راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

سرمقاله 983

ادامه نارضایتی ها زخمی است

که زمینه حمله دوباره را فراهم می کند

نگاهی به کتاب "هنر تحریم ها" نوشته- ریجارد نفیو

   

هفته گذشته سه کشور اروپایی سازوکار موسوم به "ماشه" را برای ایران فعال کردند. این در حالیست که روسیه و چین در همان زمان اعلام کردند که اروپا بدلیل نقض برجام چنین حقی ندارد و قطعنامه ۲۲۳۱ سازمان ملل متحد درباره ایران در موعد مقرر خود یعنی ۱۸ اکتبر خاتمه یافته تلقی می شود.

بدین منظور بیفایده نیست نگاهی انداخته شود به کتاب "هنر تحریم ها: نگاهی از میدان عمل" نوشته "ریچارد نفیو" تا ببینیم خود طراحان تحریم چه نتایجی را از آن انتظار دارند. این کتاب که در سال ۲۰۱۷ توسط انتشارات دانشگاه کلمبیا منتشر شد چهار فصل دارد:

در فصل اول مفاهیم کلیدی همچون "درد" و "تحمل" بعنوان اهداف و پیامدهای تحریم ها تعریف می شوند؛

در فصل دوم تجربه عراق بررسی می شود؛

فصل سوم به ایران اختصاص دارد؛

فصل چهارم به جمع‌بندی و ارائه چارچوبهای کلی می پردازد.

نویسنده خود یکی از مقام های عملیاتی در تیم طراحی تحریم های آمریکا بوده و مستقیما در روند تحریم های ایران نقش داشته است. از همین رو، کتاب بیشتر از آنکه تحلیلی دانشگاهی باشد، گزارشی است از درون دستگاه سیاست‌ گذاری و با زبان یک طراح و مجری تحریم ها نوشته شده است.

نفیو در این کتاب تحریم را نه بعنوان یک اقدام صرفا اقتصادی، بلکه به عنوان "هنر ایجاد درد" معرفی می کند. او مدعی است که هدف تحریم ها دولت ها هستند، نه مردم، اما موفقیت آن ها تنها زمانی تضمین می شود که فشار اقتصادی به نقطه ای برسد که حکومت دیگر نتواند ادامه مسیر دهد. در تعریف او، تحریم موفق به "نقطه تعادل" دست می یابد: جایی میان "درد" و "تحمل" که فشار به اندازه کافی شدید است تا دولت عقب‌نشینی کند، اما نه آنقدر که کشور فروبپاشد. به باور او، تحریم بیش از آنکه علم باشد، یک هنر است: هنر "تنظیم شدت درد".

برای نشان دادن این چارچوب، او دو نمونه اصلی را بررسی می کند: عراق و ایران.

درباره عراق توضیح می دهد که تحریم های شورای امنیت از سال ۱۹۹۰ به بعد تقریبا تجارت این کشور را نابود کردند. درآمد واقعی کارمندان دولت ۹۰ درصد سقوط کرد، میلیون ها نفر زیر خط فقر رفتند، و با وجود برنامه "نفت در برابر غذا" صدها هزار کودک از دارو و تغذیه محروم ماندند و جان باختند. نفیو اما نتیجه می گیرد که این تحریم ها شکست خوردند، زیرا صدام توانست فشار را به مردم منتقل کند و خود در قدرت بماند. از نگاه او، مشکل این بود که درد به دولت منتقل نشد.

در مورد ایران، روایت متفاوتی ارائه می دهد. او می نویسد که تحریم های گسترده پس از ۲۰۱۰، بویژه در حوزه نفت و بانک، سقوط ارزش ریال را رقم زدند و به تورم و بحران کالاهای اساسی انجامیدند. مثال او بحران مرغ در ۲۰۱۲ است: قیمت مرغ سه برابر شد و به گفته او "در یک ضربه کوتاه" نارضایتی اجتماعی بیشتری ایجاد شد تا سال ها محدودیت مالی. او همچنین به بحران ارز اشاره می کند که باعث شد تنها ثروتمندان و افراد نزدیک به قدرت بتوانند همچنان کالاهای وارداتی را تهیه کنند، در حالی که اکثریت مردم فقیرتر شدند. به باور نفیو، این "یک انتخاب" بود تا فشار اجتماعی بر دولت افزایش یابد و نهایتا جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۱۳ پای میز مذاکره بیاید و توافق برجام امضا شود.

بدیهی است که هدف نفیو تحریف و توجیه سیاست تحریم و ضمنا توصیه هایی برای موثر بودن آن است. برخلاف ادعای نفیو در مورد عراق، فشار از همان ابتدا به گونه ای طراحی شده بود که روی مردم بنشیند. تحریم ها عمدا تجارت، دارو و غذا را مسدود کردند و امکان هیچ انتخاب دیگری برای رژیم باقی نگذاشتند. ادعای نفیو که "صدام فشار را منتقل کرد" یک وارونگی زبانی است برای پوشاندن نقش مستقیم آمریکا. اعتراف معروف مادلین آلبرایت، وزیر خارجه وقت آمریکا، در سال ۱۹۹۶ مبنی بر اینکه مرگ نیم میلیون کودک عراقی براثر تحریم‌ها "ارزشش را داشت"، سند روشنی است که نشان می دهد فاجعه انسانی نتیجه مستقیم طراحی تحریم ها بود، نه انتخاب شخص صدام. اما نفیو می کوشد این واقعیت را بازنویسی کند تا مسئولیت اخلاقی از واشنگتن برداشته شود و جنایت انسانی ناشی از تحریم ها به گردن حکومت عراق بیفتد. این بازنویسی به معنای آن است که گویی صدام شخصا غذای همه آن ۵۰۰ هزار کودک را تنهایی خورده است، در حالی که واقعیت این بود که اساسا غذایی برای رسیدن به آن کودکان وجود نداشت.

در مورد ایران نیز همین دروغپردازی مشاهده می شود. تحریم ها دقیقا به شکلی تنظیم شده بود که فشار تحریم ها بیش از همه بر دوش طبقات پایین و متوسط بیفتد، در حالی که طبقات بالا و شبکه های رانت‌جو بتوانند از مسیرهای دور زدن تحریم سود ببرند. این وضعیت قشری را پدید آورد که می توان آن را "الیگارشی تحریمی" نامید: اقلیتی که از تحریم ها سود بردند و اکثریتی که زیر بار فشار له شدند. نفیو اما این وضعیت را یک انتخاب طراحی‌شده می نامد و آن را نشانه موفقیت می داند. به نظر او، این نابرابری عمدا ایجاد شد تا نارضایتی اجتماعی علیه حکومت شکل بگیرد و هزینه مقاومت برای دولت افزایش یابد. به همین دلیل بحران مرغ و بحران ارز در کتاب او نه به عنوان فاجعه انسانی، بلکه به عنوان نمونه های موفقیت تحریم معرفی می شوند.

معنای این روایت روشن است: در منطق طراحان تحریم، نابرابری در برابر پیامدهای تحریم نه یک پیامد ناخواسته، بلکه یک ابزار راهبردی است. اگر فشار بطور برابر بر همه تقسیم شود، جامعه حس عدالت می کند و انسجام اجتماعی شکل می گیرد، که این خود به تقویت دولت می انجامد. اما اگر فشار نامتوازن باشد و اکثریت زیان ببینند، در حالی که اقلیتی محفوظ بمانند یا حتی سود ببرند، احساس بی عدالتی و شکاف اجتماعی افزایش می یابد و دولت در موقعیت ضعف قرار می گیرد. اینجاست که باید گفت "هنر تحریم" در عمل همان هنر مهندسی نابرابری است: حفظ طبقات بالا و سودبرنده در امان، و انتقال بار اصلی به طبقات پایین تا شکاف اجتماعی حکومت را به تسلیم وادار کند.

در واقع تفاوت واقعی میان عراق و ایران نه در طراحی تحریم ها بلکه در شرایط ژئوپولیتیک بود. هم برای عراق و هم ایران، ایالات متحده پس از ۲۰۰۱ تصمیم به حمله نظامی گرفت. تحریم ها در هر دو کشور صرفا نقش تضعیف جامعه و آماده‌سازی زمینه حمله را ایفا کردند. سرانجام در عراق روایت "سلاح های کشتار جمعی" دستاویز جنگ شد. در ایران، چنین گزینه ای عملا در آن زمان ممکن نبود. جهان وارد مرحله ای چندقطبی شده بود: چین و روسیه به بازیگران کلیدی بدل شده بودند، بریکس در حال شکل گیری بود، و بازار جهانی نفت به صادرات ایران نیاز داشت. اتحادیه اروپا هم گرچه در تحریم ها همراه شد، اما از ابتدا تمایلی به حمله نظامی نداشت. ایران همچنین شبکه ای از نفوذ منطقه ای در لبنان، سوریه، عراق و یمن ایجاد کرده بود که هزینه هرگونه مداخله نظامی را بالا می برد. در نتیجه، همان فشارهایی که در عراق مقدمه جنگ شدند، در ایران مقدمه مذاکره شدند.

اما نکته بنیادین در "هنر تحریم ها" از نظر نفیو و طراحان تحریم مفهوم "نقطه تعادل" است. نفیو می گوید "نقطه تعادل" جایی است که فشار تحریم به اندازه کافی باشد تا حکومت عقب‌نشینی کند، اما نه آن‌قدر که کشور فروبپاشد. در واقع منظور از "نقطه تعادل" و"جلوگیری از فروپاشی" چیزی دیگرو دو نکته است:

اول آنکه فشار تحریم ها نباید بجایی برسد که حکومت ناگزیر شود که دست به اصلاحات ساختاری بزند. همیشه باید آب باریکه ای را باقی گذاشت تا حکومت بتواند به همان مدیریت و برنامه اقتصادی که در یک قطب سودبرنده از تحریم و در قطب دیگر بازنده تحریم و نابرابری و نارضایتی بجا می گذارد ادامه دهد.

دوم آنکه فشار تحریم نباید رابطه با غرب را طوری قطع کند که حکومت ناگزیر به سمت روسیه و چین و شرق جهت گیرد.

این نقطه تعادلی است که نفیو رعایت آن را "هنر" می داند. اگر بگوییم امریکا نتوانست این نقطه تعادل را درباره ایران تا قبل از جنگ اخیر "هنرمندانه" مدیریت کند خود را به نادانی زده ایم. هیچگاه در تمام این دوران طولانی تحریم، ایران نه به فکر اصلاحات ساختاری، مبارزه با فساد، مبارزه با تشدید فاصله طبقاتی و جلوگیری از افزایش نارضایتی ها افتاد و نه اتحاد مستحکمی با شرق برقرار کرد. نتیجه آن، جنگ دوازده روزه برای پایان دادن به کار ایران و حکومت و تجزیه کشور شد که موفق نشد و اینجا بود که "نقطه تعادل" به هم ریخت. ایران در عرصه نظامی به سوی شرق حرکت کرد و جایی برای حفظ نقطه تعادل باقی نگذاشت. دست یازیدن اتحادیه اروپا به "مکانیسم ماشه" نتیجه پایان یافتن این نقطه تعادل بود.

با اینحال هرچند از نظر نظامی و سیاست خارجی "نقطه تعادل" تحریم که برخی در ایران خودفریبانه و مردم فریبانه بدان"روابط متوازن" با غرب تحریم کننده و شرق تحریم شکننده نام داده بودند پوچ شد، ولی در عرصه سیاست اقتصادی داخلی در برهمان پاشنه گذشته می چرخد و ظاهرا خبری و اراده ای برای اصلاحات ساختاری و کوتاه کردن دست الگیارش ها از اقتصاد ایران و جلوگیری از تشدید نارضایتی ها وجود ندارد. این همان زخمی است که امریکا و اسرائیل و اروپا را به حمله ای دیگر به ایران بر روی موج جدیدی از نارضایتی ها امیدوار کرده است. هدف دعوت امریکا و اتحادیه اروپا برای ادامه مذاکره در عین حمله و تحریم ایران، تلاشی دیگر برای باز گرداندن "نقطه تعادل" در عرصه داخلی و خارجی است تا زمینه برای جدایی ایران از شرق شکل بگیرد؛ نارضایتی از ویرانی و فساد و نابرابری ها در داخل نیز دوباره اوج گرفته و امکان حمله بعدی فراهم شود.

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 983   -  16 مهر  1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت