راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

ادامه جنگ اسرائیل و ایران

 به فاجعه اتمی ختم خواهد شد!

آندری اوفیتسروف- "استولتی"

ترجمه. کیوان خسروی

 

نیروی هوایی اسرائیل به رآکتور هسته‌ای غیرفعال در اراک و تأسیسات هسته‌ای در نطنز حمله کرد. در عین حال، آنطور که ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، در یک کنفرانس مطبوعاتی در مجمع اقتصادی بین‌المللی سن پترزبورگ اظهار داشت، تأسیسات هسته‌ای زیرزمینی ایران حتی پس از حملات گسترده اسرائیل همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند. بدین ترتیب، او نه تنها قدرت زیرساخت‌های برنامه هسته‌ای ایران، بلکه کارآیی حملات اسرائیل را نیز ارزیابی کرد. اسرائیل آشکارا انتظار نتیجه متفاوتی را داشت. عملیات "نیروی شیر" تل آویو علیه ایران می‌تواند به عنوان جنگ برق‌آسای خاورمیانه در تاریخ ثبت شود. اساس آن را طرح حمله پیشگیرانه تشکیل می داد، که اسرائیل بارها به آن متوسل شده بود. و نیروهای زیادی را هم اختصاص داد - در اولین حمله تقریباً به همان تعداد هواپیما که در جنگ شش روزه  1967بود، شرکت کردند. با این وجود، حمله برق‌آسا رخ نداد و جنگ آشکارا ادامه دارد. امروز نتیجه آن آشکار نیست. بویژه، اسرائیل مجبور بود دلایل حمله را به جامعه جهانی توضیح دهد. آنطور که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر، اعلام کرد، هدف این عملیات نابودی تأسیسات مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران بود. آنتونیو تایانی، وزیر امور خارجه ایتالیا، از روی لطف توضیح داد که اسرائیل بر اساس اطلاعات جاسوسی مبنی بر اینکه تهران گویا ظرف شش ماه 10 بمب اتمی و 2000 موشک دریافت خواهد کرد، به ایران حمله کرد. این توضیحات، که نمونه‌ای از نوع غربی آن است، با تکیه بر نوع «کاملاً محتمل، ممکن» و «اگر اتفاقی بیفتد چه؟» تنظیم شده‌اند و در برابر کوچکترین انتقادی تاب نمی‌آورند. اما آنها کاملاً مناسب اروپا هستند، زیرا اروپا طرف اسرائیل است - البته به پیروی از الگوی ایالات متحده آمریکا. در این بین، برای هر سیاستمدار عاقل غربی (هنوز هم تعدادی وجود دارند!) واضح است که حمله اسرائیل اجتناب‌ناپذیر بود. فقط مسئله زمان مطرح بود. دلایل این درگیری نیز مشخص است و فراتر از روابط اسرائیل و ایران می‌رود و طیف وسیعی از روابط اسرائیل با کشورهای همسایه را در بر می‌گیرد. سابقه‌ای که وجود دارد. پس از آنکه لیبی، عراق و سوریه برنامه‌های خود برای توسعه سلاح‌های هسته‌ای را کنار گذاشتند، اسرائیل مراکز هسته‌ای آنها را بمباران کرد. در واقع، این کشورها نابود شدند و تا به امروز در ویرانه‌ها و هرج و مرج قرار دارند. این بهای تسلیم آنهاست. این شبه‌دولت‌ها در وضعیت فعلی خود، تهدیدی جدی برای اسرائیل محسوب نمی‌شوند. برای او، عملاً تنها یک دشمن وجودی در منطقه باقی مانده است: ایران. به نوبه خود، برای ایران، اسرائیل نیز یک دشمن آشتی‌ناپذیر است.

اما آنچه از همه کمتر ایران به آن نیاز دارد، جنگ با اسرائیل است که در پشت آن می‌توان نه تنها ایالات متحده، بلکه کل ماشین نظامی ناتو را که پیش از این با جنگ‌های خونین در خاورمیانه خود را متمایز کرده است، دیده شده است. همزمان، ایران هیچ قصدی برای کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای خود ندارد، چیزی که ایالات متحده آمریکا قاطعانه بر آن اصرار دارد. در این بین، هیچ کس با اطمینان نمی‌داند که آیا ایران کلاهک هسته‌ای دارد یا خیر، اما همه به خوبی می‌دانند که این کشور دارای وسایل نقلیه پرتاب موشک است که به اسرائیل می‌رسند، و این همان چیزی است که در حال حاضر مشاهده می‌شود. و اگر منطق آن وقایعی را که بارها در منطقه، چه توسط اسرائیل و چه توسط ایالات متحده آمریکا (ناتو) آزمایش شده‌اند، دنبال کنیم، واضح است: تل آویو یک هدف باقی مانده دارد - نابودی ایران، نابودی دولت آن، به دنبال نمونه همان لیبی، سوریه و عراق. آیا این درست است؟ دو کشور مرز زمینی مشترکی ندارند؛ هزار کیلومتر از هم فاصله دارند. مانند امروز، این درگیری سابقه‌ای در مقیاس بین‌المللی ایجاد می‌کند. در واقع، این جنگ تنها تا زمانی می‌تواند ادامه یابد که هر دو طرف موشک، هواپیما و سایر ابزارهای لازم برای تبادل حملات هوایی را داشته باشند. برآوردهای اطلاعاتی اسرائیل نشان می‌دهد که ایران حدود ۲۰۰۰ موشک با برد حدود ۲۰۰۰ کیلومتر برای هدف قرار دادن اسرائیل داشته است، اما تعداد قابل توجهی از آنها زمانی که مأموران مخفی اسرائیل در ایران و پهپادهای آن حمله غافلگیرانه‌ای را آغاز کردند، منهدم شدند و درگیری آغاز شد. همین الان هم شدت گلوله‌باران از ایران به وضوح در حال کاهش است. با این حال، تحلیلگران اسرائیلی هشدار می‌دهند که بیش از نیمی از زرادخانه ایران دست نخورده باقی مانده و شمار نامعلومی موشک ممکن است در انبارهای زیرزمینی پنهان شده باشند. طرف مقابل هم وضعیت مشابهی دارد. بنحویکه، "واشنگتن پست" تحلیل‌هایی را بر اساس منابع اطلاعات نظامی آشکار وعلنی  منتشر می‌کند. بر اساس این پیش‌بینی، رگبارهای عظیم موشک‌های بالستیک ایران قادر خواهند بود در حدود هجدهمین روز جنگ، آسیب جدی به سپر ضد موشکی چندلایه اسرائیل وارد کنند. "وال استریت ژورنال" به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش می‌دهد که اسرائیل همچنین در حال اتمام سامانه‌های ضد موشکی استرلا است و ایالات متحده آمریکا از این موضوع آگاه است. این نشریه می‌افزاید: «اکنون این نگرانی وجود دارد که ایالات متحده آمریکا نیز سیستم‌های ضد موشکی خود را تمام کند».

هزینه‌های اقتصادی دفاع در برابر حملات موشکی گسترده ایران نیز برای تل آویو بسیار سنگین شده است. طبق گزارش نشریه مالی اسرائیلی «مارکر»، هزینه عملیاتی سامانه‌های دفاع موشکی تقریباً به یک میلیارد شِکِل (حدود ۲۸۵ میلیون دلار) در روز افزایش یافته است. اتکای دولت یهود به سامانه‌های پیشرفته‌ای مانند آرو ۲ و آرو ۳ که رهگیرهای آنها هر کدام حدود ۳ میلیون دلار قیمت دارند، نگرانی‌هایی را در مورد پایداری سامانه دفاع هوایی فعلی اسرائیل ایجاد کرده است. برای نمونه، واشنگتن پست به نقل از برآوردهای مقامات اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل می‌گوید که بدون تأمین فوری تدارکات یا مداخله نظامی مستقیم آمریکا، اسرائیل قادر نخواهد بود سطح فعلی دفاع موشکی خود را بیش از 10 تا 12 روز حفظ کند. همچنین حقایقی وجود دارند که ممکن است نشان دهد ایالات متحده آمریکا در حال آماده شدن برای ورود به جنگ است. این موضوع در درجه اول مربوط به مأموریت‌های دیپلماتیک آمریکا در اسرائیل است. سفارت آمریکا در اسرائیل اعلام کرد که به دلایل امنیتی و با توجه به اوضاع خاورمیانه، موقتاً تعطیل خواهد بود. دفاتر کنسولی در اورشلیم و تل آویو نیز تعطیل هستند. ظاهراً سفارت ایالات متحده آمریکا از توصیه‌های فرماندهی جبهه داخلی اسرائیل پیروی می‌کند. ما به نوبه خود اشاره می کنیم که این یک رویه رایج در فعالیت‌های سیاست خارجی کشورها در آستانه جنگ است. علاوه بر این، نشانه‌های دیگری از یک درگیری قریب‌الوقوع پدیدار شده است. خبرگزاری آسوشیتدپرس  با استناد به تصاویر ماهواره‌ای گزارش داد، نیروی دریایی آمریکا کشتی‌های جنگی خود را از پایگاه بحرین در خلیج فارس که مقر ناوگان پنجم آمریکا است، خارج کرده است. در این بین، آسوشیتدپرس خاطرنشان می‌کند که چنین مانوری اقدامی رایج برای تامین ایمنی ناوگان در صورت افزایش تهدید است. پیش از این، سخنگوی ارتش آمریکا به خبرگزاری تاس گفته بود که پیت هگست، رئیس پنتاگون، دستور اعزام یک گروه ضربت ناو هواپیمابر آمریکایی به رهبری ناو هواپیمابر یو اس اس نیمیتز را برای تامین امنیت نیروهای آمریکایی در منطقه به خاورمیانه داده است. آنطور که ریانووستی گزارش داد، این آژانس با تکیه بر داده‌های پورتال ترافیک کشتی‌های دریایی، که حرکت کشتی‌های دریایی را ردیابی می‌کند، ناو هواپیمابر آمریکایی یواس‌اس نیمیتز  که برای محافظت از نیروهای آمریکایی در بحبوحه تشدید تنش بین ایران و اسرائیل به خاورمیانه می‌رود، فرستنده خود را خاموش کرده و ارسال اطلاعات در مورد موقعیت مکانی خود را متوقف کرده است: این ناو برای بسیاری از ابزارهای اطلاعات الکترونیکی، البته به جز ماهواره‌ها، نامرئی شده است.

سخنگوی پنتاگون در گفتگو با خبرگزاری ریانووستی تأیید کرد که ایالات متحده آمریکا در حال انتقال یک گروه ضربت ناو هواپیمابر به رهبری ناو هواپیمابر یو اس اس نیمیتز به منطقه تحت مسئولیت فرماندهی مرکزی (سنتکام) در خاورمیانه است. به گفته وی، نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا همچنان به انجام عملیات در شرق مدیترانه در راستای منافع امنیت ملی آمریکا ادامه می‌دهد. اگر هزاران مایل از سواحل آمریکا دور نبودند، کجا می‌توانستند از آنها محافظت کنند؟ به یاد داریم که ترامپ بارها اعلام کرده است که هیچ جنگی را آغاز نخواهد کرد، اما الان اعلام کرده است که آمریکا علیرغم قابلیت‌های نظارتی و پدافند هوایی جمهوری اسلامی، کنترل کاملی بر حریم هوایی ایران برقرار کرده است. من فکر می‌کنم رهبر آمریکا بلوف می‌زند. اگر واقعاً کنترلی بر «هوای » ایران وجود دارد، پس چرا ارتش آمریکا دو پایگاه نظامی در شمال شرقی سوریه را ترک کرد؟ گذشته از اینکه این موضوع کردها را در پی افزایش فعالیت شبه‌نظامیان گروه تروریستی داعش در منطقه نگران کرده است، آنها از چه چیزی می‌ترسند؟ آنطور که خبرگزاری تاس با استناد به خبرگزاری رویترز گزارش می‌دهد، پایگاه‌های الوزیر و تل‌بیدر در استان حسکه سوریه در حال حاضر توسط واحدهای کوچکی از نیروهای کرد «نیروهای دموکراتیک سوریه» محافظت می‌شوند. بر اساس گزارش رویترز، این گروه آمریکایی «اخیراً تأسیسات را ترک کرده انده». طبق گزارش منابع پورتال "آکسیوس" ، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در حال بررسی احتمال مشارکت ارتش آمریکا در عملیات اسرائیل علیه ایران و حملات به تأسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی است. در ۱۸ ژوئن، او اولتیماتومی به تهران داد و تأکید کرد که شرط اصلی، تسلیم کامل از سوی مقامات ایرانی است. رئیس جمهور آمریکا گفت: «ساده است: تهران باید تسلیم شود». به گزارش نیویورک تایمز، در همان روز، پنتاگون نیروهای آمریکایی را در پایگاه‌های نظامی در سراسر خاورمیانه، از جمله امارات متحده عربی، اردن و عربستان سعودی، در حالت آماده‌باش قرار داد. واشنگتن حدود ۳۰ هواپیمای سوخت‌رسان به اروپا فرستاده است که می‌توانند برای کمک به جنگنده‌هایی که از پایگاه‌های آمریکایی دفاع می‌کنند یا برای افزایش برد بمب‌افکن‌هایی که در حمله احتمالی به تأسیسات هسته‌ای ایران شرکت دارند، مورد استفاده قرار گیرند. روزنامه جروزالم پست به نقل از یک منبع گزارش داد که ترامپ همچنین با ژنرال مایکل کوریلا، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا، دیدار کرده و کوریلا سناریوهای نظامی برای اقدام علیه ایران را به رئیس جمهور ارائه داده است. او به خوبی از توانایی‌های واشنگتن و تاکتیک‌های ارتش اسرائیل آگاه است و از ایده پیوستن آمریکا به حملات اسرائیل حمایت می‌کند.

اگر ترامپ تصمیم به حمله بگیرد، کوریلا ژنرالی خواهد بود که عملیات را رهبری می‌کند. به گزارش واشنگتن پست، ترامپ «به دقت به کوریلا گوش می‌دهد و به نظرات او احترام می‌گذارد» زیرا این ژنرال به چهره‌ای کلیدی در شکل‌دهی به استراتژی کاخ سفید در قبال ایران تبدیل شده است. اگر این آمادگی برای ورود به جنگ به نفع اسرائیل نیست، پس چیست؟ جهان به اظهارات و اقدامات واشنگتن در مورد «مسئله ایران» واکنش بسیار مبهمی نشان داده است. و دلایل جدی برای این وجود دارد. دیمیتری پسکوف، سخنگوی ریاست جمهوری روسیه، در مصاحبه‌ای با روزنامه ایزوستیا در حاشیه نشست سالانه مجمع عمومی سالانه کشورهای مستقل مشترک المنافع گفت: روسیه تهدید گسترش جغرافیایی درگیری بین اسرائیل و ایران را می‌بیند. بنابراین، پاکستانِ دارای قدرت هسته‌ای، همین حالا هم تهدید می‌کند که در پاسخ به حمله هسته‌ای فرضی اسرائیل، به نفع همسایه خود وارد نبرد خواهد شد و حتی از سلاح‌های هسته‌ای استفاده خواهد کرد. و این می‌تواند اتفاق بیفتد. اخیراً، تشدید درگیری طولانی‌مدت بین پاکستان و هند تقریباً منجر به درگیری بین قدرت‌های هسته‌ای شد. جهان از قبل در آستانه آخرالزمانی بود که از این منطقه سرچشمه می‌گرفت. همزمان، اقتصاد پاکستان برای چین فعالیت می کند. به نظر می‌رسد حسن نیت پکن به ایالات متحده آمریکا به پایان رسیده است. بدون شک، شی جین پینگ، رهبر چین، درک می‌کند که چین می‌تواند قربانی بعدی باشد و با فروپاشی ایران، پروژه‌های ادغام چین در منطقه و همچنین عرضه نفت ارزان تعطیل خواهد شد. چین پیش از این از تهران به صورت دیپلماتیک و احتمالاً نظامی نیز حمایت کرده است. رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه پس از سکوتی کوتاه نیز بیانیه‌ای صادر کرد. او نخست وزیر اسرائیل را به شدت محکوم کرد و گفت که بنیامین نتانیاهو در مقیاس نسل کشی از هیتلر پیشی گرفته است. اردوغان گفت: «ما تمام تلاش خود را می‌کنیم تا این خشونت غیرانسانی را متوقف کنیم - چه در غزه و چه در سوریه، لبنان، یمن و همسایه‌مان ایران». آذربایجان به پاس قدردانی از کمک‌های ترکیه در قره‌باغ، موضعی طرفدار ترکیه اتخاذ می‌کند. «سوریه جدید» اکنون از سیاست ترکیه نیز پیروی می‌کند. عراق حملات اسرائیل را محکوم کرد، اردن و مصر نیز اسرائیل را به نقض قوانین بین‌المللی و تهدید امنیت منطقه‌ای متهم کردند. به طور کلی، ائتلاف غیررسمی از کسانی که با سیاست اسرائیل در برابر ایران مخالفند به وضوح قابل مشاهده است، یعنی اساساً کسانی که مخالفت خود را با سیاست هواداری از اسرائیل ایالات متحده آمریکا  ابراز می‌کنند. همه این کشورها در صورت تشدید درگیری چیزی برای از دست دادن دارند: اگر ایران تنگه هرمز را ببندد، پذیرش قیمت‌های جدید نفت که تورم را به شدت افزایش می‌دهد، بسیار دشوار خواهد بود. نفت، یا بهتر است بگوییم انحصار آن، به یاد بیاوریم که به یکی از دلایل آمریکا برای به راه انداختن یک جنگ دیگر در خاورمیانه تبدیل شد. بنابراین، وضعیت بسیار دشواری در اطراف ایران در حال شکل‌گیری است.

با این حال، به نظر می‌رسد ایالات متحده آمریکا پیشاپیش چهره یک ناظر بیرونی را برای خود ایجاد کرده است. پس از حمله اسرائیل، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، تلاش کرد تا آمریکا را از این اقدام دور کند و آن را «اقدامی یکجانبه» از سوی اسرائیل خواند. و ترامپ و دیگر مقامات عالی رتبه آمریکایی ابراز نگرانی کرده‌اند که اسرائیل می‌تواند حتی بدون تأیید آمریکا، بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران را آغاز کند. اما اسرائیل به سختی به خود اجازه می‌دهد که اقداماتی از این دست را که مملو از احتمال تشدید یک درگیری هسته‌ای جهانی است، با متحد اصلی خود هماهنگ نکند. ایران دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد. موجودیت آن به بازی گرفته شده است. و در تهران آنها این مسئله را کاملاً خوب درک می‌کنند. با فرض اینکه اسرائیل فقط به غنی‌سازی اورانیوم و قابلیت‌های بمب هسته‌ای ایران آسیب رسانده، اما آنها را نابود نکرده است، پس ایران دیگر نمی تواند به سادگی منتظر بماند و با این امید که اسرائیل به اجرای برنامه های خود تا پایان پیر.زمندانه خود ادامه نخواهد داد. تکرار می‌کنیم، ایران آخرین کشوری است که می‌خواهد با اسرائیل بجنگد، زیرا می‌داند که در وهله نخست باید با ایالات متحده آمریکا بجنگد. اما مسئله مرگ و زندگی می‌تواند تهران را مجبور کند از آنچه که مدت‌ها در اختیار داشته است استفاده کند. آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران، ایالات متحده آمریکا را تهدید کرده است که در صورت پیوستن واشنگتن به تجاوز اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، عواقب جبران ناپذیری در انتظارش خواهد بود. به گزارش خبرگزاری مهر، تهران رسماً به مقامات بریتانیا، آمریکا و فرانسه اطلاع داده است که در صورت کمک به اسرائیل در دفع حملات جمهوری اسلامی به این کشور یهودی، تأسیسات نظامی آنها در خاورمیانه و کشورهای خلیج فارس هدف حملات ایران قرار خواهد گرفت. پیشتر، ارل راسموسن، سیاست شناس و سرهنگ دوم بازنشسته ارتش آمریکا، در گفتگو با ایزوستیا، استفاده تل آویو از سلاح هسته‌ای را یکی از پیامدهای احتمالی مداخله آمریکا در مناقشه ایران و اسرائیل عنوان کرده بود. به گفته او، ترامپ توسط تعداد زیادی از افرادی که خواهان درگیری مستقیم با ایران هستند، احاطه شده است. در نتیجه، نه تنها خاورمیانه، بلکه کل جهان اکنون در آستانه فاجعه هسته‌ای قرار دارد. درگیری هسته‌ای بسیار محتمل بین اسرائیل و ایران محدود به منطقه خاورمیانه نخواهد بود. آنطور که وزارت امور خارجه روسیه اعلام کرده، تشدید فعلی درگیری ایران و اسرائیل، خطرات بی‌ثباتی بیشتر اوضاع را، در وهله نخست در کشورهای هم‌مرز با اسرائیل و ایران، ایجاد می‌کند.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیش از این سطح بالایی از تشعشعات را در تأسیسات نطنز ثبت کرده است. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، این موضوع را در مصاحبه‌ای با شبکه تلویزیونی بلومبرگ اعلام کرد. با این حال، او گفت که هیچ خطر فوری برای ساکنان یا محیط زیست وجود ندارد. گروسی پیش از این گفته بود که تأسیسات هسته‌ای در خاک ایران که بیشترین آسیب را از حملات اسرائیل دیده، تأسیسات شهر نطنز بوده است. علاوه بر این، به گفته گروسی، آژانس هیچ مدرکی مبنی بر اینکه ایران در حال اجرای برنامه تسلیحات هسته‌ای است، پیدا نکرده است. او بدین ترتیب اظهارات قبلی مقامات آمریکایی و اسرائیلی را که توسعه سلاح‌های هسته‌ای را دلیل اصلی تجاوز اسرائیل ذکر کرده بودند، رد کرد. گروسی تأکید کرد که موضع آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با نتیجه‌گیری‌های سایر منابع مستقل در این مورد مطابقت دارد. یکی از این منابع، و البته بسیار معتبر، سرویس اطلاعات ملی ایالات متحده آمریکا است. مارک وارنر، معاون رئیس کمیته اطلاعات سنا (دموکرات)، در مصاحبه با شبکه" ام‌اس‌ان‌بی‌سی" رسانهٔ خبری ۲۴ ساعته در آمریکا و کاناد اگفت: او به سناتورها اطلاع داد که هیچ مدرکی مبنی بر اینکه ایران روی سلاح هسته‌ای کار می‌کند، وجود ندارد. این سناتور یادآوری کرد که در ماه مارس، تولسی گابارد، مدیر اطلاعات ملی، گفته است: «ایران هیچ اقدامی برای ساخت بمب انجام نداده است». وارنر افزود: «و روز دوشنبه این هفته ما تأییدیه‌ای دریافت کردیم مبنی بر اینکه اطلاعات تغییری نکرده است». او همچنین تأکید کرد که ترامپ «تمام اطلاعات را نادیده می‌گیرد». هر چند، به نظر می‌رسد که اگر دلیل جنگ اسرائیل زیر سوال برود، حداقل باید حملات به ایران را متوقف کند، که به نوبه خود، آماده توقف حملات به اسرائیل است. با این حال، رئیس جمهور ترامپ گفته است که ممکن است تحولات منفی بسیار بیشتری در این درگیری رخ دهد و طرح‌های ارائه شده به او برای حمله به ایران را تأیید اولیه کرده است. منابع "ای‌بی‌سی" و "وال استریت ژورنال" گزارش می‌دهند که او در صورت اعطای امتیاز از سوی تهران و محدود کردن برنامه هسته‌ای خود، دستور نهایی نداده است. بر اساس گزارش "ا.بی.سی."، قرار است نه یک ضربه، بلکه چندین ضربه به این تاسیسات وارد شود. در عین حال، مقامات ایرانی اتهامات مربوط به قصد دستیابی به سلاح‌های هسته‌ای را رد می‌کنند. وزارت امور خارجه این کشور گزارش داد که تهران همچنان به تعهدات خود ذیل پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای) پایبند است و معتقد است که سلاح‌های هسته‌ای جایی در خاورمیانه ندارند. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، در یک کنفرانس مطبوعاتی برای خبرنگاران خارجی در مجمع اقتصادی بین‌المللی سن پترزبورگ تأکید کرد: «این درست است که همه به دنبال راه‌هایی برای توقف خصومت‌ها و یافتن راه‌هایی برای دستیابی همه طرف‌های درگیر به توافق باشند تا منافع ایران در فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای و انرژی و نیز منافع اسرائیل از نقطه نظر امنیت کشور یهود تامین شود.... به طور کلی، چنین راه حلی را می‌توان یافت». هیچ گزینه دیگری برای جلوگیری از آخرالزمان قریب‌الوقوع وجود ندارد، حداقل هنوز هیچ‌کس در جهان چنین پیشنهادی نداده است. و بعید است که پیشنهادی بدهد. در این میان، اوضاع در منطقه همچنان بسیار نگران کننده است.

https://www.stoletie.ru/tekuschiiy_moment/kanun_apokalipsisa_368.htm

 

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 970   - 4 تیر 1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت