|
سرمقاله 988 ارکستر توده ای ستیزی چرا در ج. اسلامی از صدا نمی افتد؟ |
|
اخیرا در ایران کمونیست شناسی و توده ای پنداری رواج پیدا کرده، چنان که گوئی برای آن یک دوره روزنامه نگاری زرد و یا یک رشته جدید دانشگاهی نولیبرالی با موضوع شناسایی علائم کمونیست یا توده ای تاسیس شده است! هرکس که با سیاست اقتصاد نولیبرالی مخالف باشد یا اصلا نظر دیگری غیر از سیاست های اقتصادی حاکم داشته باشد، یا در زمینه سیاست خارجی طرفدار توسعه ایران و همکاری با شرق و مخالف تجاوز و تجزیه ایران باشد، یا کمونیست است یا توده ای و یا تحت تاثیر آن. کار به جایی رسیده که دستیار رئیس مجلس، در تلویزیون از اینکه قالیباف را بدلیل انتقاد از ظریف و روحانی بر سر مسئله حمله به روسیه "توده ای" دانسته اند گلایه می کند. یا حزب تازه تاسیس "تمدن نوین اسلامی"، هنوز برنامه اش را اعلام نکرده و فقط گفته که باید تکلیف ارز صادراتی روشن شود یا مثلا صاحبان طلا و ارز و دارایی های مالی بی نام باید اسامی شان معلوم باشد، فورا مفتخر به لقب "توده ای" شد. اقتصاددانان نهادگرایی مانند حسین راغفر یا فرشاد مومنی و حتی کسانی مانند احسان خاندوزی وزیر اقتصاد دولت رئیسی هم از نظر این عده "کمونیست" یا "توده ای" است چون گفته که باید مناسبات ایران با چین نهادینه شود. جالب اینجاست که ترامپ، رئیس جمهور آمریکا هم، "زهران ممدانی" مسلمان امریکائی را "کمونیست" خطاب کرده زیرا از حمل و نقل رایگان، حمایت از مستاجران، کنترل قیمت ها، مسکن ارزان برای بی خانمان ها، افزایش مالیات شرکت های بزرگ و ثروتمندان، مهد کودک رایگان و غیره صحبت کرده است. البته، در ایران کسی جرات ندارد از اینگونه سخنانی که ممدانی گفته بگوید زیرا دودمانش را به باد میدهند. اینکه می گوییم "اخیرا" در ایران رشته کمونیست شناسی باب شده، خیلی هم اخیر نیست. مثلا به این جملات توجه کنید: "هر کاری که در اینجا به نفع توده های مردم بخواهد انجام بگیرد فورا یک مارک کمونیستی به آن می زنند، حتی تقسیم قند و شکر را با کوپن، این را هم بهش می گویند که کمونیستی و مال حزب توده است و هی حزب توده را گنده می کنند برای اینکه اینطور وانمود کنند که بله آقا همه کارها را حزب توده انجام می دهد و حزب توده گرداننده سیاست ایران است." این سخنان مربوط به ۴۲ سال پیش، یعنی سال ۱۳۶۲ است و شاید بیشتر تعجب کنید اگر بدانید گوینده آن حجت الاسلام کروبی نماینده آن زمان مجلس است، همان کسی که، سر پیری و پس از خلاصی از حصر خانگی، دور و برش را امثال پسرهای غرب گرایش گرفتند تا بگوید نمایندگان فعلی مجلس از "توده ای"ها توده ای ترند!
بنابراین، ماجرا یک ماجرای حداقل ۴۲ ساله است، اگر نگوییم از همان روز ۲۲ بهمن ۵۷، شروع شد و حالا ارث و میراث آن دوران رسیده به وبسایت سهام نیوز، خبر آنلاین، عصر ایران و دهها مشابه آن و یا روزنامه های جمهوری اسلامی، شرق، اعتماد، سازندگی و مجله هائی مانند مهرنامه و اندیشه پویا و سیاست نامه و زردنامه های مشابه آنها که همه جا بدنبال کمونیست و توده ای می گردند. در سالهای اول پس از انقلاب بنام دفاع از مذهب به حزب توده ایران حمله می کردند و همه چیز را کمونیستی معرفی می کردند و امروز در لباس روشنفکری ولی با همان منافع و همان افکار ارتجاعی و عقب مانده نزدیک به ۵۰ سال پیش.
حزب توده ایران همان زمان هم این ماجرا را می دانست و هم پیش بینی می کرد. زنده یاد نورالدین کیانوری، دبیر اول وقت حزب توده ایران، در همان سال ۱۳۶۲ در این مورد گفت: "جنگ افزار عمده امپریالیسم و ارتجاع غارتگر داخلی جنگ افزار مشهور جهانی، یعنی کمونیسم ستیزی است. با چسباندن برچسب کمونیستی به هر اقدامی در جهت تامین عدالت اجتماعی، دشمنان انقلاب می کوشند تا این اقدامات را غیر ممکن سازند و از همین راه پایگاه توده ای و مردمی حاکمیت انقلابی را درهم شکنند. سیاست اینها عبارت از این است که یک جبهه ای بوجود بیاورند در ایران که این جبهه ظاهرا بایستی پوشش مذهبی- اسلامی داشته باشد برای مبارزه با سمت گیری های مردمی حاکمیت جمهوری اسلامی، یعنی برای غیر ممکن ساختن آن چیزهایی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی پیش بینی شده و هیچکس هم نمی تواند ادعا کند که تصویب کنندگان آن کمونیست ها هستند. در مجلس خبرگان که آیت اله منتظری و آیت الله فقید بهشتی و دیگران و امثال اینها آن را اداره می کردند، نمی توان گفت که این مجلس کمونیستی و این قانون اساسی کمونیستی است. امپریالیسم، از طریق تمام توطئه های خودش مخالفت می کند با ملی کردن بازرگانی خارجی، با گسترش روابط با کشورهای سوسیالیستی و با اصلاحات ارضی. امپریالیسم همه اینها را بزرگترین خطر برای خودش می داند و به همین جهت است که بلافاصله به همه اینها از طرف هر کس مطرح شود مارک کمونیستی می زند و در یکی از گفتارهای صدای امریکا از روزنامه نیویورک تایمز حتی رئیس جمهور آقای خامنه ای را هم اشاره کرده که عضو حزب توده است. (نقل از آخرین مصاحبه کیانوری قبل از بازداشت- شهریور ۱۳۶۲) نورالدین کیانوری در همان مصاحبه با پیش بینی ممنوعیت حزب توده ایران زیر همین شانتاژها، آینده ای را که امروز در جمهوری اسلامی شاهدش هستیم را نیز چنین پیش بینی می کند: " نبرد، نبرد خیلی جدی است، اولین گام به عقب به معنای تسلیم است. ضامن پیروزی این نبرد چیست؟ به نظر ما ضامن پیروزی این نبرد عبارت از این است که همه نیروهای واقعی هوادار عدالت اجتماعی، همه شان درک بکنند که این مبارزه دشواری است، این مبارزه تنها با دشمنان داخلی نیست با تمام امپریالیسم جهانی است. ... چه حزب توده ایران وجود داشته باشد، چه نداشته باشد. چه اصلا حذف بشود، دود بشود به آسمان برود، اصلا در ایران یک نفر هم طرفدار نداشته باشد، هر کس بگوید من اصلاحات ارضی می خواهم بکنم، به او خواهند گفت کمونیست. و این را هم رادیو صدای امریکا خواهد گفت، هم بی.بی.سی. هم ضد انقلاب ایران خواهد گفت و هم آن بخشی از مسلمانان که خودشان را خیلی خیلی مسلمان معرفی می کنند و حتی در داخل روحانیت." یکی از دلایل ممنوعیت و اجازه ندادن به فعالیت حزب توده ایران، علاوه بر دهها دلیل ضدملی دیگر، همین است که اگر حزب توده ایران فعالیت داشته باشد خودش نظرش را می گوید و دیگران یا با آن موافقند یا مخالفند و تکلیف هر کس معلوم خواهد بود. چرا مثلا در روسیه به کسی که می گوید باید مسکن اجتماعی ساخته شود "کمونیست" نمی گویند؟ چون خود حزب کمونیست هست و حرف و نظرش را می گوید. مبارزه برای عدالت اجتماعی، پیشرفت اقتصادی، مسکن و بهداشت و آموزش رایگان و سعادت برای مردم نه فقط یک نبرد صد ساله به عمر حزب کمونیست ایران و حزب توده ایران، بلکه یک نبرد چهل و هفت ساله به عمر انقلاب ۵۷ هم هست و پرچم و دستاویز ارتجاع داخلی و جهانی برعلیه این نبرد برچسب کمونیست و توده ای است. بازگشت پرهیاهوی توده ای ستیزی، هم نشانه ای است از خیانت ها، سازش ها و تسلیم هایی که در این ۴۷ سال نسبت به انقلاب و خواست های مردم شد و کار کشور را بدینجا کشاند که بخش مهمی از مردم آرزوی سلطنت را در سر بپرورانند. ما میدانیم و با قاطعیت پیش بینی می کنیم که پرچم کمونیسم ستیزی و توده ای ستیزی از دست ارتجاع به زمین نخواهد افتاد، همانطور که پرچم مبارزه برای عدالت اجتماعی را نمی توان از دست مردم گرفت و توده ای ها در این صف ایستاده اند.
تلگرام راه توده:
|