بودند در مورد مسائل یکسانی بحث کنند. وقتی گفتگو به ناتو و برنامه مشارکت برای صلح که روسیه در آن شرکت داشت، کشیده شد، کلینتون به یلتسین قول داد: «می‌خواهم بدانی که من هرگز عضویت روسیه را رد نکرده‌ام... هدف من همکاری با تو و دیگران برای ایجاد بهترین شرایط برای یک اروپای واقعاً متحد، یکپارچه و بدون تفرقه است». یلتسین پاسخ داد: «من متوجه هستم و از آنچه گفتید متشکرم». به نظر می‌رسید که یک اتفاق باورنکردنی در پیش است: ورود روسیه به ناتو! با این وجود، فریاد اعتراض از برلین به گوش رسید. اشپیگل می‌نویسد که وزیر دفاع آلمان، فولکر روهه، اصرار داشت که ورود روسیه به این اتحاد، «گواهی مرگ» برای ناتو خواهد بود. اشپیگل به طعنه می‌نویسد که وقتی سخن از عضویت روسیه در ناتو شد، «دولت آلمان مانند بتن انعطاف‌پذیر شد» . مسلم است، صدراعظم کهل مشتاق دیدن روس‌ها در ستاد این آلیانس در بروکسل نبود. به نظر می‌رسید که « لموتِ دوست»، که یلتسین با او ودکا می‌نوشید و رفیق گرمابه و گلستان شده بود، باید طرف روسیه باشد. دو کشور به هم نزدیک‌تر شده بودند، آنها را ارتباطات تجاری و توافقات مختلف به هم پیوند می داد. اما... هلموت کهل فقط در ظاهر فردی ساده‌لوح و خوش‌خلق بود. دیدگاه‌ها و محاسبات او کاملاً عمل‌گرایانه بود. علاوه بر این، خمیرمایه قدیمی ضد روسی در او در حال تخمیر بود. او بر این باور بود که اگر مسکو به این آلیانس پذیرفته شود، اختلافات داخلی بیش از حد جدی می‌شوند و این امر ناتو را ناتوان از عمل می‌کند. این دیدگاه او با دیگر اعضای «مقامات ارشد» آلمان نیز همسو بود، طبق ادعای اشپیگل، معتقد بودند اگر مسکو به این آلیانس بپیوندد، نیروهای نظامی غربی ممکن است مجبور شوند «از روسیه در مرز با چین (یک قدرت هسته‌ای) و مغولستان دفاع کنند».
با این حال، این توهمات برای مدت طولانی از بین نرفت. یک اقدام اساسی در مورد روابط متقابل، همکاری و امنیت بین روسیه و ناتو ظاهر شد. اما آنچه در پی آمد، نه اقدام عملی مشخص، بلکه حرف‌های پوچ و توخالی بودند... اشپیگل می‌نویسد که آندره کوزیرف، وزیر امور خارجه روسیه، از همتای آلمانی خود کلاوس کینکل پرسیده است که چرا روسیه نمی‌تواند عضو ناتو شود. او با طفره رفتن پاسخ داده بود که «در حال حاضر» این اتحاد آماده پذیرش مسکو در صفوف خود نیست. در واقع، این هرگز نمی‌توانست اتفاق بیفتد. در اینجا علاوه بر مطالب مجله آلمانی، برخی حقایق وجود دارند.
در اول آوریل ۱۹۵۴، اتحاد جماهیر شوروی نامه‌ای به پاریس، که در آن زمان مقر ناتو بود، فرستاد. با توجه به تاریخ ارسال، ممکن است تصور شود که شوخی به نظر می‌رسید، اما در بیان آمادگی مسکو برای پیوستن به این آلیانس، کاملاً جدی بود. پیشنهاد مسکو چنان غرب را شگفت‌زده کرد که بیش از یک ماه طول کشید تا پاسخی ارائه دهند. سرانجام، پاسخی سست و مبهم از راه رسید. در آن آمده بود که «این پیشنهاد با اصولی که سیستم‌های دفاعی و امنیتی کشورهای غربی بر اساس آن بنا شده‌اند، مغایرت دارد». واکنش ناتو بار دیگر نشان داد که اتحاد آتلانتیک شمالی یک سازمان دفاعی نیست، بلکه آنطور که کرملین ادعا کرد، یک بلوک نظامی تهاجمی و تهدیدی نظامی برای اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای سوسیالیستی است. در سال ۱۹۵۶، نیکیتا خروشچف، رهبر اتحاد جماهیر شوروی، از دبیرکل ناتو، پاول-هنری اسپاک، پرسید که چرا مسکو در این سازمان پذیرفته نشده است. او پاسخ داد که تصور فرماندهی مشترک ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی برایش دشوار است و در آن صورت، ماهیت خود این آلیانس کاملاً بی‌معنی خواهد شد. این بلژیکی به طور غیرمستقیم اعتراف کرد که افراد در ناتو نمی‌توانند از رویارویی و خصومت دست بردارند! سال‌ها بعد، جهان دستخوش تغییرات عظیمی شده بود: اتحاد جماهیر شوروی، قدرتی مخالف ناتو، فروپاشید، نظام سوسیالیستی فروریخت و پیمان ورشو دیگر وجود نداشت. روسیه دموکراتیک جدید دست خود را به سوی غرب دراز کرد، اما غرب با لبخندی ریاکارانه پاسخ داد. اعتماد جایگزین بی‌اعتمادی نشده بود.
با این وجود، نمایشی که در آن روسیه «پذیرفته» شده در ناتو و با وعده و وعید «تغذیه» شده، مدت زیادی ادامه یافت. آنها با لبخند، سلامتی، تضمین دوستی و فرا رسیدن دوران جدید «پیچیده» شده بودند. تمام جهان این تئاتر سیاسی را تماشا می‌کرد. کلینتون یادآوری کرد که «ما در را برای عضویت نهایی روسیه در ناتو باز ‌گذاشتیم، آنچه که من به یلتسین بطور روشن بیان کردم و دیرتر به جانشین او، ولادیمیر پوتین، تکرار کردم». رئیس جمهور روسیه خود در مصاحبه‌ای به خبرنگار آمریکایی الیور استون گفت: « به یاد دارم یکی از آخرین جلساتمان با رئیس جمهور کلینتون، او به مسکو آمد. در طول بحث، گفتم: شاید باید گزینه پیوستن روسیه به ناتو را بررسی کنیم. کلینتون پاسخ داد: «من مخالف آن نیستم.» اما کل هیئت نمایندگی بسیار عصبی شد و موضوع مسکوت ماند».
حالا یک مطلب تکمیلی دیگر به مطالب اشپیگل از خود مجله آلمانی. بیش از سه سال پیش، در فوریه ۲۰۲۲، این نشریه مقاله‌ای در مورد کشفی در آرشیو ملی بریتانیا منتشر کرد. این سند مربوط به سال ۱۹۹۱ بود که در آن نمایندگان کشورهای غربی عدم پذیرش گسترش ناتو را اعلام کرده بودند. این سند تحت عنوان «محرمانه» نگهداری می‌شد و توسط استاد دانشگاه بوستون، جاشوا شیفرینسون، معلوم شد. این سند با توجه به نتایج نشست نمایندگان وزارت‌های سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا، بریتانیای کبیر، فرانسه و آلمان تهیه شده بود. در این سند اشاره شده بود که ناتو گسترش نخواهد یافت و این اتحاد نمی‌تواند به لهستان و دیگر کشورهای اروپای شرقی عضویت پیشنهاد دهد. اشپیگل نقل قولی را از ریموند سایتز، نماینده آمریکا، نوشته است: «ما برای اتحاد جماهیر شوروی روشن کردیم... که قصد نداریم از خروج نیروهای شوروی از اروپای شرقی سود ببریم و ناتو نباید به شرق گسترش یابد، چه به صورت رسمی و چه غیررسمی». در این میان، ینس استولتنبرگ، دبیرکل ناتو، در مصاحبه‌ای با خبرگزاری آلمان در نوامبر 2021 ادعا کرد که آلیانس «هرگز قول نداده است که گسترش نیابد». آنچه در نهایت مشخص شده این است که ناتو شروع به گسترش شاخه‌های خود به شرق کرد. یلتسین مخالف این بود و در گفتگویی با کلینتون در مارس ۱۹۹۷ گفت: « موضع ما تغییر نکرده است. حرکت ناتو به شرق همچنان یک اشتباه است. اما من باید اقداماتی را برای کاهش پیامدهای منفی این امر برای روسیه انجام دهم...».
رئیس جمهور روسیه یک «توافق شرافتمندانه» را پیشنهاد داد، که در پروتکل ثبت نشده بود، مبنی بر اینکه هیچ یک از جمهوری‌های شوروی سابق به ناتو نپیوندند. کلینتون اعتراض کرد: مخفی نگه داشتن چنین چیزی غیرممکن است و چنین موضعی به نفع روسیه نیست. اما او ریاکار بود: در آن زمان، شورای امنیت ملی ایالات متحده آمریکا بطور مخفیانه در مورد موضوع پذیرش اوکراین و کشورهای بالتیک در ناتو بحث می کرد. این کشور مستقل هنوز هم با عصبانیت درِهای آلیانس را می‌کوبد. لتونی، لیتوانی و استونی مدت‌ها پیش در ناتو پذیرفته شدند... پوتین در یک کنفرانس مطبوعاتی در دسامبر ۲۰۰۲، به ویژه گفت: «ما واضح و مشخص بیان کردیم که حرکت بیشتر ناتو به شرق غیرقابل پذیرش است. اما چه چیزی در اینجا نامشخص است؟ آیا ما به مرزهای ایالات متحده آمریکا یا مرزهای بریتانیای کبیر رسیده‌ایم؟ آنها به سمت ما آمدند، در آستانه خانه ما ایستادند. آیا این یک درخواست گزاف برای عدم استقرار هیچ سیستم تهاجمی در نزدیکی خانه ما است؟». اما غرب به هیچ حرفی گوش نداد، تمام توافقات را زیر پا گذاشت. و بی‌وقفه دروغ می‌گفت. این روند همچنان ادامه دارد.
https://www.fondsk.ru/news/2025/08/27/rossiya-nato-drug-gelmut-byl-protiv.html


تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 979   -  12 شهریور 1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت