|
"هاب هوش مصنوعی" فریب هوشیارانه مردم در این شماره راه توده مقاله تحلیلی مهمی را به قلم دکتر سهرابی می خوانید درباره "هاب هوش مصنوعی" که توصیه می کنیم این مقاله را با دقت بخوانید و خواندن آن را به دیگران نیز توصیه کنید و در پخش و به اشتراک گذاری آن غفلت نکنید. در این مقاله از جمله می خوانید: |
|
در بحث هایی که پیرامون دلایل حمله اسرائیل و آمریکا به ایران و چشم انداز آینده که عمدتا روی کلاب هاوس ها و برنامه های یوتیوبی جریان دارد، برخی معقتدند که هدف غرب و اسرائیل نه تجزیه و فروپاشی و سوریه سازی و لیبی سازی ایران، بلکه حفظ تمامیت ارضی و تبدیل کردن ایران به یک کشور متحد و دوست آمریکاست. آنها برای این نگاه که با واقعیت منطقه، آنچه در عراق و لیبی و سوریه و هم اکنون در غزه می گذرد سازگار نیست، دو نکته اساسی مطرح می کنند: ۱- آمریکا می خواهد خاورمیانه را به "هاب" یا کانون هوش مصنوعی تبدیل کند و در نتیجه به صلح در منطقه نیاز دارد. ایران تجزیه شده و فروپاشیده این صلح را به خطر می اندازد. ۲- ارزش بازار و سرمایه اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی چندین برابر ارزش مجمتمع های نظامی – صنعتی است و در نتیجه سیاست خارجی آمریکا را نه منافع این مجتمع ها که در جنگ است، بلکه منافع فرمانروایان اقتصاد دیجیتال که در صلح است تعیین می کند. از این دو استدلال نتیجه گرفته می شود که هدف آمریکا تجزیه یا سوریه و لیبی سازی ایران نیست. هدف ما در اینجا ورود به این بحث نیست، بلکه می خواهیم به این دو نکته - خارج از بحث اهداف اسرائیل و آمریکا در مورد ایران - در یک چشم انداز وسیع تر نظری و عملی توجه کنیم. از رویای تبدیل خاورمیانه به هاب هوش مصنوعی بیشتر باید نگران ویرانی ایران بود تا ثبات آن. آینده ای وعده داده می شود که در آن خاورمیانه به کانون اقتصاد دیجیتال جهانی و بهشت فناوری و نوآوری تبدیل می شود ولی یک کشور مانع تحقق این بهشت است و آن هم کشوری نیست جز ایران. بنابراین ایران هم باید به سرنوشت غزه دچار شود تا در تحقق "ریویرا"ی دیجیتالی خاورمیانه خللی ایجاد نشود. در زیر این ظاهر درخشان، همان سازوکار آشنا پنهان است: بازتولید تخریب از طریق نمایش پیشرفت. اینبار، به جای تانک و موشک، از تراشه و الگوریتم سخن گفته می شود؛ اما هدف تغییر نکرده است. پروژههایی مانند "هاب هوش مصنوعی خاورمیانه" نه گسستی از منطق ویرانی، بلکه امتداد نرم و درازمدت آن هستند. آنها وعده بازسازی می دهند، اما در عمل، وابستگی فناورانه، مصرف انرژی، تمرکز قدرت و پایان زیست محیطی منطقه را تدارک می بینند. پروژه هاب همچنین بعد روانی و نمادین دارد. در جهانی که بحران اقلیمی، فروپاشی اجتماعی و بی ثباتی سیاسی امید جمعی را تضعیف کرده است، وعده آینده هوشمند به ابزاری برای بازسازی ایمان عمومی تبدیل می شود. همانطور که در دوران صنعتی، تصویر کارخانه و ماشین نماد قدرت و نظم بود، امروز تصویر سرورهای درخشان و مراکز داده در بیابان های خلیج فارس نماد ثبات و آیندهگرایی معرفی می شود. اما این تصویر، آینده ای را ایجاد نمی کند؛ فقط درک واقعیت اکنون را به تعویق می اندازد. از بعد روانی نیز این فرایند حساب شده است. در جهانی که مردم از بحران، بی ثباتی و خشونت خسته اند، تصویر آینده ای دیجیتال و هوشمند، نوعی تسکین روانی و امید ساختگی ایجاد می کند. مردم خاورمیانه، که دهههاست میان جنگ و نا امنی زیسته اند، با وعده "هوش مصنوعی" و "اقتصاد دانش بنیان" می توانند آرام شوند. اما این وعده ها، همانطور که در پروژه نئوم عربستان دیده شد، بیشتر ابزاری برای تبلیغات و کنترل اجتماعی اند تا برای توسعه واقعی. فناوری، به جای رهایی، به ابزار جدیدی برای انقیاد بدل می شود: انقیاد ذهنی از طریق تبلیغات و تصویر، و انقیاد سیاسی از طریق وابستگی فناورانه. در نهایت، هاب هوش مصنوعی خاورمیانه را می توان به عنوان "پروژه ای ایدئولوژیک برای بازتولید تخریب" تعریف کرد. تلگرام راه توده:
|