|
غرب و امریکا مشکل آب را در ایران آفریده اند؟ |
|
آقای رئیس جمهور پزشکیان در روز صنعت و معدن به مسئله آب و محیط زیست ایران اشاره کرد و از جمله گفت: "محیط زیست، آب و هوا و محل زندگی ما در خطر است. امروز اکثر شهرهای کشور با پدیده فرونشست روبرو هستند؛ درحالیکه دو سه سانتی متر فرونشست نیازمند جلسات اورژانسی است، ما با ۳۰ تا ۳۶ سانتی متر فرونشست مواجهیم. تمدن را بر پایه چاه های آب توسعه دادیم و حالا منابع از بین رفته و بازگشتی ندارد. نمی توان با چاه زنی های بیشتر آینده را نابود کرد." برای آنکه بدانیم که چه شد که به اینجا رسیدیم به چند نکته و نشانه می توان اشاره کرد و به چند پرسش اندیشید که فقط به ایران مربوط نمی شود: ۱- اسرائیل در حال نسل کشی در غزه و پاک کردن جمعیت و سرزمین آن از روی نقشه با همکاری و همدستی کامل آمریکا و اتحادیه اروپاست. اگر مقاومت مردم غزه و افکار عمومی جهان نبود این کار تا به امروز پایان یافته بود. دلیل این جنگ در کجاست؟ آیا آمریکا می خواهد غزه را به دوبی تبدیل کند؟ برای این کار حتما باید غزه باید از روی کره زمین پاک شود؟ نمی توان غزه را به همین شکل توسعه داد و به دوبی تبدیل کرد؟ ۲- آمریکا در طی بیست سال حضور خود در عراق یک جاده، مدرسه، بیمارستان، حتی یک خیابان هم نساخت که می توانست برای مردم کشورهای دیگر الگو باشند که به استقبال نیروهای آمریکایی بروند و این همه هزینه برای اشغال دیگر کشورها نکند. چرا؟ ۳- همین وضع در مورد سوریه، لیبی، سومالی، لبنان و افریقا وجود دارد که کشورهای غربی در حال تخریب آنها هستند بدون آنکه حاضر باشند حتی یک ریال در آنها سرمایه گذاری کنند مگر در استخراج نفت و مواد خام. به چه دلیل؟ ۴- کل سرمایه گذاری اروپا و آمریکا در خاورمیانه کمتر از ۳ درصد سرمایه گذاری آنهاست که بخش اعظم آن هم در اسرائیل است. چرا؟ اگر پاسخ این پرسش ها را پیدا کردیم در آن صورت می توانیم پاسخ به این پرسش را نیز پیدا کنیم که چرا ایران بدون آنکه وارد جنگی شده باشد دارد خود بدست خود کشور را بدست صنایع فولاد و پتروشیمی و کشاورزی صادراتی و تولیدات غیرمورد نیاز تخریب و غیرقابل سکونت می کند. سرمایه داری جهانی و غربی وارد مرحله ای شده است که دیگر روزبروز بیشتر از تخریب سود می برد نه از تولید. اگر بفرض مردم خاورمیانه و افریقا مرفه تر شوند بسود چه کسی خواهد بود؟ بسود آمریکا و اروپا که کالایی برای تولید و عرضه و فروش ندارند یا بسود چین که تولیدکننده است و می تواند کالاهای خود را بفروشد؟ امروز جهان پیرامونی به دو بخش تقسیم شده. یک بخش سیاست که مرکز تولید است و کالاهای مورد نیاز غرب در آنجا ساخته می شود. دوم خاورمیانه که آزمایشگاه تخریب است و باید خالی از سکنه شود تا فقط منابع مواد خام آن باقی بماند که غرب فعلا به آنها در جنگ اقتصادی با چین نیاز دارد. آمریکای لاتین هم در موقعیتی بینابینی بسته به میزان مواد خام و ظرفیت های طبیعی آن است. اسرائیل ابزار این تخریب در خاورمیانه و افریقاست و به همین دلیل همه غرب پشت سر آن است زیرا بقول صدراعظم آلمان "کار کثیف" یعنی همین تخریب خاورمیانه را بجای غرب انجام می دهد. آیا مسئول مشکل آب در ایران غرب و امریکاست؟ به طور مستقیم نه. به طور غیرمستقیم آری. نه فقط با سلاح تحریم بلکه مهمتر از آن با تحمیل ایدئولوژی نولیبرالی، ایدئولوژی ای که بیش از آنکه یک بسته ویرانگ اقتصادی باشد یک سلاح ویرانگرتر ژئوپولیتیک برای تخریب است. با پذیرش منطق نولیبرالیسم به عنوان ایدئولوژی رسمی اقتصاد حکومتی در ایران، هر فعالیتی که سوداور باشد با هر پیامدی، با هر تخریبی، با هر ویرانی انسانی و اجتماعی و زیست محیطی که داشته باشد ما آن را تشویق می کنیم و ادامه می دهیم. بحران آب، برق، گاز، بحران جمعیت، بحران ازدواج و تشکیل خانواده، بحران مسکن، بحران مهاجرت، بحران محیط زیست و همه بحران های دیگر ریشه در حاکمیت این تفکر سودمحور دارد که نتیجه غلبه نولیبرالیسم بعنوان سلاح ژئوپولیتیک غرب در ایران است. وقتی سود به هدف نهایی یک جامعه تبدیل شد یعنی آن جامعه خودبخود می رود به سمت تخریب. مانند خانواده ای است که همه اعضای آن فقط و فقط در اندیشه سود و منافع شخصی خود باشند. اگر کارشان به قتل و کشت و کشتار نکشد حداقل به جدایی خواهد کشید و ما امروز چنین جامعه ای هستیم. ما امروز منفعت شخصی را به عنوان یک ارزش پذیرفته ایم و بالاتر از هر چیز دیگر قرار داده ایم. نه منفعت این یا آن شخص، بلکه منفعت این یا آن بنگاه و واحد و بانک و تولیدکننده و صادرکننده و وارد کننده. گناه دولت و بخش عمومی، گناه آموزش و پرورش رایگان، گناه بیمارستان دولتی، گناه مسکن اجتماعی بسود محرومترین ها و ... این است که سودآور نیستند. اینها ضد ارزش هستند. اینها باید سودآور شوند، معلمان و پرستاران و پزشکان و کارکنانشان اخراج شوند، دستمزد و حقوقشان کاهش پیدا کند، آنان که می توانند مهاجرت کنند یا بدنبال "خویش فرمایی" بروند تا سودآوری تضمین شود. این تفکر حاکم بر کشور است و بحران آب و بحران های دیگری که با آن مواجهیم و در آینده بیشتر اوار آن بر سرمان فرود خواهد امد نتیجه حاکمیت این تفکر است. ما طی چند دهه سرنوشت کشور خود را گرده زده ایم به سودآوری یعنی به تخریب. امروز هم خودمان بدست خودمان با توهماتمان به سرمایه گذاری غرب و با سپردن سرنوشت مردم به سودآوری در حال نابود کشور خود هستیم. اکنون مسئله اصلی کشور ما تولید نیست، مسئله اصلی بازتولید است. زیرا آن تولیدی که ما داریم انجام می دهیم خود عامل تخریب است. ما باید روند تخریب را سد کنیم و سد کردن این روند یعنی آنکه هر آنچه تولید می شود باید بیش از آنچیزی باشد که از ذخیره تمدنی ما مصرف می کند. نمونه بحران آب نشاندهنده آن است که ما در طی چند دهه اخیر درست در مسیر معکوس عمل کرده ایم. برای تولید و صادرات مواد خام و کشاورزی ذخیره تمدنی خود را ویران کرده ایم. برای متوقف کردن این وضع همه منابع ما باید نه درجهت سود یک عده بلکه در جهت بازتولید جهت گیرد. بازتولید انسانی با تخصیص منابع در بهداشت، سلامت، آموزش، پرورش، مسکن. باز تولید محیط زیست با اختصاص منابع به تغییر جهت صنایع الوده ساز، بازسازی و احیای قنات ها، روش های نوین کشاورزی، استفاده از ظرفیت و دانش سنتی کشاورزان و کارگران و همه مردم وادار کردن صنایع آب بر در سرمایه گذاری برای بازیافت و استفاده از پس آب یا شیرین کردن آب یا تعطیل کردن آنها، با طرح هایی برای کاهش الایندگی، درختکاری کم آب بر، هوای پاک و محیط زیست سالم. بازتولید اجتماعی با کاهش فاصله طبقاتی، کم کردن از سودها و بالا بردن دستمزدهای کارگران و کارمندان و مزدبران. پایان دادن به مشاغل حاشیه ای و بیهوده و ... بنابراین هر طرح و پروژه موجود یا آینده ای در ایران باید یک پیوست تمدنی و بازتولیدی داشته باشد. همه منابع کشور باید در جهت احیای بازتولیدی یعنی در جهت بقا و ادامه حیات در این کشور از نو بررسی و تعریف یا بازسازماندهی شوند. ما در منطقه ای قرار داریم که خود دارای ثروت نفت است و آمریکا و اروپا حاضر نیستند یک ریال، جز در منابع مواد خام، در آن سرمایه گذاری کنند. هر نوع افزایش رفاهی در این منطقه یعنی ایجاد بازار برای کالاهای چین، چرا که خود آمریکا و اروپا هم دیگر تولید کالاهای مصرفی ندارند و از چین وارد می کنند. این منطقه باید به کل تخریب و ویران شود یا با جنگ و تحریم از بیرون یا با سلاح نولیبرالیسم و سودمحوری از درون. همه فشارهایی هم که امروز به ایران از بیرون وارد می شود بدین دلیل است که بصورت یک مانع دربرابر تخریب کامل تمام منطقه درامده است. ولی ما خود بدست خود از درون در حال تخریب تمدن چند هزار ساله کشورمان هستیم. اگر این وضع و این ضرورت را درک کردیم، ایران به اندازه کافی مردم دلسوز و کارشناسان میهندوست دارد که راه گذار از تخریب به بازتولید تمدنی را نشان دهند و عملی کنند.
تلگرام راه توده:
|