|
امپریالیستها برای جنگ همیشه دشمن سازی کرده اند! پلاتفرم «پل جهانی» - ترجمه- عسگر داوودی |
|
از سال 1914، الگوی به تصویر کشیدن دشمن به عنوان «وحشی» و «تهدید کننده» به منظور توجیه اخلاقی جنگ ها توسط امپریالیست ها در غرب تکرار شده است. از «اختاپوس روسی» تا «دشمن شرقی سرخ» یک قرن است که تبلیغات سرمایه داری غرب رقبای سیاسی خود را «هیولاهای اخلاقی» جلوه می دهد. در سال های اخیر نیز تصویر روسیه به عنوان دشمنی سفاک به تابلوی تبلیغاتی سیاست امنیتی اتحادیه اروپا تبدیل شده است. بدیهی است که برای محافل سودجوی تولید کننده سلاح، لابی های فروش اسلحه وسیاستمداران فرصت طلبِ نان به نرخ روز خور و کاسبان جنگ، چنین تبلیغاتی نه فقط تا میلیاردها دلار سودآور است بلکه در خدمت اهداف ایدئولوژیِ گلوبالیستی ـ نئولیبرالیستی فرصت طلبان سیاسی غرب نیز قرار دارد. بدیهی است که این تبلیغات سیاسی ـ امنیتی، با شعار «بازدارندگی روسیه علیه اروپا»، بودجه ویژه، تمرینات نظامی، اعمال تحریم ها، برنامه های تسلیحاتی جدید، معرفی یا فعال سازی مجدد ساختارهای خدمت اجباری و عادی سازی حضور نظامی در مناطق مختلف غیرنظامی زندگی روزمره را نیز می طلبد. هسته اصلی این پروژه یک وعده و یک ادعا است: «وعده ایجاد امنیت با توسل به تسلیحات» این ادعای بی پایان و گسترده از طریق رسانه های فرمایشی در مقطع فعلی در تدارک و آماده کردن تهاجمی با چماق ناتو به کشور روسیه می باشد. هانس هافباور، مورخ و اقتصاددان اتریشی، در مصاحبه ای با روزنامه نگار پیتر وال می گوید: «نشان دادن دائمی تصاویری از دشمن که بشدت مسلح و در حال تسلیح مجدد برای آینده است، رویارویی و در نهایت به جنگی تدارک دیده شده مکانیسم مشروعیت می بخشد. نباید فراموش کرد که دقیقا همین مکانیسم مشروعیت است که سالهاست گفتمان اتحادیه اروپا را شکل داده است.» تصویر سازی از دشمن برای سیاستمداران فعلی در اتحادیه اروپا، تحمیل مستقیم و غیر مستقیم یک الگوی «تمرین اجتماعی برای یک جنگ» است. بمباران رسانه ای علیه روسیه در تمامی ساعات نه فقط در رسانه ها بلکه ورد زبان سیاستمداران و احزاب دست آموز پارلمانی در محافل و مجالس سیاسی است تا موضوع تدارک برای جنگ به عنوان تمرینی اجتماعی مَلکه ذهن جامعه بشود.این الگوی تمرین یک الغاء مستقیم و غیرمستقیم فکری است که بارها و بار ها تکرار و تحمیل می شود. این نوع روش تبلیغات سیاسی دارای یک سابقه تاریخی است. اولین کلیشه های منفی غربی در مورد «روس ها» را می توان در قرن پانزدهم ردیابی کرد، زمانی که تصویری از مردم روسیه با عنوان «وحشی، کثیف، ناباور» در دانشگاه جاگیلونیان در کراکوف (لهستان) ابداع شد. چنین تصاویر کلیشه ای آگاهانه و موذیانه تحقیر فرهنگی علیه یک ملت تولید مرده و سپس آن را به یک ابزار سیاسی تبدیل می کند. انتشار تصویری با عنوان «اختاپوس» روسی که در سال 1914 بازوهای خود را در سراسر قاره اروپا دراز کرده، یا شمایل نگاری جمجمه ای بعنوان دو جنگ جهانی که روسیه عملا با 27 میلیون قربانی آن بوده و منتسب کردن چهره روسیه به چهره ای «آسیایی» و اضافه کردن تصویر یک کلیسا که در مقابل آن یک سرباز ارتش سرخ ایستاده، این ادعا را مطرح می کند که این سرباز ارتش سرخ است که در حال حمله به کلیسا واعتقادات مذهبی مردم می باشد. همه این نوع القاعات سیاسی ـ فرهنگی روش هایی است که نه تنها از نظر سیاسی از «حریف مشروعیت زدایی می کند»، بلکه همچنین او را غیرانسانی نیز نشان می دهد. تکنیک موذیانه زیر متن چنین تبلیغاتی چندین قرن هاست که یکسان می باشد: «ابتدا حریف از نظر کیفی متفاوت و نازل نشان داده می شود، سپس او از نظر اخلاقی به عنوان موجودی فرومایه معرفی می شود و در نهایت به عنوان یک خطر بالقوه و بالفعل تفسیر می شود.» با این روش حالا دیگر سنجش منافع سیاسی نیست که تصمیم می گیرد، بلکه وظیفه اخلاقی سیاستمداران و جامعه دفع «شر» است، یعنی در افکار عمومی دشمنی با دشمن، ظاهرا موضوعی سیاسی نیست بلکه مهمتر از هر پدیده و موضوعی «اخلاقی» است. «شر» ی که باید دفع شود. از زمانی که «هاینریش فون کلایست» شاعر شوونیست آلمانی برای «فرزندان آلمان» قتل را به عنوان « لذت یک شکارِ مُفرح» توصیف کرده است، خصومت سیاسی از مرز «زبان خشونت آمیز مهار نشده» عبور کرده است. واقعیتی هایی که الگوهای معنایی آنها همچنان تا به امروز زنده است. (هاینریش فون کلایست شاعر آلمانی، هم به عنوان منادی مدرنیسم ادبی و هم به عنوان یک فعال مهم در خدمت ملی گرایی و شوونیسم امپراتوری آلمان تفسیر می شود. اشعار شوونیستی او بعدها توسط سیاست فرهنگی نازی ها مورد استقبال قرار گرفته و ادامه یافت.م) اکنون نوع مدرن زبان بصری شاعر شوونیست منتهی به نازیسم در آلمان با نشانه های اخلاقی و نمادهای قابل اتصالِ روانشناختی همچنان عمل می کند. در سال های منتهی به سال 2022، مقایسه هیتلر با استالین بارها در رسانه های اروپایی و بیانیه های سیاسی تکرار شد. پوتین به عنوان تصویر دوقلوی تمامیت خواه قرن بیستم نشان داده می شود که زمان حال را به عنوان تکرار گذشته تفسیرمی کند. باید توجه داشت «کسانی که با چنین شکل و روشی استدلال می کنند نه تحلیلی سیاسی، بلکه بسیجی اخلاقی را به افکار عمومی در جامعه الغاء می کنند. مزایای این روش ها برای دولت ها و دستگاه های سیاست گذاری امنیتی آشکار است. چنین روایت هایی یک میانبر ارتباطی ارائه می دهند. آنها توضیحات خسته کننده تاریخ پیچیده درگیری ها را ذخیره می کنند و توسط ترکیبی از آنها یک برچسب تفسیری جهانی ارائه می دهند. توجه داشته باشیم که «تظاهر به الزام اخلاقی قوی ترین سلاح موذیانه غرب است و امروزه وظیفه میسیونرهای مذهبی سابق را ایفا می کند» این حیله سیاسی، سیاست را از قلمرو منافع نظام سرمایه داری غرب به فضیلت اخلاقی ظاهر پسند تبدیل می کند. فراموش نکنیم «در جایی که فضیلت حاکم است، تضاد مشکوک می شود.» در صحنه این معرکه گیری، غرب پدیده ای زیبا و مظلوم و ضد «شر» جلوه داده شده که با اردوگاه «شر» در تضاد است: همزمان پرچم های رنگارنگ «دموکراسی، حاکمیت قانون و حقوق بشر» همچنان برافراشته نگاه داشته می شود و خشم و شجاعت و قهرمانی «رومبو» ای هالیوودی آنها را تکمیل می کند. با چنین شگرد هایی جنگ های ایالات متحده و ناتو با نقض قوانین بین المللی در یوگسلاوی، عراق، لیبی و فلسطین – رنج عظیمی به بار آورده است. سیاستمداران و مردم اغلب با اخبار و تفسیرهای رسانه هایی مواجه هستند که نمی توانند آنها را تأیید کنند. بدیهی است که دست اندر کاران رسانه ها مطالب خود را نسبت به رسانه های دیگر به صورت انتخابی منتشر می کنند و سطح دانش در رسانه ها به طور نابرابر توزیع می شود. مطالب حریف توسط مطلب ضد خود خنثی می شود، مثلا سقوط هواپیماهای بدون سرنشین در خاک لهستان یا ادعای اقدامات مشکوک خرابکارانه، معمولا قابل تأیید نیست. این نوع ادعا ها اتهاماتی هستند که در قاب های از پیش ساخته نصب شده اند. آنچه مناسب نیست به صورت موردی توضیح داده شده یا نادیده گرفته می شود. به همین دلیل این نوع رفتار رسانه ای «موقعیت های پیچیده را به قضاوت های اخلاقی ساده تقلیل می دهد.» روزنامه نگاری کارکرد انتقادی خود را از دست می دهد و به تقویت کننده روابط عمومی سیاست امنیتی حاکم تبدیل می شود و عملا روایت های «نظم مبتنی بر قوانین» را تکرار می کند. در اتحادیه اروپا فضای گفتمان در حال تنگ شدن است. «کسی که امروز در مورد حق و حقوق یک ملت تحت اشغال صحبت می کند، خائن محسوب می شود و حتی اختلاف بر سر بودجه نظامی به مناقشه ای بر سر مشروعیت تبدیل شده است.» ولادیسلاو بروکین، استاد بازنشسته دانشگاه هاروارد، در مجموعه ای از سخنرانی ها و تجزیه و تحلیل ها نشان داده است که حتی گزارش های اطلاعاتی غرب نیز روسیه را به عنوان یک «ببر کاغذی» توصیف نمی کنند، بلکه به عنوان یک قدرت نظامی انعطاف پذیر می پذیرند که از نظر فناوری بسیار مجهز و سازگاراست. تجزیه و تحلیل او از «ارزیابی سالانه تهدید» جامعه اطلاعاتی ایالات متحده در مارس 2025 تأیید می کند که روسیه ظرفیت قابل توجهی را در برابر ناتو در همه زمینه های مرتبط - فناوری های مافوق صوت، پهپاد، تولید توپخانه، سیستم های پدافند هوایی ایجاد کرده است. بر اساس آمار روسیه دارای حدود دو میلیون نظامی فعال است که حدود 700 هزار نظامی آن در اوکراین مستقر هستند. روسیه سالانه تا سه میلیون گلوله توپخانه تولید می کند، در حالی که ناتو به سختی قادر است یک سوم آن را تولید کند. حتی اگر کسی این ارقام را نامشخص ارزیابی کند، تصویر روسیه در حد یک «ببر کاغذی» ظاهر نمی شود، بلکه روسیه کشوری است که صنعت نظامی خود را به اقتصاد جنگی تبدیل کرده است و می تواند آن را با سرعتی چشمگیر فعال کند. بروکین استاد بازنشسته دانشگاه هاروارد، هشدار می دهد، کسانی که روسیه را از نظر نظامی دست کم می گیرند، واقعیت استراتژیک موجود را اشتباه درک می کنند - کسانی که روسیه را شیطان جلوه می دهند، دارای منطق سیاسی غیر معقول می باشند. از نظر او، «تفاوت بین توانایی و قصد» تعیین کننده است. به گفته بروکین، روسیه می تواند به اروپا آسیب برساند، اما هیچ علاقه ای به انجام این کار ندارد. این تمایز بین پتانسیل و قصد سیاسی در ماه های اخیر در تحلیل های سیاستمداران غربی ناپدید شده است. ترس اتحادیه اروپا از روسیه به این دلیل است که اتحادیه اروپا دریافته است روسیه به طور متعارف قوی است اما از نظر استراتژیک دفاعی عمل می کند.این ترس تدافعی سیاست میلیتاریستی جدید و جنجالی اتحادیه اروپا را با به تصویر کشیدن چهره ای غیر منطقی و تهاجمی از روسیه در بین افکار عمومی «توجیه اخلاقی» می کند. بمنظور دستیابی به این توجیه، گزارش های وضعیت نظامی به طور گزینشی با روایت های اخلاقی ترجمه می شوند. تسلیحاتی که در واقع در خدمت اقتصاد صنعتی است، به عملی برای حفظ و دفاع از خود در ارتباطات سیاسی عنوان می شود. رسانه ها این پیام ها را با چاشنی تهدید روسیه بطور اغراق آمیز و عامه جذب کن مطرح می کنند. هر کسی که صرف بودجه از پول مالیات مردم را برای تولید و خرید تسلیحات زیر سوال می برد، آزادی خود را به خطر می اندازد. به این ترتیب، «منافع اقتصادی صنعت تسلیحات با اعتماد به نفس اخلاقی جامعه ادغام می شود». ناتو این حیله را به یک دکترین ارتباطی دائمی تبدیل کرده است که هسته معنایی آن کلمه «بازدارندگی» است - اصطلاحی که امنیت ایجاد نمی کند، بلکه آن را شبیه سازی می کند. این تاکتیک حضور دائمی ترس از دشمن را در افکار عمومی مرتبا بیمه می کند. در نتیجه ترس نه تنها به بسیج افکار عمومی کمک می کند، بلکه به تامین مالی صندوق جنگ و موارد وابسته به آن از جیب افکار عمومی نیز کمک می کند. این امر باعث پرداخت بودجه های دفاعی می شود، که به سختی می تواند افکار عمومی را بدون اتهام اخلاقی علیه دشمن، به پرداخت آن راضی کرد. سیاست هیاهو برای جنگ واقعیت های اجتماعی را یا پنهان می کند و یا پشت سر گذاشته و نادیده می گذارد افکار عمومی در هیاهوی جنگِ ممکنِ پیش رو زوال صنعتی و اجتماعی در کشورهای خود را فراموش می کنند. قیمت انرژی، خروج شرکت ها، «انتقال بودجه عمومی به مناطق نظامی»، همه اینها با لفاظی های اخلاقی تثبیت و رفع و رجوع می شود. این امر در مورد حوزه فرهنگی نیز صدق می کند، جایی که هنر و علم روسیه ناگهان سمی تلقی می شود همچنین همکاری با دیکتاتور های خاورمیانه که جنگ به راه می اندازند، مرتکب نسل کشی می شوند یا سرکوب می کنند، با تضمین ارسال انواع تسلیحات بدون مزاحمت ادامه می یابد. جنگ واقعی در اوکراین به اندازه کافی ظالمانه است، اما ثابت نمی کند که روسیه می خواهد اروپا را فتح کند. در عوض، نشان می دهد که وقتی قول و قرارها و پیمان های سیاسی به عمد اجرا نمی شوند، منطق نظامی جایگزین گفتگوی سیاسی می شود. نباید فراموش کرد، روسیه یکپارچه نیست و اروپا هم اما اگر جهان را به بلوک ها تقسیم کنیم، آنکه در آینده متلاشی خواهد شد، مشخص می شود. اتحادیه اروپا روسیه را بعنوان دشمن اختراع شده به هویت خود تبدیل کرده است. کاسبان جنگ در هر شکل و لباس عمدا فراموش می کنند که پول بعنوان مالیات کسر شده از جیب مردم که امروز به شکم توپ های جنگی ناتو سرازیر می شود، نان شب مردم است.
تلگرام راه توده:
|