راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

ماهیت امپریالیستی

در امریکای ترامپ

تغییر کرده است؟

روز نامه پراودا- سرگیی کاژمیاکین

ترجمه: آزاده اسفندیاری

     

در حالی که دولت ترامپ سیاستهای امپریالیستی آمریکا را در عرصه بین المللی فعال کرده است، در داخل کشور نیز به همان اندازه تهاجمی است. کاهش هزینه های اجتماعی با اخراج ها، خصوصی سازی ها و سرکوب زحمتکشان همراه است. در عین حال مقاومت که توسط اتحادیه های کارگری و سازمانهای چپ گرا رهبری می شود نیز وجود دارد.

بسیاری از رسانه های روسیه با دادن پوشش کم و بیش به جزئیات سیاست خارجی واشنگتن، موضع عجیبی در قبال فرآیندهای داخلی ایالات متحده اتخاذ کرده اند. بازتاب این سیاست ها در روسیه، اگر به آن اشاره شود، منعکس کننده دید گاه کاخ سفید است. به دنبال ترامپ و ایلان ماسک، رسانه های داخلی «میلیونها نفر صد ساله» را که ظاهراً از سیستم تأمین اجتماعی «کاملاً فاسد» مزایایی دریافت میکنند، مسخره کرده اند. با این حال، خیلی زود مشخص شد که هیچ پرداختی به «ارواح مرده ها» تعلق نگرفته است و آنها فقط در پایگاه داده ها فهرست شده بودند. اما هیچ اعترافی به خطا نشد.

نگرش نسبت به اعتراضات آمریکا نیز مشابه است. به ما (باز هم، به تحریک واشنگتن) درباره دسیسه های دموکراتها و نخبگان مالی گفته می شود که به هیچ وجه منعکس کننده تمام واقعیت نیست. چنین همبستگی ای تصادفی نیست. در اینجا پژواک هایی از «جنون ترامپ» بد نام و دلایل عمیق تری را می بینیم. پنهان کردن «میهن پرستانه» یک واقعیت نا خوشایند، نه تنها مشخصه آمریکاست، بلکه حتی سیاست توسعه طلبانه ایالات متحده نیز قادر به ریشه کن کردن همدردی با کسانی که این کار را در مقیاس بزرگ و به طور مؤثر انجام می دهند، نیست.

ترامپ به محض روی کار آمدن، اصلاحات نئولیبرالی را آغاز کرد. آنها از «پروژه 2025» که توسط «بنیاد هریتیج»، تدوین شده است، پیروی می کنند. با جرم خواندن هرگونه امتیاز به ایده های چپ گرایانه که با طرح نیو دیل فرانکلین روزولت آغاز شد، مبتکران این برنامه خواستار کاهش برنامه های اجتماعی، پاکسازی پرسنل، کنترل بر آموزش و پرورش هستند و برای اینکه این فرآیندها در اسرع وقت پیش بروند،  آنان خواهان گسترش اختیارات رئیس جمهور شدند.

اگرچه ترامپ در طول مبارزات انتخاباتی خود از این سند فاصله گرفت اما نویسندگان آن در دولت جدید مناصبی گرفتند. برای مثال، راسل ووت، مدیر دفتر مدیریت و بودجه شد که مسئول برنامه ریزی هزینه های دولت بود. اما نقش اصلی در «بهینه سازی» مربوط به وزارت بهره وری دولت به ریاست ماسک است. «اره برقی» میلیاردر بر گلوی آسیب پذیرترین اقشار جامعه گذاشته شد. او سیستم رفاه اجتماعی را «بزرگترین کلاهبرداری تمام دوران» می نامد و خواستار«خصوصی سازی هرآنچه میتوانیم» است.

به این بهانه، کارکنان سازمان تأمین اجتماعی از 57 به 50 هزار نفر کاهش یافت. شعبه ها به صورت دسته جمعی در حال تعطیلی هستند، رویه های درخواست پیچیده تر شد که باعث فروپاشی واقعی شده است. بودجه وزارت امور سربازان قدیمی 15 درصد کاهش یافته است و سربازان سابق جنگی کسانی هستند که «حذف» شده اند، یعنی همان کسانی که هم ترامپ و هم پیت هگزت، رئیس پنتاگون، وعده بهبود وضعیت آنها را داده بودند.

وزارت مسکن و شهرسازی تعداد کارکنان خود را به نصف کاهش داده و بودجه مبارزه با بی خانمانی را مسدود کرده است. بودجه برنامه تأمین انرژی برای خانواده های کم درآمد، که به 6.2 میلیون خانواده خدمات ارائه می داد، کاملاً متوقف شده است. اعضای حزب جمهوری خواه کنگره لایحه ای را برای افزایش سن بازنشستگی از 66 -67 به 69 سال تهیه کرده اند. دوران سختی در انتظار 42 میلیون دریافت کننده کوپن غذا است، زیرا بودجه این برنامه نیز به یک سوم کاهش یافته است.

تغییرات در مراقبتهای بهداشتی دامنه گسترده ای پیدا کرده است. تقریباً به مدت صد سال است که کارگران به معنای واقعی کلمه این کمک ها را از مالکان خصوصی دریافت می کردند. اینگونه بود که برنامه مدیکر برای سالمندان و معلولین و مدیکید برای فقرا به وجود آمد. حالا به لطف پیروان وفادار ماسک، رابرت کندی جونیور و مهمت اوز، که مسئولیت این امور را بر عهده دارند، این روند معکوس شده است. در حال حاضر و در مرحله اول، بودجه برنامه های ترجیحی 15 درصد کاهش خواهد یافت و اولویت با طرح بیمه Medicare Advantage است که در آن ساختارهای تجاری نقش اصلی را ایفا می کنند. هزینه خدمات در آنجا به طور متوسط 20 درصد بیشتر است.

بیش از 20 هزار نفر از کارکنان بهداشت عمومی اخراج شده اند. بودجه مراکز کنترل و پیشگیری از بیماریها و برنامه های بهداشت روستایی به نصف یا بیشتر کاهش یافته است. لحظه موعود برای کندی جونیور، از مخالفان قدیمی واکسیناسیون، فرا رسیده است. در نتیجه، شیوع بیماریهای واگیردار در کشور آغاز شده است. در ماههای ژانویه تا آوریل، 9  هزار مورد سیاه سرفه ثبت شد که بیش از دو برابر سال قبل و بیشترین میزان از سال 1948، یعنی زمانی که واکسیناسیون در ایالات متحده آغاز شد، است. این رویکرد سرخک را هم در بر می گیرد.

انتظار می رود رشد انفجاری در آسیبهای صنعتی نیز به وقوع بپیوندد. کاخ سفید خواستار بازنگری اساسی در قوانین ایمنی محل کار و همچنین سایر مقررات مربوط به آلودگی شیمیایی، کیفیت هوا و مواد غذایی شده است. ترامپ گفت: «مقررات بیش از حد، کسب و کار را دچار اختناق می کند، حق انتخاب مصرف کننده را کاهش میدهد، مانع نوآوری می شود و آزادیهای شهروندان آمریکایی را نقض میکند.» ایالتهای تحت رهبری جمهوری خواهان، در راستای خواسته های شرکتها، در تلاش برای لغو ممنوعیت استخدام کودکان زیر 16 سال، کار در شب و در شرایط خطرناک هستند.

پیروزی تاریک اندیشان

در چنین وضعیت پر آشوبی، علم و دانش در اختیار حکومتگران قرار می گیرد. وزارت آموزش و پرورش در حال حذف شدن و انتقال اختیارات آن به ایالتها است، هرچند که 63 درصد از شهروندان با این اصلاحات مخالفند. از آنجایی که این وزارتخانه بر مدارس دولتی و برنامه های کمک به کودکان خانواده های کم درآمد نظارت داشت، این رویکرد نا برابری را به طرز چشمگیری افزایش خواهد داد. مرکز ملی آمار آموزشی که در سال 1867 تأسیس شده بود، منحل شد. دولت همین کار را با برنامه «هد استارت» انجام داد که آموزش اولیه و مراقبت از کودک را برای یک میلیون کودک، عمدتاً در مناطق روستایی، فراهم می کرد.

روند وصول بدهی وام دانشجویی سخت تر شده است. پرونده های 1.8 میلیون «متخلف بد خواه»، برای اولین بار در پنج سال گذشته به آژانس های وصول مطالبات منتقل خواهد شد. لیندا مک ماهون، وزیر آموزش و پرورش، که ثروت شخصی او 3.2 میلیارد دلار است، گفت: «مالیات دهندگان آمریکایی دیگر از سیاستهای غیرمسئولانه و سهل گیرانه در مورد وام ها حمایت نخواهند کرد.» کل بدهی ها به رقم نجومی 1.7 تریلیون دلار (کمی کمتر از تولید ناخالص داخلی روسیه) رسیده است، اما باید دانست که این نابسامانی به دلیل بی دقتی دانشجویان سابق نیست، بلکه به دلیل افزایش هزینه های آموزش است.

حملات به آموزش عالی که ترامپ و حامیانش آن را «دژ فتنه چپگرایانه» میبینند، در حال تشدید است. مقامات خواستار کنترل برنامه ها و مدیریت و پایان دادن به پذیرش متقاضیانی هستند که «با ارزشهای آمریکایی دشمنی دارند». طبق اسناد و مدارک (ارقام واقعی ممکن است بسیار بیشتر باشد) بیش از 500 مورد لغو ویزای دانشجویی به دلیل «غیرقابل اعتماد بودن» وجود دارد. دلیل اصلی، شرکت در اعتراضات علیه نسل کشی اسرائیل در نوار غزه است. به همین دلیل، چندین دانشجوی کارشناسی ارشد از جمله محمود خلیل، محسن مهدوی و رومیسا اوزترک، دستگیر شدند.

حملاتی علیه حفاظت از محیط زیست در حال اجراست. یکی از اولین تصمیمات ترامپ، انحلال پارک های ملی چاکوالا و ساتیتل هایلندز بود، با این ادعا که این پارکها مانع توسعه اقتصادی در این مناطق میشوند. خصوصی سازی سرویس هواشناسی ملی برنامه ریزی شده است. ارزیابی زیست محیطی پروژه های معدن و انرژی به یک امر تشریفاتی ساده تقلیل یافته است. این امر حقوق محدود جمعیت سرخپوستان را که از قبل هم محدود بوده، تهدید می کند. برای مثال، کاخ سفید در حال تلاش برای توسعه معدن مس «اوک فلت» است که در یک مکان مذهبی «آپاچی» در آریزونا واقع شده است. دفتر امور سرخپوستان و سرویس سلامت سرخپوستان «بهینه سازی» شده اند.

در پاسخ به این سیاست ها، بیش از بیست سازمان برای تشکیل ائتلافی برای اتحاد قبیله های سرخپوستان به هم پیوسته اند. در فراخوان آنان آمده است: «ما عامل کسری بودجه و بدهی ملی نیستیم؛ صرفه جویی نباید به قیمت جان ما تمام شود.» ترامپ با دستور لغو جشن روز مردم بومی، آشکارا نگرش خود را نسبت به نگرانیهای سرخپوستان ابراز کرده است.

خصوصی سازی خدمات پستی نیز، به ویژه برای ساکنان مناطق دورافتاده آمریکا، جدی ترین عواقب را خواهد داشت. بیش از 10 هزار کارمند قبلاً به عنوان «گرمایش» از آنجا اخراج شده اند. اداره پست آمریکا از نظر تاریخی نیروی کار آفریقایی-آمریکایی زیادی داشته است که تقریباً یک سوم نیروی کار آن را تشکیل می دهند. بنابراین تغییراتی از این دست بر نابسامانی اجتماعی هم تأثیر خواهد گذاشت.

حتی کارشناسان نزدیک به کاخ سفید اذعان دارند که در نتیجه اقدامات انجام شده، درآمد 20 درصد فقیرترین جمعیت در سال آینده 5 درصد کاهش خواهد یافت، در حالی که درآمد گروه مقابل 2.5 درصد بالا  خواهد رفت. علاوه بر این، ترامپ کاهش بیشتر مالیات شرکتها و حذف مالیات بر درآمد برای کسانی که کمتر از 150 هزار دلار در سال درآمد دارند را اعلام کرد (در حال حاضر آنها بسته به درآمدشان 10 تا 24 درصد مالیات پرداخت می کنند). این امر منجر به کاهش درآمد های بودجه و تسریع رشد بدهی ملی خواهد شد اما مقامات نظر متفاوتی دارند. ترامپ میگوید مالیاتهای بالا مخرب هستند زیرا می توانند ثروتمندان را از آمریکا بیرون برانند.

سرمایه ای که رئیس جمهور را به قدرت رساند، در حال شمردن سود خود است. درآمد پنج بانک پیشرو وال استریت (جی پی مورگان، گلدمن ساکس و غیره) در سه ماهه اول به 37 میلیارد دلار رسید، یعنی یک چهارم بیشتر از مدت مشابه سال قبل. همین امر در مورد بازرگانان انفرادی نیز صدق می کند. وارن بافت 20 میلیارد دلار ثروتمند تر شد، پیتر تیل، 5 میلیارد دلار و بیل گیتس نیز 2.5 میلیارد دلار ثروتمند تر شد... مجتمع نظامی-صنعتی آمریکا از خوشحالی دستانش را به هم می مالد. ترامپ افزایش بودجه نظامی را به سطح بی سابقه ای (یک تریلیون دلار) رسانید. او توضیح میدهد: «چین هست، روسیه هست، مشکلات زیادی وجود دارد.»

همبستگی علیه دیکتاتوری

بیشتر شهروندان آمریکایی موافق با این رویکردها نیستند. میزان محبوبیت ترامپ به زیر 40 درصد کاهش یافته است. این ریزش تقریباً طی یک قرن گذشته، اینقدر زود هنگام پس از مراسم تحلیف روی نداده است. حتی آرای بایدن هم در دوره زمانی مشابه، 55 درصد بود. سه چهارم پاسخ دهندگان می گویند اقتصاد در وضعیت بدی قرار دارد، 87 درصد نگران تورم و 75 درصد (از جمله نیمی از رأی دهندگان جمهوری خواه) مخالف نامزدی ترامپ در انتخابات سال 2028 هستند.

تیم ریاست جمهوری با درک اینکه نارضایتی می تواند آینده سیاسی او را خراب کند، در حال تشدید فشارها است. جمهوری خواهان کم کردن اختیارات کنگره را به نفع رئیس دولت آغاز کرده اند. به طور خاص، ما در باره کنترل هزینه های دولت صحبت میکنیم. «علامت سیاه» به دستگاه قضایی ارسال شده است. قاضی هانا دوگان، قاضی دادگاه حوزه قضایی میلواکی، به دلیل تلاش برای محافظت از یک مهاجر دستگیر شد. همانطور که معاون رئیس جمهور جی. ونس هشدار داد، «قضات اجازه ندارند در اختیارات قوه مجریه دخالت کنند.» این نقض قانون اساسی است که به دادگاه ها قدرت بررسی و لغو اقدامات دولت را می دهد.

اما چه کسی مقاومت در برابر اقتدارگرایی نئولیبرال را رهبری خواهد کرد؟ دموکرات هایی که راه را برای ترامپ هموار کردند، خود بخود نا توان از این کار هستند. پس از شکست، حزب دموکرات به روند سازش خود ادامه داد. جناحهای کنگره از نامزدهای دولت جدید و لایحه تأمین مالی موقت دولت فدرال حمایت کردند. رفتار آنها با جریان اعتراضات نیز به همان اندازه شرم آور بود. روز 5 آوریل، به فراخوان دموکراتها، ناراضیان از سیاستهای ترامپ به خیابانها آمدند. با این حال، وسعت اعتراضات (3 میلیون نفر در هزار و پانصد شهرک) مخالفان را ترساند. رسانه های نزدیک به حزب دهانشان را بسته نگه داشتند. در این باره نیویورک تایمز گزارش کوتاهی در صفحه 16 خود منتشر کرد.

موج اعتراض، اتحادیه های کارگری و سازمانهای چپگرا را به صحنه آورد: «آنها میخواهند آلمان سال 1939 را به ما بدهند، ما فرانسه 1789 را به آنها خواهیم داد» این یکی از شعارهای تظاهرات است. اردوگاه حاکم همچنین می داند که چه کسی خطر واقعی را برای آنها ایجاد می کند. چاک گراسلی، رئیس کمیته قضایی سنا، نامه ای به دادستان کل و مدیر اف بی آی، ارسال کرده و خواستار تحقیق در باره فعالیتهای جنبشهای چپگرا شده است. به گفته وی، این افراد در راستای منافع چین عمل می کنند و باید به عنوان عوامل خارجی معرفی شوند.

انجمنهای کارگری نیز در فهرست دشمنان قرار گرفته اند. کاخ سفید، تشکیل اتحادیه و چانه زنی جمعی را برای کارمندان بیش از سی وزارتخانه و اداره، از جمله وزارت بهداشت، وزارت داد گستری، وزارت انرژی و غیره، ممنوع می کند. سنا حتی پیشنهاد قانونی کردن ممنوعیت کامل اتحادیه های کارگری در بخش دولتی را مطرح کرده است.

مقامات از وسعت اعتصابات وحشت دارند. از ابتدای سال، ده اعتصاب بزرگ با بیش از یک هزار نفر شرکت کننده رخ داده است. آنها 1.2 میلیون ساعت کاری از دست داده اند که بیشترین میزان برای مدت مشابه از دهه 1980 تاکنون است. از جمله بزرگترین اعتراضات، اعتصاب 55 هزارکارمند شهرداری در لس آنجلس بود که از اخراجهای گسترده خشمگین بودند (دموکراتها در آنجا در قدرت هستند). میزان همبستگی با اتحادیه های کارگری در میان مردم به حداکثر تاریخی خود، یعنی 70 درصد، رسیده است.

سازمانهای چپ تأکید دارند که راه رهایی از اتحاد، همبستگی و مبارزه زحمتکشان می گذرد. حزب کمونیست آمریکا میگوید: «طبقه حاکم به کارگرانِ دچار تفرقه و وحشت نیاز دارد. اما آگاهی طبقاتی در حال رشد است.» سوسیالیستهای دموکرات آمریکا نسبت به لغزش به سمت دیکتاتوری راست گرا هشدار می دهند. «دموکراسی آمریکایی اسباب بازی میلیاردرها است. تنها چیزی که می تواند جلوی آنها را بگیرد، یک حزب طبقه کارگر است.» آنها در آنجا متقاعد شده اند که «برای شکست فاشیسم، به سوسیالیسم نیاز داریم.» «اکنون بیش از هر زمان دیگری، مقاومت گسترده کارگران در برابر حملات دولت ترامپ مورد نیاز است.» حزب سوسیالیسم و آزادی می افزاید: «میلیاردرها نمیتوانند در مقابل طبقه کارگر که سازمان یافته و آماده مبارزه است، مقاومت کنند.»

 

https://gazeta-pravda.ru/issue/51-31688-1619-maya-2025-goda/razgul-amerikanskikh-potroshiteley

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 968   - 31 اردیبهشت 1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت