|
دانشگاههای روسیه در خدمت آموزش و تحقیقات دانشگاهی کشورهای افریقائی ریانووستی- ولادیمیر لیتویننکو ترجمه: آزاده اسفندیاری |
|
در شرایط پیچیده و بغرنج امروز جهان، کشورهای
آفریقایی
به طور فعال در جستجوی
ارتباط با کشورهایی هستند تا با همکاریهای برابر و سود متقابل،
توسعه صنعتی و
اقتصادی-
اجتماعی
خود را گسترش دهند. طی
انقلاب
های
صنعتی،
زمانی که مکانیزاسیون تولید در مقیاس بزرگ،
یعنی
خط مونتاژ، چرخ خیاطی، موتور و سایر فناوری ها برای همیشه جهان را تغییر
داد، آفریقا
اجبارا به
تأمین کننده منابع مورد نیاز جهان غرب برای توسعه
گردید.
فقدان حاکمیت
ملی واقعی
در
این
کشورها،
مانع از مقاومت آنها در برابر آرمان های استعماری کشورهای توسعه یافته
شد.
اعتقاد بر این است که تا اوایل دهه
1990،
استعمار مستقیم
به عنوان یک سیستم در آفریقا از بین رفته بود.
با این حال، میراث
شوم
آن
دوران و ناتوانی
در استفاده کامل از منابع طبیعی فراوان برای توسعه، تا به امروز کشورهای
آفریقایی را
رها نکرده است.
با این حال، وابستگی مداوم نواستعماری این قاره،
در این واقعیت
نهفته است
که در مهم ترین
تصمیم های ملی فاقد توانایی است.
این قاره صرفاً قوانین وضع شده توسط قدرتهای استعماری را
گردن گذاشته است. اینها دلایل نا برابری آشکار در جهان هستند، جایی که کشورهای توسعه یافته 16 درصد از جمعیت جهان و کشورهای در حال توسعه 52 درصد را تشکیل میدهند، در حالی که مصرف مواد معدنی دقیقاً در نسبتهای معکوس یعنی به ترتیب 52 و 21 درصد است. پیامد مستقیم این امر، فقر گسترده است! به عنوان مثال، کنگو سالانه تقریباً 40 درصد از کولتان جهان، ماده اولیه برای استخراج تانتالوم و نیوبیوم که در تولید تلفنهای همراه، موتورهای موشک و موارد مشابه استفاده می شود را تولید می کند که در ایالات متحده، اتحادیه اروپا، چین و ژاپن از اهمیت بسیاری بر خوردار است. با این حال، بیش از 70 درصد از جمعیت جمهوری دموکراتیک کنگو، با کمتر از دو دلار در روز زندگی می کنند. در هر حال، کشورهای آفریقایی هیچ جایگزینی برای توسعه سریع بخش منابع معدنی خود ندارند. سرمایه طبیعی زیربنای اقتصاد این قاره است و 30 تا 50 درصد از ثروت ملی را در اکثر کشورهای آفریقایی تشکیل می دهد. آفریقا به شدت نیاز دارد تا توسعه یابد و بر فقر غلبه کند که محرک آن در قرن بیست و یکم استخراج و فرآوری مواد اولیه با پشتیبانی فناوری پیشرفته است. چرا که تقاضای اقتصاد جهانی برای مواد اولیه روز بروز افزایش خواهد یافت و گریزی هم از آن نیست. غلبه بر ضررهای ناشی از مدیریت نا کارآمد منابع طبیعی و فعالیتهای غیرقانونی، جایگزینی استخراج مبتنی بر امتیاز غارتگرانه با صدور مجوز منصفانه و ادغام منابع طبیعی در گردش اقتصادی بینالمللی همراه با نظارت بر وضعیت آنها و حفاظت مسئولانه است. راهی که موفقیت آفریقا را در قرن بیست و یکم تضمین خواهد کرد.
مسائل مربوط به منابع انسانی در اینجا نقش کلیدی ایفا می کنند، زیرا
دستیابی به حاکمیت حیاتی مواد اولیه
صنعتی و فناوری آفریقا از طریق توسعه بخش منابع معدنی نیازمند ارتشی کامل
از متخصصان بسیار ماهر است.
اما این متخصصان ملی از کجا خواهند آمد؟
با وجود
اهداف
"شریف"
شناخته شده استعمار سه اصل تمدن، مسیحیت و تجارت
که
اصل حقیقی آن همیشه
سومی
بود:
سود تجاری که برای دستیابی به آن چیزی در سرزمین استعمار شده باقی نمی
ماند،
نه محصول، نه درآمد، نه فناوری، نه مهارت.
تمدن
نیز
به معنای آموزش و توسعه هرگز وجود نداشت
(مسیحیت نیز خوشبختی را در توجیه استعمار تبلیغ می کرد).
پرورش
نیروی کار ماهر محلی که قادر به توسعه مستقل منابع خود باشد، هرگز بخشی از
برنامه های قدرت های استعماری سابق نبود.
دقیقاً به همین دلیل است که آفریقا امروزه با کمبود شدید کارگران ماهر
مواجه
است. هم اکنون، تنها 24 درصد از افراد شاغل حقوق بگیر محسوب میشوند و اکثریت آنها کارهای غیرماهر و کم درآمد را انجام می دهند. این امر مانع توسعه اجتماعی-اقتصادی، محدود کردن چشم انداز تحرک اجتماعی و دامن زدن به اعتراضات، به ویژه در میان جوانانی است که احساس می کنند در چمبره فقر گرفتار شده اند. این مشکلات پیش از این منجر به اعتراضات گسترده اخیر نسل Z در ماداگاسکار، کنیا و نیجریه شده است. در این شرایط، آفریقا هر چه سریع تر نیاز به یافتن یک مدل رشد جدید دارد که مشاغل با کیفیت بالا را در مقیاس وسیع ایجاد کند. آموزش و تحقیقات دانشگاهی باید پایه و اساس چنین مدلی را تشکیل دهد. این دقیقاً همان فراخوانی بود که شرکت کنندگان در اجلاس سالانه علوم 2025 که در اواخر ماه سپتامبر در جلسه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک برگزار شد، مطرح کردند. حال برای دستیابی به این هدف، آفریقا باید نقش مهمی در تعریف استانداردهای علمی و آموزشی جهانی، در اخلاق علمی، در مدیریت هوش مصنوعی و در علم آزاد ایفا کند که حاکمیت و استقلال ژئوپلیتیکی آن را تقویت می کند. آفریقا باید به یک خلق کننده برابر علم جهانی تبدیل شود و اطمینان حاصل کند که مبانی علمی از خارج وارد نمی شوند، بلکه با در نظر گرفتن زمینه آفریقا توسعه می یابند. ضمن اینکه، کشور های آفریقایی باید تلاشهای خود را بر آموزش، حمایت جامع و توانمند سازی نسل بعدی رهبران علمی متمرکز کنند. رهبرانی که قادر خواهند بود آینده قاره خود و پیشرفت جهانی را شکل دهند. دانشگاه های آفریقا نه تنها باید به تولید و انتقال دانش بپردازند، بلکه متخصصانی را نیز پرورش داده تا بتوانند نهادها را مدیریت کنند، بر سیاست ها تأثیر بگذارند و اکوسیستم تحقیقاتی را تقویت و گسترش دهند. با این حال، بازسازی آموزش عالی در آفریقا یک کار چالش برانگیز است. طبق گزارش کمیسیون اقتصادی سازمان ملل متحد برای آفریقا، اکثر کشورهای این قاره از میانگین جهانی 35 درصد در ثبت نام در آموزش عالی عقب هستند، در حالی که این رقم در اروپا و آمریکای شمالی 79 درصد است. در کشورهای جنوب صحرای آفریقا، این رقم تنها 9 درصد است.
یک
آفریقایی به طور متوسط
می
تواند درآمد خود را برای هر سال تحصیل اضافی
11.4
درصد افزایش دهد که بالاترین بازده آموزش در هر منطقه در جهان خواهد بود،
اما این
امرهنوز
اتفاق نیفتاده است.
در کشورهای جنوب صحرای آفریقا، درصد دانشجویانی که با موفقیت مدارک خود را
به پایان می رسانند، طی
20
سال گذشته تنها
1.4
درصد افزایش یافته و در حال حاضر
فقط
4
درصد است. تا سال 2034، انتظار می رود تعداد کل دانشجویان دانشگاه در آفریقا 64 میلیون نفر افزایش یابد. با این حال، احتمال دستیابی به آموزش عالی در بین فقیرترین جوانان در اینجا 33 برابر کمتر از ثروتمند ترین هاست، در حالی که در کشورهای غربی این شکاف از 1.4 برابر تجاوز نمیکند. با این حال، سیستمهای دانشگاهی قدیمی و جا افتاده اروپا و آمریکای شمالی نمی توانند به عنوان الگوهایی برای برابری، درست مانند دانشگاه های قدیمی و معتبر در سراسر جهان، عمل کنند. آنها زمانی تأسیس شدند که آموزش عالی در انحصار نخبگان بود و فرهنگ و شهرت خود را بر این پایه بنا نهادند. با این حال، آفریقا به آموزش عالی و دانشگاه هایی نیاز دارد که برابری و شایستگیها را تضمین کنند.
آفریقا برای جبران نقصان پرورش کادر آزموده خود، چشم به روسیه و دیگر
کشورهای پیشرو (مانند چین) دارد.
دانشگاه معدن سن پترزبورگ نه تنها به عنوان اولین موسسه آموزش عالی فنی در
روسیه، بلکه به عنوان دانشگاهی که پتانسیل علمی و آموزشی آن، طبق رتبه
بندی آژانس
QS،
در میان پنج دانشگاه برتر جهان در زمینه
"مهندسی
معدن و استخراج معدن"
قرار دارد، برای این نقش مهم انتخاب شد.
ما در حال حاضر از طریق برنامه بازآموزی آموزشی بینالمللی
"مدیریت
زیرخاک"
به شرکای آفریقایی خود کمکهای ملموسی ارائه می دهیم.
هدف این برنامه نه آموزش دانشجویان، بلکه آموزش مدیران تجاری است که باید
بتوانند به طور مؤثر فرآیند های تولید و تجارت را مدیریت کنند تا عملکرد
موفقیت آمیز بخش منابع معدنی تضمین شود.
https://ria.ru/20251015/afrika-2048195204.html
تلگرام راه توده:
|