راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

خودتحریمی ساختاری

در جمهوری اسلامی

     

آقای حسن صمصامی، نماینده مجلس و از رهبران حزب تازه تاسسیس "تمدن نوین اسلامی" که ظاهرا فعالیتش شروع نشده تعطیل شده، خبر داد که براساس آمار دیوان محاسبات بیش از ۹۵ میلیارد دلار ارز صادراتی به کشور باز نگشته است. از سوی دیگر در دیدار هفته گذشته اقای پزشکیان، رئیس جمهور، با رهبران اتاق بازرگانی یکی از شرکت کنندگان خطاب به ایشان گفت: "برطرف کردن تحریم های داخلی با شما، دور زدن تحریم های خارجی با ما!"

 در شرایطی که چین بعنوان بزرگترین خریدار نفت ایران و بزرگترین صادرکننده به ایران و جهان از یکسو، روسیه از سوی دیگر و بیش از ۱۲۰ کشور عضو جنبش عدم تعهد اعلام کرده اند که تحریم ها را به رسمیت نمی شناسند و اجرا نمی کنند، ظاهرا اتاق بازرگانی نمی خواهد ماجرای "دور زدن تحریم" که اسم  رمز ابهام و عدم شفافیت و خروج ارز از کشور است را رها کند. این بعهده گرفتن وظیفه "ایثارگرانه" دور زدن تحریم ها توسط گردانندگان اتاق بازرگانی در شرایطی است که شرکت های هواپیمایی و اتریش و لوفت هانزا که فهمیده اند تحریم های ایران دیگر خریداری ندارد اعلام کرده اند که پروازهای مستقیم خود به تهران را از سر خواهند گرفت.

اکنون از 148 کشور جهان احتمالا کمتر از ۲۰ کشور خود را بطور نیم بند متعهد به تحریم ها می دانند و در واقع این ایران است که باید اعلام کند که هر کشوری که تحریم ایران را قبول داشته باشد تحریم می کند و به آن مستقیم و غیرمستقیم نه چیزی صادر می کند و نه وارد و همه راه های دور زدن تحریم ها را خواهد بست. ولی حکومت ایران و اتاق بازرگانی دست بردار نیستند و چون مسیر خروج ارز به سمت اروپا و امریکا و کاناداست همچنان بدنبال دور زدن تحریم ها هستند تا از این طریق بتوانند این بار شاید بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار ارز صادراتی را به کشور باز نگردانند.

واقعیت آن است که در یک دهه اخیر، مفهوم "تحریم" از ابزار سیاسی غرب فراتر رفته و به شاخصی از میزان استقلال یا وابستگی کشورها در نظم جهانی بدل شده است. در حالیکه چین، روسیه و بیش از 120 کشور از جهان جنوب به صراحت اعلام کرده اند که تحریم های یک‌ جانبه غرب علیه ایران یا هر کشور دیگری را به رسمیت نمی شناسند و سازوکارهای مالی جایگزین خود را ساخته اند، ایران همچنان در موقعیتی متناقض ایستاده است: کشوری که بیش از همه تحریم شده، اما بیش از همه آن را پذیرفته است. این پذیرش نه در گفتار رسمی، بلکه در رفتار نهادی و منطق اقتصادی کشور ریشه دارد.

در حالیکه کشورهایی مانند چین و روسیه شبکه های جایگزین شفاف خود را برای مبادلات مالی جهانی ایجاد کردند و بویژه روسیه از این طریق توانست تحریم را از مانع به محرک تبدیل کند و نشان دهد که می توان به جای دور زدن محدودیت، ساختار موازی و شفاف ایجاد کرد. در مقابل، واکنش ایران به تحریم از جنس تاکتیک بود نه راهبرد. اقتصاد ایران به جای ساخت سامانه های رسمی و قابل اعتماد، به شبکه ای از واسطه ها و مسیرهای غیرشفاف تکیه کرد. "دور زدن تحریم" به معنای جابه‌جایی غیررسمی پول و کالا از مسیر شرکت های واسطه در دبی، ترکیه یا شرق آسیا جا افتاد. این روش در کوتاه مدت امکان تنفس را فراهم کرد، اما در بلند مدت به شکلگیری اقتصادی سایه ‌وار انجامید که در آن شفافیت، نظارت و پاسخ گویی جای خود را به پنهان کاری و رانت داد. نتیجه آن شد که تحریم از بیرون تحمیل نشد، بلکه از درون بازتولید شد.

تداوم این وضعیت به منافع گروه‌هایی گره خورد که از تحریم سود می برند. هر جا مسیر رسمی بسته می شود، سودهای غیرعادی در مسیر غیررسمی ظاهر می گردد. با هر محدودیت بانکی، مجرای واسطه ای جدید باز می شود که انحصار و رانت می آفریند. برای این شبکه ها، تحریم به منبع درآمد تبدیل شده است؛ رفع آن یعنی از دست دادن قدرت و انحصار. از این رو، در لایه های پنهان ساختار اقتصادی ایران، نوعی میل به حفظ تحریم وجود دارد، زیرا ابهام و بی قانونی سودآور است. فراموش نکنیم همان روزهایی که قرار بود نماینده روسیه بعنوان رئیس دوره ای شورای امنیت سازمان ملل پایان تحریم های ایران را اعلام کند، طیفی در داخل کشور کارزار ضد روسی به راه انداخت و آقای سلاح ورزی، رئیس سابق اتاق بازرگانی خواهان اعتراض ایران به دولت روسیه شد! پایان تحریم ها یعنی بسته شدن یک دکان پرسود و پر رانت و این همان جایی است که "تحریم خارجی" به "خودتحریمی ساختاری" با هدف کسب سود تبدیل می شود.

در کنار این منافع، ذهنیت سیاست گذاری ایران نیز همچنان در مدار غرب می چرخد. بخشی از تصمیم‌گیران اقتصادی کشور، حتی در شرایط تحریم، همکاری با چین، روسیه یا بریکس را موقتی و فرعی می دانند و همچنان آرزو دارند درهای بازار غرب باز شود.

چین و روسیه با ساخت نظام مالی جایگزین نشان دادند که می توان حاکمیت اقتصادی را بازتعریف کرد. ایران نیز می تواند از این مسیر عبور کند، اما شرط آن رهاکردن سود کوتاه مدت، پنهان کاری و حرکت به سوی نظم مالی شفاف و پایدار است. در جهان امروز، تحریم برای کشورهایی که ساختار مستقل دارند، حکم تازیانه گذار را دارد ولی برای کشورهایی مانند ایران که در منطق رانت و ابهام گرفتارند، فقط بهانه ای برای تداوم رکود و وابستگی است. انتخاب میان این دو مسیر به اراده ای نیاز دارد که هنوز در حاکمیت سودمحور ایران نشانه پایداری برای آن دیده نمی شود.

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 986   -  7 آبان  1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت