راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

رسانه ها در ایران و جهان

آتش به اختیار شده اند

  

فضای رسانه ای نه تنها در ایران، بلکه در جهان در حال بیرون رفتن از کنترل دولت ها و ملت هاست. بنحوی که بسیاری از نیروهای مترقی در جهان هشدار می دهند که چند شرکت و کمپانی بزرگ و غیرپاسخگو که یا زیر نظر سرمایه‌داران بزرگ هستند و یا تحت حمایت دولت آمریکا قرار دارند اکنون هدایت افکار عمومی را بدست گرفته اند، در انتخابات ها دخالت می کنند، دستگاه های رسمی مثل وازتخانه های متولی امور فرهنگی را دور میزنند و این یک خطر برای دموکراسی است. در دوران اخیر دخالت های آنها درانتخابات آمریکا و سانسور کردن این و آن حتی ترامپ را هم دیدیم.

در ایران اوضاع به مراتب وحشتناک تر است. از یک طرف مردم زیر بمباران تبلیغاتی رسانه های خارجی، یا ایرانی - اسرائیلی مثل ایران اینترنشنال و مشابه آنها هستتند. از طرف دیگر دستگاه های متولی تبلیغات مثل صدا و سیما، سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت ارشاد و ستاد ائمه جمعه خود یک معضل هستند و سیاست یگانه ملی در آنها وجود ندارد. ضلع سوم هم رسانه ها و روزنامه های داخلی هستند که یا همسو با دستگاه تبلیغاتی آمریکا و اسرائیل هستند و یا تحت منافع سرمایه های کلان مالی، یا با شعارهای توخالی امریکاستیزی کشور را به سمت پرتگاه می برند یا با چین ستیزی و روسیه ستیزی مانع از ایجاد ابزارهای مقاومت و برونرفت از بحران اقتصادی و اجتماعی و قدرت گیری نظامی می شوند. همه اینها دولت و دستگاه هایی را که متولی سیاست خارجی و داخلی و دفاعی کشور هستند فلج کرده است. 

این بلبشو در درجه اول نتیجه نبود یک سیاست خارجی روشن و دستگاه قدرتمندی است که بتواند آن را به صدا و سیما و امام جمعه ها و رسانه ها تحمیل کند. تنها نهادی که چنین قدرت قانونی و مشروعیت مردمی دارد شورای عالی امنیت ملی است که این شورا نیز مواجه است با ناروشنی در مبانی و دکترین سیاست خارجی و دفاعی کشور و جمع کردن افرادی در آن که معلوم نیست خود دارای چه بینش و سواد سیاسی و وابستگی حکومتی اند، مگر انگشت شماری که مردم شناختی مثبت اما ناکافی از آنها دارند.

بنابراین نخستین گام برای برونرفت از این وضع و تامین امنیت ملی کشور، تدوین دکترین سیاست خارجی و دکترین دفاع و امنیت ملی کشور است. در مرحله بعد ایجاد یک ستاد زیر نظر شورای امنیت ملی پس از بازسازی واقعی و کارآمد آن برای تدوین بخش رسانه ای دکترین امنیت ملی و تبدیل آن به سیاست های مشخص رسانه ای مثلا در زمینه نوع برخورد با کشورهای همسایه، با مهاجران و اتباع افغان، با کشورهای بزرگ مثل آمریکا، روسیه، چین یا اروپا. سوم ابلاغ این سیاست ها به همه نهادها از صدا و سیما و ائمه جمعه گرفته تا مدیران مطبوعات و رسانه های داخلی. چهارم پیش بینی یک نهاد قضایی برای برخورد با همه دستگاه هایی که از چارچوب سیاست رسانه ای امنیت ملی بیرون می  شوند.

این ستاد وظیفه روزمره نظارت بر رسانه ها و صدا و سیما و امامان جمعه و شورای تبلیغات اسلامی و غیره را برعهده دارد و سمتگیری رسانه ای کشور را براساس آخرین تصمیمات شورای امنیت ملی به آنان ابلاغ می کند. مثلا اگر تصمیم امروز بر آن است که درباره اتباع افغان یا رابطه با اذربایجان در مرحله کنونی این یا آن سیاست، تدافعی، تهاجمی، دوستانه، انتقادی دنبال شود، این موضوع باید به مدیران رسانه های داخلی ابلاغ شود تا چارچوب تیترها و مطالب خود را با سیاست تدوینی در شورای عالی امنیت ملی همسو کنند. این کاریست که در همه کشورهای دنیا، بویژه در عرصه سیاست خارجی و امنیت ملی میشود و نام آن سانسور نیست بلکه تامین امنیت ملی کشور است. چنانکه در اسرائیل رسما اداره سانسور نظامی وجود دارد که چون آن کشور کلا یک کشور نظامی است یعنی اداره سانسور همه مسائل امنیتی.

بدیهی است منظور این نیست که جلوی بحث یا گفتگو یا نظر مخالف با دستی آهنین گرفته شود، منظور این است که چندصدایی ضد ملی نباید در سطح رسانه ای کشور حاکم باشد. بحث ها باید طوری هدایت شود که خروجی آن ضمن آگاهی مردم از نظریات مختلف در چارچوب تدوین شده برای امنیت ملی باشد. تکلیف آن دسته از رسانه ها و مطبوعات و شوراها و ستادها و امامان جمعه نیز که حاضر نیستند تن به ضروت های امنیت ملی دهند باید با قدرت روشن شود و یا بسته و یا خاموش شوند.

اگر مردم صدای واحدی که آن را مطابق با امنیت و خواست های خود در رسانه ای که خواه نا خواه چهره ای غیر از چهره امروز صدا و سیما - بینند از رسانه های داخلی دریافت کنند بخش مهمی از تبلیغات رسانه های خارجی بی اثر یا کم اثر می شود. در زمینه رسانه های خارجی نیز تا زمانی که ایران در دکترین سیاست خارجی و دفاعی خود فعال شدن در چارچوب بریکس و پیمان شانگهای را نگنجاند و جدی نگیرد، امکان دادن پیشنهاد و کار مشترک در زمینه یک ساختار اینترنتی مستقل بدون وابستگی به نظام اینترنتی زیر نظر شرکت های آمریکایی و اسرائیلی ممکن نیست. مقابله با این دستگاه قدرتمند کنترل افکار عمومی در جهان کاری نیست که به تنهایی از عهده ایران براید، اما کشورهای بریکس با توجه به پیشرفت های فنی و زیرساخت هایی که به ویژه در چین ایجاد شده و ماهیت مستقل دولت های آنان، درمجموع هم امکان و هم انگیزه بیرون آمدن از زیر سلطه رسانه ای غرب و کمپانی های غربی را دارند.

همه اینها در نهایت مستلزم جدی گرفتن دفاع از مردم و امنیت ملی کشور است که با وجود برخی گام های لرزان و نامشهود پس از تجاوز اخیر اسرائیل به ایران، هنوز نشانه روشنی از تصمیمات اساسی دیده نمی شود و بلبشوی رسانه ای برآمده از سیاست خارجی و دفاعی مبهم و چند پهلو و فرصت طلبانه همچنان ادامه دارد.

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

 

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 972   - 25 تیر 1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت