|
ایران یک هفته پر از التهاب و اعتراض و خونریزی و خشونت و "اغتشاش" را پشت
سر گذاشت. خشونتی که می شد از آن اجتناب کرد اگر حکومت بجای تنبیه مردم و
جراحی نان و روغن و گوشت و برنج و ... از سفره مردم، دست به یک جراحی
اقتصادی واقعی می زد و تومور سرطانی "اغتشاشگران اقتصادی" را از ریشه بیرون
می کشید و بجای دزدیدن از سفره مردم، گریبان صاحبان دلار، خارج کنندگان
ارز، صادرکنندگان بزرگ فولاد و پتروشیمی و معادن را می گرفت و تراستی ها و
به اصطلاح امین هایی که خیانت در امانت کرده و ارز حاصل از نفت را به کشور
برنمی گرداندند را به مردم معرفی می کرد و به دادگاه می سپرد.
می گویند در سال های ۱۳۵۲ و ۱۳۵۳ زمانی که شاه در بودجه کشور دست برُد،
مژولیان معاون ارمنی تبار وقت سازمان برنامه و بودجه به شاه نوشت که از این
بودجه "بوی خون می آید" و بوی خون هم سرانجام آمد. اکنون نیز سالهاست که
اقتصاددانان میهندوست به حاکمیت هشدار می دهند که این شوک درمانی ها و
جراحی های اقتصادی از سفره مردم بوی خون می دهد ولی گوش حاکمیت بدهکار نبود
و نیست و شد دیماه ۹۶ و آبان ۹۸ و تظاهرات و کشتار ۱۴۰۱ و حاکمیت درسی
نگرفت و به راه خود ادامه داد. راهی که جز حمایت از اغتشاشگران اقتصادی و
باز گذاشتن راه اغتشاشگران وابسته به خارج و سرکوب مردم معترض و بدستن دهان
ها به بهانه اغتشاش ها نبود.
اکنون، پس از کشته شدن قریب ۶۰۰ نفر در تظاهرات ۱۲ روزه اخیر که شماری از
آنها نیروهای نظامی بودند و پس از ترور و کشته شدن مهم ترین فرماندهان
نظامی و دانشمندان اتمی و حداقل ۱۲۰۰ نفر از مردم غیر نظامی در جنگ ۱۲ روزه
که حاصل غفلت ها و سیاست های غلط نظام بود و هست، آقای پزشکیان بر تلویزیون
ظاهر شده و می گوید "در شرایطی که همه حاکمیت با جراحی اقتصادی جاری بسود
مردم ناراضی از وضع اقتصادی موافق هستند، چرا در برابر آن کارشکنی می
کنید؟"
باید پرسید: اگر همه حکومت موافق طرح اقتصادی و شوک درمانی کنونی هستند، پس
چه کسی کارشکنی می کند؟
شاید منظور ایشان چند اقتصاددان و منتقد مستقل مانند حسین راغفر، یزدی زاه،
فرشاد مومنی، یاسر جبرائیلی، قلی زاده، صمصامی، مجید رضا حریری و دیگرانی
هستند که اتفاقا در هفته های اخیر در مصاحبه های گوناگون و بصورت بی وقفه
هشدار دادند که از این جراحی اقتصادی بوی خون می آید. آیا منظور از
کارشکنان همین افراد هستند و حالا نقشه معرفی آنها بعنوان تحریک کنندگان
مردم و بستن دهان آنهاست ؟
تازه پس از این همه کشتار و خطری که کشور با آن مواجه است، وزیر اقتصاد به
قوه قضائیه نامه نوشته که نام مدیرانی که ارز را بر نگردانده اند را اعلام
کنید تا آنها را ایشان زحمت کشیده و "عزل" کند!
خون هزاران نفر در خیابان ها ریخته شده، هزاران میلیارد اموال عمومی نابود
شده و آقای وزیر اقتصاد تازه خواهان افشای نام مدیران خودش است که دلارها
را بر نگردانده اند و ایشان نام آنها را نمی داند و از قوه قضاییه سوال می
کند تا آنها را بجای محاکمه "عزل" کند، در حالیکه خود او اولین کسی است که
باید عزل و محاکمه شود.
تحلیل ما از حوادث و رویدادهای خونین اخیر که بر خلاف تصور حکومت، پایان
نیافته و جاری است و با تظاهرات حکومتی خاتمه نخواهد یافت، اینست که حکومت
بر سر یک دوراهی قرار گرفته است :
۱- یا ادامه سیاست های سه دهه گذشته با همان چهره ها و همان کارگزاران و به
نفع همان الیگارشی اقتصادی - دلاری که با هزار رشته به الیگارشی سیاسی حاکم
پیوند دارد و برای حفظ موقعیت و منافع الیگارشی دلاری، نه تنها تا پای
سرکوب و کشتار مردم بلکه تا خطر ضربه به تمامیت سرزمینی ایران و تجزیه کشور
حاضر است پیش برود.
۲- بازگشت از مسیری که طی شده و باز کردن راه برای اقتصاددانان منتقد و
مستقل و سپردن کار بدست کارگزاران پاکدست و غیرفاسد تا بشود اعتماد عمومی
را باز گرداند و مردم را پشتوانه حاکمیت و مهم تر از آن ضامن دفاع از
استقلال کشور کرد. و این ممکن نیست بدون پذیرش ضربه به منافع الیگارش های
دلاری و وابستگان حکومتی آنها.
البته همه اینها هنوز بخش داخلی بحران است، چرا که این بحران یک بعد جهانی
نیز دارد. ایران بر سر دوراهی گردش به شرق و همکاری با بریکس و شانگهای و
اوراسیا در جهت توسعه کشور و یا وابستگی و تابعیت به آمریکا و سپردن نفت و
موشک و صنعت اتمی به غرب قرار گرفته که سرانجام آن تجزیه ایران است. همان
الیگارشی دلاری که به گفته آقای پزشکان همه حاکمیت با آن همراه است، در طی
سه دهه گذشته دربرابر هرگونه توسعه روابط با شرق ایستاده و فقط در مواقع
بحرانی بصورت نمایشی به سراغ آنها رفته است، اکنون رسما می گوید که ایران
باید الت دست آمریکا در مقابله با چین و روسیه شود. مثلث تهران-ریاض-
واشنگتن که حسین مرعشی رهبر حزب کارگزاران سازندگی و یکی از ابر الیگارش
های ایران پیشنهاد آن را می دهد چیزی نیست جز تبدیل ایران به ونزوئلای دوم
و پذیرش غارت نفت و عقب ماندگی و وابستگی برای حفظ منافع الیگارشی دلاری.
بنابراین، ضربه به منافع الیگارشی دلاری، فقط نجات سفره مردم از دست این
غارتگران نیست، بلکه نجات کشور از وابستگی و عقب ماندگی و تبدیل شدن به
عامل جنگ نیابتی آمریکا علیه چین و روسیه و هم سرنوشت کردن ایران با لیبی و
عراق و اوکراین هم هست. این الیگارشی که همه رسانه های کشور را در دست
دارد، طی این سالها تا آنجا که توانست دربرابر توسعه روابط با شرق مقاومت
کرد تا بتواند کار را بدینجایی بکشاند که کشانده و تثبیت حاکمیت و غارت خود
به قیمت تحمیل تسلیم کامل به امریکا.
راهی که حاکمیت در پیش گرفته و به ادعای آقای پزشکیان همه حاکمیت بر آن
تفاهم دارد (که اشاره ایشان شامل حال رهبر جمهوری اسلامی نشود) سرانجامی جز
خونریزی مدوام و سرکوب مردم برای هموار کردن راه بندگی برای آمریکا و غرب و
نابودی و تجزیه ایران ندارد. همه کسانی که در این راه همداستانند مسئول این
خونریزی ها و پایان دادن قهرامیز و مرگبار حاکمیت ملی و تمدن هزاران ساله
ایران هستند.
|