راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

سرمقاله 998

انقلاب 57 در فریاد مردم

علیه غارت و بیداد زنده است!

    

 ایران سالگرد انقلاب ۵۷ را در شرایطی از سر می گذراند که تنها چند هفته ای از شوک به اصطلاح "جراحی اقتصادی" و هزاران کشته ای که برجای گذاشت می گذرد. انقلاب ۵۷ ایران که چهل و هفت سال پیش زیر پرچم استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی عظیم ترین توده های مردم را گرد هم آورد، اکنون با کارنامه ای پیچیده، پرتضاد، گاه جنایت آمیز و خونبار، و گاه پر دستاورد و افتخار روبروست. به همان اندازه که مردم ایران در عرصه استقلال کشور توانستند پیشرفت های چشمگیر و واقعی، به بهای هزینه هایی که می شد از بسیاری از آنها اجتناب کرد بدست آوردند، در عرصه آزادی ها و عدالت اجتماعی کشاکش مردم با حکومت و مقاومت حکومت دربرابر مردم همچنان ادامه دارد.

تیغ جراحی خونبار اقتصادی اخیر، که بنام "حذف رانت" و به کام رانت خواران و مافیای اقتصادی و الیگارش های حکومتی، هم سفره و هم پیکر مردم و بویژه زحمتکشان و فرودستان کشور را از هم درید، نمودی از فرجام خواست عدالت اجتماعی است که نسل بهمن ۵۷ و نسل های بعدی با آرزوی تحقق آن به میدان آمدند. این سرنوشت ممکن نشد مگر از طریق پایمال کردن آزادی ها، سرکوب احزاب مستقل، ملی و چپ، اعدام ها، اخراج ها، جلوگیری از شکلگیری سندیکاها و تشکل های کارگری و احزاب واقعی قدیمی یا جدید، اجازه ندادن به تظاهرات و اعتراض های مسالمت آمیز سیاسی و صنفی، تصفیه دانشگاه ها از اساتید آگاه و مستقل و کوشش برای غیرسیاسی کردن دانشجویان، آلوده کردن هنرمندان و ایجاد قشر به اصطلاح سلبریتی ها همراه با عدم اجازه به کار و فعالیت و حداقل معاش برای روشنفکران و هنرمندان مردمی، تبدیل کردن صدا و سیما به ارگان نفرت پراکنی و تک گویی و انحصار و فساد و پول پاشی، محدود کردن آزادی زنان در بسیاری از عرصه ها، سپردن سرنوشت مردم به ارتجاعیون مذهبی با ترویج خرافات و ... دهها و دهها اقدام دیگر که همه اینها زیربنای تقسیم جامعه به خودی و غیرخودی شد. خودی هایی که با ریزش ها و تصفیه نوبتی اکنون به مشتی رانت خوار و فاسد و الیگارش بدل شده اند که مردم ایران با خون خود تاوان حفظ قدرت و کسب ثروت آنها را می پردازند

اگر اکنون در چهل و هفتمین سال انقلاب، امثال رضا پهلوی و ضدانقلاب فاشیست خارج کشور عرصه ای برای جولان و خودنمایی یافته اند نتیجه همه این دوران و تجربه و پیامدهای آن است. این درست است که اگر آمریکا امروز دست خود را از پشت این فاشیست های خارج کشوری بردارد و هزینه دهها و صدها رسانه آنها را تامین نکند، همه آنها فردا به زباله دان تاریخ خواهند پیوست. ولی این نیز درست است که پایگاه اصلی ضدانقلاب نه در آمریکا و رضا پهلوی و اطرافیان فاشیست او که در داخل خود حکومت است. آنها هم که نباشند، اینها هستند و بدون این ضدانقلاب حکومتی داخلی، آنها که در خارج نشسته اند زمینه و امکانی برای قدرت نمایی ندارند. همین جراحی اقتصادی اخیر و به فقر کشاندن میلیون ها تن از مردم و دزدیدن حداقل یک سوم از سفره و دارایی زحمتکشان و قشر متوسط و ریختن آن به جیب صادرکنندگان مواد خام و واردکنندگان بزرگ و دارندگان ارز و تراستی ها و اقوام و خویشان اوباش حکومتی با حمایت سه قوه و همه رسانه های داخلی نشان نمی دهد که پایگاه واقعی ضدانقلاب ۵۷ در خود حکومت است؟ اینها خود به ده ها پهلوی دیگر تبدیل شده اند و صدها پهلوی در آستین دارند. تفرعن و نخوت این ضدانقلاب حکومتی از پهلوی ها کمتر نیست همانطور که سبک زندگی آنها و ولخرجی و فساد و فاصله آن با زندگی مردم از آنها بیشتر. این ضدانقلاب حکومتی نه فقط پایگاه امثال پهلوی است، بلکه منشا کسب حقانیت و مشروعیت آن نیز هست

مسئله فقط هزینه ای نیست که این ضدانقلاب حکومتی به مردم کشور ما و آزادی ها و عدالت اجتماعی تحمیل کرده، بلکه ضربه ویرانگری است که توانسته به استقلال و پیشرفت صنعتی و اقتصادی کشور نیز وارد آورد. در طی حداقل دو دهه اخیر که جریان چندقطبی گرایی جهانی شدت گرفته و سرنوشت مردمان چهار گوشه جهان بدان وابسته شده، جریان ضدانقلاب حکومتی زیر پوشش اصلاح طلبی و اصولگرایی به بزرگترین مانع گردش به  شرق و همکاری با چین و روسیه و بریکس و اوراسیا تبدیل شده است. اجازه ندادن به بهره گیری ایران از ظرفیت های سرمایه گذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری چین در ایران یا توسعه زیرساخت ها بنادر و راه ها و برقی کردن خطوط راه آهن کشور فقط یکی از این خسارتهاست. بازگشت به سیاست قاجاری و پهلوی و تبدیل کردن صندوق بین المللی پول به مستشار حکومتی و سپردن نقش امثال موسیو "نوز" بلژیکی و "میلسپو" و "شوستر" به آنها و دست پروردگان آنها نماد دیگری از قدرت ضدانقلاب حکومتی در به بیراهه کشاندن و سرکوب آرمان های انقلاب ۵۷ است.

همین هفته و در نزدیک به پنجاهمین سالگرد انقلاب وزیر اقتصاد برای شرکت در اجلاس صندوق بین المللی پول به عربستان سفر کرده تا با آخرین رهنمودها و دستورات ویرانگر آنها به کشور باز گردد و معلوم نیست چه آینده خونین دیگری برای مردم ما تدارک دیده می شود. آمریکایی که ایران را تحریم کرده، از طریق صندوق بین المللی پول اقتصاد ما را هم در دست گرفته تا بقول وزیر خزانه داری آمریکا بدون شلیک یک تیر ایران را از درون از پا درآورد. اینکه ترامپ می گوید رضا پهلوی را قبول ندارد برای آن است که می داند صدتا بزرگتر و چاکرتر از او در خود حکومت ایران نشسته اند که برای بازگشت آمریکا به ایران روزشماری می کنند و نقشه می کشند. محور تهران- ریاض – واشنگتن از خارج کشور نیامد، از داخل کشور و از درون الیگارش های حکومتی بیرون آمد، همان کسانی که امروز کارگزاران آنها در دفتر ریاست جمهوری و ریاست مجلس، بیت رهبری و قوه قضائیه نشسته اند و برای مردم و کشور رهنمود صادر می کنند، قانون و بخشنامه می نویسند و اجرا می کنند و آن را به سمت فاجعه هدایت.

امروز در چهل و هفتمین سالگرد انقلاب بهمن ۵۷ به همان اندازه که ضدانقلاب حکومتی و خارج حکومتی بیش از هر زمان دیگر نیرومند شده و ارکان قدرت و رسانه ها را بدست گرفته، بیش از هر زمان دیگر نیز امکان مقاومت و اتحاد دربرابر آن فراهم شده است. جهان در حال یک پوست اندازی بزرگ است که شرایط هرچه مساعدتری را برای مبارزه مردم ایران و دیگر کشورها فراهم می کند. ایران بر سر دوراهی مقاومت و گردش به شرق و مشارکت در برپایی جهان چندقطبی یا سازش و تسلیم به غرب و پیوستن به جبهه جهان تک قطبی الیگارشی قرار گرفته است، جهانی که دوران آن با وجود همه دست و پا زدن های الیگارش ها و ضدانقلاب حکومتی ایران پایان یافته است.

در ورای همه ناکامی ها و نومیدی ها، انقلاب ۵۷ همچنان زنده است و مبارزان آن اعم از مذهبی، ملی و چپ با آگاهی، شهامت و قاطعیت هر چه بیشتری به میدان مبارزه برای حفظ دستاوردهای بزرگ این انقلاب و پایان گذاشتن بر همه زخم های خون چکان آن به میدان آمده اند. نبرد انقلاب و ضدانقلاب همچنان ادامه دارد.

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 998   - 22 بهمن  1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت