راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

روش‌های نوین

جنگ‌ افروزی غرب

ریا نووستی- الکساندر دوگین

ترجمه- الناز گرجی

     

از آغاز درگیری نظامی اسرائیل با فلسطینی ها در غزه و بلافاصله پس از حمله حماس به اسرائیل در طول عملیاتی که به عنوان محرکی برای زنجیره‌ ای کامل از رویدادهای بعدی عمل کرد، شاهد استفاده از فناوری‌ های نظامی خاصی توسط اسرائیل بوده‌ ایم که قبلاً سابقه نداشت. از بسیاری جهات، همین فناوری‌ ها بودند که موفقیت اسرائیل را در چندین عملیات نظامی- سیاسی به طور همزمان تضمین کرد. ما در مورد استفاده از تجهیزات ارتباطی، رایانه‌ ها، تلفن‌های همراه، پیجرها برای وارد کردن خسارت های جدی و حتی حیاتی به دشمن صحبت می‌ کنیم. این تاکتیک، ارتباط نزدیکی با حملات موشکی و پهپادهای جنگی داشت. با این حساب، اکنون مشخص می‌شود که اسرائیل به طور فعال از روش هوش مصنوعی استفاده کرده است. همه این عوامل در کنار هم، ماهیت جنگ مدرن را به طور قابل توجهی تغییر داده است. مخالفان اسرائیل در خاورمیانه کاملاً برای این امر آمادگی نداشتند تا مسیر رویارویی را تعیین کرد. قبلاً اگر در حوزه سلاح‌های متعارف بین اسرائیل و مخالفانش، یک برابری نسبی کامل وجود داشت و در مورد جنگ چریکی حتی یک مزیت خاص، که قبلاً توسط حزب‌الله لبنان در رویارویی با اسرائیل در طول جنگ دوم لبنان در سال 2006 نشان داده بود، استفاده از این عامل جدید، موازنه قدرت را به طور قابل توجهی تغییر داد. این فناوری‌ها و روش‌های جدید جنگ شامل چه مواردی بودند؟ قبل از همه، در سطح کاملاً جدیدی نرم‌ افزارهای جاسوسی نقش داشت. اسرائیلی‌ها موفق شدند برنامه‌های ردیابی را بدون استثنا در تمام دستگاه‌های الکترونیکی مخالفان خود نصب کنند. آنها دید روشنی از حرکات، مکالمات، جلسات و تبادل اطلاعات تقریباً تمام فلسطینی‌ها، سوری‌ها، لبنانی‌ها، عراقی‌ها و ایرانی‌هایی که برای اسرائیل با اهمیت بود، داشتند.

برنارد-هنری لوی، جهان‌ گرا، در کتاب خود با عنوان "امپراتوری و پنج پادشاه" که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، با ابراز تاسف از خروج تدریجی غرب (ایالات متحده) از خاورمیانه (به ویژه از عراق)، خاطرنشان کرد که تنها جبران برای ترک چنین مواضع استراتژیکی این است که ابزارهای نظارتی غرب اکنون آنقدر پیشرفته هستند که می‌ توانند جزئی ترین چیزی را که در سرزمین‌های رها شده اتفاق می‌افتد، تشخیص دهند. خود لوی (یک امپریالیست متجاوز) معتقد بود که این کافی نیست، بلکه نشانه‌ ای از انفعال و ضعف است، او ترجیح می‌ دهد جهان اسلام را از نظر فیزیکی کنترل کند و آن را مستقیماً تابع غرب و اسرائیل قرار دهد (از این رو عنوان کتاب، که در مورد جنگ اسرائیل باستان با ائتلافی از پنج پادشاه کنعانی که بنی‌ اسرائیل آنها را شکست دادند و فتح کردند، صحبت می‌ کند). اما او در مورد نظارت بسیار درست می‌ گفت. این موضوع از سال 2023 به عامل اصلی و تعیین‌ کننده ای تبدیل شده است. ارتباطات و دستگاه‌های شبکه، از جمله الکتریکی و محلی، به سلاح‌های مرگباری در دست اسرائیل تبدیل شده‌ اند که نتیجه عملیات در غزه، لبنان، سوریه و جنگ 12 روزه اخیر با ایران را تعیین کرد. کمک ایالات متحده و غرب به طور کلی قابل توجه بود، اما کار اصلی با استراتژی جدید انجام شد. در واقع، اسرائیل موفق شد کنترل کاملی بر تمام شبکه‌های مخالفان خود، از جمله استفاده از تلفن، پیجر و سایر دستگاه‌ها و وسایل الکتریکی به عنوان سلاح‌ های مرگبار، برقرار کند. برخی از پیجرهایی که برای حزب‌ الله در نظر گرفته شده بود، که به تلفن‌های همراه اعتماد نداشت، پر از مواد منفجره بودند. با این حال، به گفته لبنانی‌ها، نه تنها پیجرها منفجر شدند، بلکه تلفن‌های همراه، اسکوترهای برقی، آیفون‌ها و پنل‌های آسانسور نیز منفجر شدند. اینکه این فناوری چه نوع فناوری بوده، کاملاً مشخص نیست، اما اگر وجود داشته باشد و اگر اسرائیلی‌ها آن را داشته باشند، خطرات جدید و بسیار جدی ایجاد می‌ کند. مورد بعدی: استفاده از پهپادهایی که بر اساس اطلاعات دریافتی از تجهیزات ردیابی هدف، از خاک خود دشمن پرتاب می‌شوند. ما اولین بار در ژوئیه 2024 از این موضوع مطلع شدیم، زمانی که اسماعیل هنیه، رهبر حماس، در ایران کشته شد. سپس، با استفاده از همین طرح، رهبران حماس نه تنها در غزه، بلکه در کشورهای دیگر نیز از بین رفتند. اسرائیلی‌ها آنها را از طریق سیستم‌های ارتباطی الکترونیکی خود در اختیار داشتند و بقیه ماجرا به فناوری مربوط می‌شد. پهپادها را می‌توان از اسرائیل و یا از انبارهای از پیش آماده شده در دیگر کشورها پرتاب کرد.

 

این احتمال وجود دارد که هلیکوپتر رئیسی، رئیس جمهور ایران با کمک یک پیجر و دستگاه‌های نظارتی الکترونیکی خراب شده باشد که منجر به مرگ او شد. اگرچه مقامات ایرانی دلایل این فاجعه را پیدا نکردند، اما پس از جنگ 12 روزه مشخص شد که چنین عملی می‌تواند امکان داشته باشد. آنها به سادگی فناوری‌های مناسب را نداشتند و هیچ ایده‌ ای از نحوه کار آنها را نمی دانستند.

اسرائیل پس از نابودی رهبران حماس، رهبران حزب‌ الله را نیز هدف قرار داده است. همین حملات دقیق، شیخ حسن نصرالله و تقریباً کل رهبری حزب‌ الله را که زمانی دشمن جدی اسرائیل بود، نابود کرد. همراه با انفجار پیجر و سایر دستگاه‌ها، حمله به رهبری حزب‌ الله و حتی قتل عام کادرهای آن فوق‌العاده مؤثر شد. این امر با حملات موشکی و پهپادی هدفمند و نه به صورت تصادفی، بلکه دقیقاً بر روی اهدافی که از قبل از طریق تلفن مشخص شده بودند تکمیل شد. اسرائیلی‌ها تمام جزئیات چنین عملیاتی را بررسی کردند و نابودی هدفمند دشمنان را از بالاترین سطح رهبری، چه مذهبی و چه نظامی-سیاسی آغاز کردند.

 در سوریه، موساد بود که تروریست داعشی الشرع را به قدرت رساند و به همین ترتیب تغییر رژیم را انجام داد و رئیس جمهور بشار اسد را سرنگون کرد. کل سیستم ارتباطی ارتش سوریه تحت کنترل اسرائیل قرار گرفت. در اینجا، اسرائیل به طور فعال از شیوه جعل استفاده کرد. از طرف رهبری ارشد نظامی نیروهای مسلح سوریه و صدای آنها، درست تا صدای خود رئیس جمهور بشار اسد، فرماندهان زیردست دستورات و دستورالعمل‌های متناقضی دریافت کردند، یعنی نه فقط برای عقب‌ نشینی، بلکه گاهی اوقات برای جا بجایی نیروها، اتخاذ مواضع بی‌ معنی، آتش گشودن به اهداف کاذب یا غیرموجود و غیره. باز هم، تغییر رژیم نه چندان از طریق نظامی، بلکه از طریق فناوری‌های شبکه‌ ای رخ داد. در همان زمان اسرائیل مواضع خود را در ارتفاعات جولان تقویت کرد، منطقه کنترل مستقیم در محل سکونت دروزی‌ها را به دمشق نزدیک‌ تر کرد و در هر صورت، تمام تأسیسات نظامی در سوریه را با موشک‌ها و پهپادهایی که حتی یک خطر بالقوه دور از دسترس برای آن ایجاد می‌ کردند، نابود کرد. قبل از آن، با استفاده از همان منطق نظارت دقیق، نیروهای حزب‌ الله و ایران (به ویژه سپاه پاسداران) را در سوریه هدف قرار داد که آنها را مجبور به ترک سوریه با شروع شورش الشرع کرد.

نوبت به ایران رسید و در اینجا دوباره همان استراتژی. در ساعات اولیه جنگ 12 روزه، اسرائیل تقریباً تمام رهبری ارشد نظامی کشور، فرمانده ستاد کل ایران، رئیس سپاه پاسداران و دانشمندان برجسته هسته‌ ای را به همراه خانواده‌ها و فرزندان خردسالشان نابود کرد. این تا حدودی نتیجه حملات موشکی دقیق و تا حدی حملات پهپادهایی بود که از انبارهای از پیش آماده شده در ایران پرتاب می‌ شدند. از نظر فیزیکی، پهپادها طبق دستورالعمل‌های اسرائیل توسط مهاجرانی از افغانستان پرتاب می‌ شدند که صرفاً با پرداخت هزینه از دستورالعمل‌ها پیروی می‌ کردند و اسرائیل می‌ توانست به راحتی آنها را قربانی کند.

مرحله بعد، حملات موشکی به زیرساخت‌های هسته‌ ای و در ادامه عملیات تغییر رژیم بود. برای اجرای همه این موارد، لازم بود کنترل کاملی بر هر ایرانی که حداقل منافع یا تهدیدی برای اسرائیل محسوب می‌شد، برقرار شود. و باز هم از طریق دستگاه‌های الکترونیکی.

این شگرد، در برابر حوثی‌های یمن کمی کمتر مؤثر بود، اما آنها نیز گاهی اوقات در معرض حملات نسبتاً دقیقی قرار می‌گرفتند که خسارات جدی به بار می‌آورد.

بنابر این، ما شاهد استفاده از اشکال کاملاً جدیدی از جنگ‌های مرگبار بوده‌ ایم و اسرائیل فناوری‌هایی دارد که به آن اجازه می‌ دهد چنان خسارات سنگینی را به دشمن وارد کند که در گذشته نه چندان دور تصور آن هم غیر ممکن بود. در این صورت ما وارد دوران کاملاً جدیدی از جنگ شده‌ ایم.

با شروع عملیات ویژه نظامی، روسیه به طور غیرمنتظره‌ ای با مشکل پهپادها و ارتباطات مواجه شد. اما آنچه در اسرائیل می‌ بینیم، سطحی کاملاً جدید و بسیار پیشرفته‌ تر است. اگر شما یا اعضای خانواده‌ تان هر وسیله الکترونیکی داشته باشید و اگر به نحوی اسرائیل را ناراضی کنید، امکان دارد در هر زمانی به طور دقیق و آسان از بین بروید. این نتیجه وحشتناک شیوه ای است که ما اخیراً در خاورمیانه شاهد آن بوده ایم.

یک مشکل دیگر، از کار انداختن ناوگان دشمن و بنادر دریایی است. در اینجا نیز، فناوری پهپادهای آبی که هنوز به طور کامل مورد استفاده قرار نگرفته‌ اند، به ویژه در ترکیب با سیستم‌های ردیابی دقیق، خطر بزرگی را ایجاد می‌کنند.

بنابراین، ما با مجموعه‌ای کامل از تهدیدات جدید مواجه هستیم.

 

حال نکته بعدی: اسرائیل نزدیکترین متحد ایالات متحده و غرب است. افرادی اسرائیل را نماینده ژئوپلیتیکی ایالات متحده می‌دانند، یا برعکس، اسرائیلی‌ها، ایالات متحده را مطیع و قابل کنترل خود می‌ دانند. این موضوع جوهره موضوع را تغییر نمی‌ دهد. نکته زیر در اینجا با اهمیت است: فناوری‌هایی که اسرائیل در جنگ با مخالفان منطقه‌ ای خود استفاده می‌ کند و چنین اثربخشی بی‌ سابقه‌ ای را نشان داده‌ اند، کاملاً شناخته شده و در دسترس ایالات متحده و غرب هستند. به طور کلی مشخص نیست که آیا این یک اختراع صرفاً اسرائیلی است؟ یا برعکس، آیا اسرائیل از طریق سیا، پنتاگون، پالانتیر، یا ام‌ آی 6، به چنین ابزارهایی دسترسی پیدا کرده است؟ یا اینکه آنها با هم آنها را توسعه داده‌ اند؟ البته این چندان مهم نیست، مهم این است که به سادگی بیان کنیم که غرب این نوع سلاح و این استراتژی‌ها و فناوری‌ها را در اختیار دارد. خب! روسیه با اسرائیل در جنگ نیست (اگرچه نباید فراموش کنیم که ایران متحد ماست) و به نظر می‌ رسد که مورد تهدید نیستیم. بیایید فرض کنیم. اما ما در اوکراین با غرب در یک جنگ رو در رو قرار داریم و اوکراین مطمئناً فقط نماینده غرب و ابزار آن است. از این مسله می‌ توانیم یک نتیجه ساده و وحشتناک بگیریم: این فناوری مرگبار در مقطعی (عملاً در هر زمانی) می‌ تواند علیه روسیه استفاده شود. حال اگر به تاریخچه حملات تروریستی که خرابکاران اوکراینی قبلاً در روسیه مرتکب شده‌ اند علیه ولادلن، تاتارسکی و زاخار پریپلین، علیه برخی از نظامیان روسی (ژنرال موسکالیک، ژنرال کیریلوف و غیره) و همچنین تالار شهر کروکوس، با مهاجران استخدام شده توسط کیف، نگاهی بیندازیم، حمله اخیر به سه‌ گانه هسته‌ ای روسیه با استفاده از پهپادهای پرتاب شده از خاک ما را باید در این ارتباط درک کرد. در برخی شرایط بحرانی، چنین استراتژی‌ می‌تواند با تمام قوا مورد استفاده قرار گیرد، یا شاید قبلاً راه‌ اندازی شده باشد، البته در مقیاسی نسبتاً محدود. منطقاً سؤالاتی مطرح می‌شود. آیا ما سیستم تسلیحاتی مشابهی داریم؟ آیا ما به خوبی به وسایل و ابزارهای برقی دشمن نفوذ کرده‌ ایم، نه تنها در اوکراین، بلکه در ایالات متحده و کشورهای ناتو؟ از سوی دیگر، آیا ما ابزار لازم برای محافظت از خود در برابر چنین حملات و استراتژی‌هایی را داریم؟ واضح است که بهترین متخصصان برای تضمین امنیت رئیس جمهور، سنبل اصلی کشور ما در جنگ با غرب، سخت تلاش می‌ کنند. به همین دلیل است که او حتی یک دستگاه الکترونیکی نیز ندارد و به درستی هم همینطور است. اما در عین حال، ما با استفاده از هوش مصنوعی، به شدت در حال دیجیتالی کردن و برقی کردن همه چیز هستیم، که با قضاوت در مورد سایر فناوری‌های شبکه و دیجیتال، قطعاً می‌تواند به یک سلاح تبدیل شود، اگر در حال حاضر چنین سلاحی نباشد. آیا هوش مصنوعی می‌ تواند بکشد؟ پاسخ را می‌توان به راحتی در میان لبنانی‌ها و ایرانی‌ها یافت: اگر تلفن‌ها و پیجرها توان کشتن دارند، پس هوش مصنوعی قطعاً می‌تواند تحت شرایط خاصی به یک سلاح تبدیل شود. شیوه جعل که هوش مصنوعی به ایجاد آن کمک می‌کند، در حال حاضر به سلاح تبدیل شده است.

علاوه بر این، آیا متوجه هستیم که ساختارهای شبکه‌ ای می‌توانند به راحتی در میان توده‌های مهاجران، به ویژه مهاجران غیرقانونی، ایجاد شوند؟ آنها مجریان آماده‌ ای برای انجام وظایف فنی هستند و اگر اسرائیل  مأموران خود را در میان مقامات در قلمرو خود نداشت، نمی‌توانست چنین کشتار وسیعی را در کل کشورها و جوامع انجام دهد.

و در نهایت: آیا جمهوری خلق چین چنین فناوری‌های شبکه نظامی دارد؟ چین اکنون با یک تصمیم بسیار مهم و حیاتی روبرو است: آیا در ایران و خاورمیانه، جایی که غرب حملات هدفمندی را علیه مراکز انرژی و حمل و نقل چین انجام می‌ دهد، وارد رویارویی مستقیم با غرب می شود یا خیر که به زودی خواهیم فهمید.

اما در هر صورت، این حاد ترین تهدید برای روسیه مدرن است. ما به نوعی با بقیه نیز سر و کار داریم. با این حال، در اینجا با چیزی کاملاً جدید مواجه هستیم و اگر خود را برای یک موقعیت بحرانی آماده نبینیم، برای ما می‌ تواند واقعاً کشنده و نابود کننده باشد.

 

https://ria.ru/20250705/voyna-2027298489.html

 

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 972   - 25 تیر 1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت