راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

 

صف آرائی

ترکیه و اسرائیل

در سوریه!

یوری کوزنتسوف

بنیاد فرهنگ استراتژیک

ترجمه- کیوان خسروی

    

 آیا «عصای جادویی» آذربایجان کارساز خواهد بود؟ اسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل و سخنگوی دولت، اخیراً تأکید کردند که اسرائیل نمی‌خواهد سربازان ترکیه به عنوان بخشی از نیروی چندملیتی که قرار است جایگزین نیروهای دفاعی اسرائیل شود، به غزه اعزام شوند. شوش بدروسیان، سخنگوی دفتر نخست وزیر، به خبرنگاران اطمینان داد: «هیچ نیروی نظامی ترکیه در زمین نخواهد بود». اسرائیل بارها در مورد تمایل آنکارا برای ایفای نقش در غزه پس از جنگ ابراز تردید کرده است. روابط بین این دو که زمانی متحدان نزدیکی بودند، حداقل از نظر کلامی، در طول جنگ دو ساله، زمانی که اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، حماس را ستود و اسرائیل را به ارتکاب نسل کشی متهم کرد، به هم خورد. ترکیه پیش از این تجارت با اسرائیل را به حالت تعلیق درآورد و از بسته شدن حریم هوایی خود به روی هواپیماهای اسرائیلی خبر داد و در اواسط پاییز 2025، حکم بازداشت 37 مقام اسرائیلی، از جمله بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر، را به اتهام «نسل کشی» در غزه صادر کرد. تل آویو قاطعانه این اتهام را رد می‌کند و گیدئون سار، وزیر امور خارجه، این حکم‌ها را «یکی دیگر از ترفندهای تبلیغاتی اردوغان مستبد» خواند. کاتز در شبکه‌های اجتماعی به زبان ترکی نوشت: ترکیه در توافق پس از جنگ غزه شرکت نخواهد کرد و تصویر متحرکی از رهبر ترکیه را ضمیمه کرد که در میان ویرانه‌های غزه ایستاده و از طریق دوربین‌های دوچشمی پوشیده از درپوش‌هایی که پرچم اسرائیل روی آنها نقش بسته است، به اطراف نگاه می‌کند. در ترجمه این پست آمده است: «این احکام بازداشت مسخره را بردارید و از اینجا گم شوید. آنها بیشتر مناسب قتل عام‌هایی هستند که شما علیه کردها مرتکب شده‌اید. اسرائیل قوی و نترس است. شما فقط می‌توانید غزه را از طریق دوربین ببینید». در عین حال، مشخص است که آنکارا همچنان متحد نزدیک ایالات متحده آمریکا است و واسطه اصلی در انعقاد توافق آتش‌بس و آزادی گروگان‌ها در غزه بوده است.

طرح ترامپ برای پایان دادن به جنگ که بسیار مورد توجه قرار گرفته، خواستار ایجاد یک نیروی موقت ثبات‌بخش بین‌المللی متشکل از نیروهای چندین کشور است که در نهایت مسئولیت امنیت غزه را بر عهده خواهند گرفت. عربستان سعودی و امارات متحده عربی از شرکت در این مأموریت خودداری کرده‌اند. خودِ ایدئولوگ و مغز متفکر پشت این «طرح سرنوشت‌ساز» به روشنی اعلام کرده است که آمریکایی‌ها وارد غزه نخواهند شد و ایده اعزام قطری‌ها به آنجا حتی بررسی هم نشده است. در بحبوحه این وقفه ظاهراً دراز مدت، در حالی که حماس نیروهای خود را دوباره مستقر می‌کند، دولت اردوغان، به سبک خاص خود، مایل است از این فرصت بهره برداری کند. از این رو، حدود دو هفته پیش، اجلاسی در آنکارا با حضور شش کشور مسلمان دیگر برای بحث در مورد وضعیت غزه تشکیل شد. به گفته هاکان فیدان، وزیر امور خارجه، «اصول ما این است که فلسطینی‌ها باید بر فلسطینی‌ها حکومت کنند و امنیت خود را تضمین کنند. جامعه بین‌المللی باید از این امر به بهترین شکل ممکن - از نظر دیپلماتیک، نهادی و اقتصادی - حمایت کند». تا زمانی که نیروی ثبات‌بخش بین‌المللی که انتظار می‌رود تعدادشان حدود ۲۰ هزار نفر باشد، تشکیل شوند، ترامپ می‌خواهد سازمان ملل متحد «حمایت» خود را از طرحی که او در عمل دخالت کمی در آن خواهد داشت، اعلام کند. طبیعتاً، «کلاه آبی‌ها» هم مسئولیت حوادث اجتناب‌ناپذیر و هم شکست احتمالی را بر عهده خواهند داشت. طبیعتاً، تحت این شرایط، مخالفت اسرائیل با مشارکت ترکیه در بازسازی غزه پس از جنگ، آشکارا زودهنگام به نظر می‌رسد. درست است که آنکارا، مانند چندین کشور اسلامی دیگر، رضایت اولیه خود را برای استقرار نیروهای خود اعلام کرده است، که بدون تضمین‌های محکم از سوی کاخ سفید و ساکنان آن به سختی امکان‌پذیر است. چشم‌انداز اینکه به عنوان "پایگاه" رژیم رادیکال نتانیاهو شناخته شود، به سختی برای ترک‌ها یا هر کس دیگری جذاب است: هزینه‌های اعتباری آن با سود بالقوه نامتناسب است. تام باراک، سفیر آمریکا در آنکارا، در پاسخ به پرسشی در مورد اعتراض اسرائیل به حضور نیروهای ترکیه در غزه در کنفرانس امنیتی اخیر بحرین گفت: «آتش‌بس در غزه بدون ترکیه روی نمی دهد... رابطه ترکیه با حماس نقش تعیین‌کننده‌ای در دستیابی به آتش‌بس داشت». این دیپلمات همچنین به نگرانی‌های اسرائیل اشاره کرد و بعداً استدلال کرد که این نگرانی‌ها ناشی از بی‌اعتمادی متقابل بین کشورها است: «ضمناً، من حاضرم با ترکیه و اسرائیل شرط ببندم که اگر با هم بمانیم، اگر شتابی که در حال ایجاد آن هستیم ادامه یابد... به زودی شاهد یک توافق تجاری بین ترکیه و اسرائیل خواهید بود.»

ماه گذشته، جی. د. ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، اظهار داشت که آنکارا «نقش سازنده‌ای» ایفا خواهد کرد، اما واشنگتن در مورد حضور نیروهای خارجی «در خاک اسرائیل» چیزی را به این کشور تحمیل نخواهد کرد. این اظهار نظر روشن کرد که آقای ونس هم غزه و هم تمام فلسطین را «قلمرو اسرائیل» می‌داند. اگر سناریوی منفی بین آنکارا و اورشلیم غربی محقق شود و منجر به ناتوانی طرفین در دستیابی به توافق، از جمله در مورد «چکمه‌های ترکیه»، شود، یک راه حل غیرمتعارف در افق پدیدار خواهد شد. حداقل، این چیزی است که کارشناسان آمریکایی و برخی منابع تحلیلی ایالات متحده آمریکا، مانند موسسه "نیو لاینز در واشنگتن دی سی"،  آن را اینگونه می‌بینند. طبق گفته دکتر کامران بخاری، مدیر ارشد موسسه مذکور، تضعیف یا انحراف توجه روسیه و ایران از بحران خاورمیانه به آذربایجان این فرصت را می‌دهد که با بهره‌گیری از ارتباطات سازنده دیرینه خود با ترکیه و اسرائیل، حرف خود را بزند. این چشم‌انداز مثبت می‌توانست پذیرفته شود، اگر شرایط جدی وجود نداشت. برخی از کارشناسان مغرض تأکید بی‌اساسی بر اقتدار و نفوذ آذربایجان در خاورمیانه دارند. در این میان، باکو بطور رسمی هنوز اقتدار و مشروعیت لازم را نه در جهان عرب و نه در جهان اسلام دارد. علیرغم بیانیه‌های جامع و پیشرفت‌های سخاوتمندانه، دیپلماسی باکو نتوانسته است حتی یک مسئله کلان منطقه‌ای را حل کند و بیشتر ابتکارات آن صرفاً ماهیت تاکتیکی دارند. رژیم سکولار و سخت‌گیر علی‌اف، به عنوان یکی از دریافت‌کنندگان اصلی سیستم‌های تسلیحاتی و فناوری‌های پیشرفته اسرائیلی (از جمله آنهایی که از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند)، وجه اشتراک چندانی با ارزش‌های اسلامی ندارد. در نتیجه، بعید است که بازیگران واقعاً معتبر و قدیمی در شرق، نقش و جایگاه خود را به کشوری واگذار کنند که اخیراً مسائل ارضی خود را حل کرده و وارد عرصه جهانی شده است. به دلایلی واضح، آذربایجان عضو اتحادیه کشورهای عرب نیست و نمی‌تواند باشد، و این واقعیت را هم نباید از قلم انداخت که بعید است «برادران» ترک از ایده جایگزینی آنها در منطقه‌ای نمادین و مهم مانند غزه (در متصرفات سابق عثمانی) توسط «شرکای کوچکتر» از سواحل دریای خزر، بسیار خوشحال شوند.

در داخل کشور، اردوغان همین حالا هم  و نه بدون دلیل متهم می شود که روابط نزدیکش با خانواده علی‌اف ملاحظات «همبستگی اسلامی» را نادیده می‌گیرد. همچنین می‌توان اعتراضات متعدد حزب «ییندن رفاه» به رهبری فاتح اربکان را به یاد آورد. این سیاستمدار محافظه‌کار «موج نو»، پسر نجم‌الدین اربکان، بدون دلیل توجه‌ها را به ریاکاری آک سارای در تظاهر به رد روابط تجاری با اسرائیل که به طور غیرمستقیم، از جمله از طریق آذربایجان، حفظ می‌شود، جلب کرده است. مانند گذشته، منابع انرژی از سواحل غربی دریای خزر از طریق ترکیه به اسرائیل تحویل داده می‌شود و از آنجا به تانکرهایی که به مقصد حیفا در بندر مدیترانه‌ای جیحان حرکت می‌کنند، منتقل می‌شود. اردوغان با توافق برای جایگزینی نیروهای ترکیه در نیروهای امنیتی تثبیت کننده با نیروهای آذربایجانی، ریسک بزرگی را متحمل می‌شود و آسیب‌پذیری خود را هم در برابر رادیکال‌های خود و هم در برابر رأی‌دهندگان حزب رو به افول عدالت و توسعه نشان می‌دهد. اپوزیسیون بیش از حد مشتاق چنین هدیه‌ای است. بر اساس همه این موارد، می‌توان فرض کرد که تلاش‌های اورشلیم غربی برای رد «خدمات ترکیه» به احتمال زیاد منجر به از بین رفتن خود ابتکار عمل نیروهای امنیتی تثبیت کننده خواهد شد، در حالی که روی آوردن به باکو راه حلی برای هیچ یک از طرفین در این بن‌بست رو به افزایش ارائه نخواهد داد. منبعی در دولت آذربایجان به رویترز گفت که باکو قصد ندارد تا زمانی که خصومت‌ها بین اسرائیل و حماس به طور کامل متوقف نشود، نیروهای حافظ صلح را به غزه اعزام کند.

 

https://www.fondsk.ru/news/2025/11/16/blizhniy-vostok-turecko-izrailskie-raznoglasiya-mogut-pokhoronit-ideyu-mirotvorcev

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

 

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 990   -  5 آذر  1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت