راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

چین و روسیه

با دو سیاست دیجیتالی!

ساویتسکایا راسیا- ترجمه آزاده اسفندیاری

     

از اول ژانویه 2026، چین محدودیت های بی سابقه ای را در حوزه دیجیتال اعمال خواهد کرد: ممنوعیت کامل تمام محتواهایی که دارای مضامین مستهجن هستند - حتی در مکاتبات خصوصی. این موارد شامل نه تنها توزیع تصاویر، بلکه شوخی های مبتذل، اظهارات تحریک آمیز، زبان جنسی و حتی تبادل داوطلبانه عکسهای برهنه نیز میشود. این تخلفات اکنون با جریمه نقدی تا 700 دلار آمریکا یا بازداشت اداری 10 تا 15 روز قابل مجازات خواهند بود. اگر افراد زیر سن قانونی درگیر باشند، مجازاتها شدید تر خواهد بود و حتی می تواند شامل زندان نیز بشود.

این اقدامات صرفاً یک ابتکار عمل بوروکراتیک نیستند. مقامات چینی آشکارا اعلام می کنند که می خواهند از جامعه سنتی و ارزشهای آن محافظت کنند. در فهم چینی ها از فضای دیجیتال، اینترنت منطقه ای با آزادی مطلق نیست، بلکه مکانی برای آموزش است که نباید مردم، به ویژه جوانان را فاسد کند. این رویکرد با رویداد های ملموس پشتیبانی میشود: در تابستان سال 2025، عکسهای خصوصی زنان بدون رضایت آنها در یک گروه تلگرامی به طور گسترده منتشر شد (اپراتور خارجی این گروه قانون روسیه را نقض کرد). این رسوایی باعث اعتراض عمومی شد و به عنوان کاتالیزوری برای تغییرات قانونی عمل کرد. اما در پشت این حوادث منفرد، یک منطق سیستمی نهفته است: پکن به طور سیستماتیک در حال بستن حفره های نظارتی ایجاد شده توسط رشد انفجاری برنامه های پیام رسان و رسانه های اجتماعی است و در حال ایجاد یک محیط دیجیتالی است تا در آن تحقیر، شیءانگاری جنسی یا محتوایی که ارزشهای اخلاقی را تضعیف میکند، جایی نداشته باشد.

 تصمیمات پکن، تضاد آشکار با توسعه چشم انداز رسانه ای به زبان روسی را برجسته می کند. در اینجا، جوکهای مبتذل، طنز خام و ناسزاگویی استثنا نیستند - آنها به ابزاری رایج برای جلب توجه تبدیل شده اند، آنقدر گسترده که یک لایه کامل از "طنز جمعی" ظهور کرده است، جایی که شوخ طبعی با حماقت و ابتذال آشکارا "سکسی" جایگزین می شود. در کانالهای تلویزیونی ملی و پلتفرم های پخش جریان اصلی، نمایش های کمدی محبوب مرتباً فیلمنامه هایی را حول محور جملات دوپهلو و گاه صریح میسازند، گویی این موارد پیش نیاز موفقیت هستند. حتی استندآپ کمدی که زمانی به خاطر بازی هوشمندانه با کلماتش مورد تحسین قرار می گرفت، به طور فزاینده ای به عنوان مجوزی برای زبانی تلقی میشود که همین 15 سال پیش در تلویزیون عمومی غیرقابل قبول بود. کمدین ها مونولوگ های کاملی را حول موضوعات تابو می سازند و بینندگان این موارد را به عنوان امری عادی می پذیرند. وبلاگ نویسان و استریمرها، تحریک را به یک مدل تجاری مناسب تبدیل کرده اند. در بزرگترین پلتفرم های روسی زبان، یوتیوب (که مالک خارجی آن قوانین روسیه را نقض میکند) و تلگرام (که آن هم مالک خارجی دارد و قوانین روسیه را نقض میکند)، کانالهایی با محتوای تحریک آمیز به طور مداوم بیشترین بازدید را دارند. الگوریتم های این پلتفرمها ویدیوهایی با عناوین هیجان انگیز - مانند "چه چیزی در تلفن او بود؟" یا "او نمیدانست دوربین در حال حرکت است" - را توصیه می کنند، زیرا چنین محتوایی تعامل بالایی با مخاطب ایجاد می کند. طبق تجزیه و تحلیلهای انجام شده در سال 2024، ویدیوهایی با پیش نمایشهای تحریک آمیز و توضیحات مبهم، 30 تا 50 درصد کلیک بیشتری نسبت به ویدیوهای خنثی دریافت می کنند. این یک چرخه معیوب ایجاد می کند: هرچه محتوا صریح تر باشد، بیننده بیشتری دارد، هرچه تعداد بینندگان بیشتر باشند، تولید چنین محتوایی سود آورتر است.

صنعت تبلیغات نیز از این الگو پیروی می کند: تمایلات جنسی به ابزاری کلیدی برای جلب توجه در بنرها و ویدیوها تبدیل شده است. متخصصان بازاریابی آشکارا اذعان می کنند که در دنیای اشباع اطلاعات، اثر شوک یکی از مؤثرترین راه ها برای متمایز شدن از جمعیت است.

حتی برند های معتبر نیز مجبور به سازگاری با این روند شده اند و تمرکز خود را از محصولات به داستان های تحریک آمیز یا افشای مدل ها تغییر می دهند تا دیده شوند. نرخ کلیک چنین تبلیغاتی به طور قابل توجهی بالاتر است که این رویه رایج را تقویت می کند.

رسانه های اجتماعی به نوبه خود، به بستری برای انتشار چالشها و محتواهای غیر اخلاقی تبدیل شده اند. فلش مابهای ویروسی اغلب با تقلید صحنه هایی از فیلم های هیجان انگیز یا صحنه سازی "آدم ربایی" موقعیت های خطرناک را شبیه سازی می کنند. حتی گاهی اوقات در مسابقات، شرکت کنندگان را مجبور می کنند تا برای جذب لایک، خود را در ملاء عام تحقیر کنند. این ویدیوها اغلب شامل افراد زیر سن قانونی هستند که بدون رضایت آنها فیلمبرداری می شوند و همه اینها به عنوان محتوای "خنده دار" ارائه می شود. الگوریتم های مبتنی بر تعامل کاربر در پلتفرمها، فقط گسترش چنین محتوا هایی را سرعت می بخشند و استانداردهای جدیدی را برای"محبوبیت" تعیین می کنند.

در عین حال، عملاً هیچ نظارت سیستماتیکی بر توسعه صنعت سرگرمی وجود ندارد. مقررات محدود به مسدود کردن هدفمند و گذشته نگر است: ویدیوهای فردی پس از شکایات حذف می شوند و حساب های کسانی که قوانین را نقض می کنند به حالت تعلیق در می آیند، اما منطق اساسی تولید محتوا بدون تغییر باقی می ماند. موفقیت با ارزش فرهنگی یک تولید سنجیده نمیشود، بلکه با معیارهای خشک و بی روحی مانند تعداد باز دیدها، مدت زمان تماشا و میزان تعامل سنجیده می شود. پلتفرمها و تبلیغ کنندگان بر این اعداد تمرکز می کنند و بدین ترتیب مدلی را تداوم می بخشند که در آن موفقیت تجاری همیشه بر مسئولیت فرهنگی در قبال کشور اولویت دارد.

این روند عواقب بلند مدتی دارد. جوانانی که رسانه های اجتماعی برای آنها به منبع اصلی اطلاعات و سرگرمی تبدیل شده است، این زبان را عادی می دانند. مرزهای آنچه قابل قبول است به طور فزاینده ای مبهم شده است: آنچه اخیراً مبتذل یا نامناسب تلقی می شد، اکنون به عنوان یک "حرکت شوخ طبعانه" یا "چالش خلاقانه" تلقی می شود. محققان فرهنگ رسانه ای خاطرنشان می کنند که نسبت محتوای صریح یا تحریک آمیز در اینترنت روسی زبان در پنج سال گذشته بیش از دو برابر شده و در حالی که میانگین سنی مخاطبان این پروژه ها به 12 تا 16 سال کاهش یافته است.

در نتیجه، یک وضعیت متناقض ایجاد شده است: تحت پوشش آزادی خلاقیت و بیان، روسیه تابع منطق الگوریتم ها و معیارها است. هر کاربر جدید تلاش می کند تا از نظر ارزش شوکه کننده از کاربر قبلی پیشی بگیرد و جامعه ای که این تحول را مشاهده می کند، غافل می شود که این روند فزاینده  و این مسیر که مرز میان طنز و ابتذال را بکلی از بین می برد، در نهایت به کجا منتهی می شود . ما با دو دیدگاه اساساً متفاوت از آنچه دنیای دیجیتال باید به نظر برسد، روبرو هستیم. تضاد بین آنها نه تنها قابل توجه، بلکه کاملاً ترسناک است، مانند برخورد دو جهان با قوانین فیزیکی متضاد. چین مسیر مهار خشن و حتی سختگیرانه را انتخاب می کند. اینها ممنوعیت های خودسرانه ای نیستند که "برای احتیاط" اعمال شده اند بلکه تصمیمات بر اساس یک استراتژی سنجیده گرفته شده اند. دولت به وضوح و بدون ابهام مرزهای آنچه مجاز است را تعریف میکند: آنچه می توان گفت، آنچه می توان نشان داد و آنچه کاملاً غیرقابل قبول است، حتی در چت های خصوصی. در اینجا، نظم عمومی به قدرت مطلق ارتقا می یابد و "آزادی بیان" جای خود را به مفهوم "محتوای مسئولانه" می دهد. محیط دیجیتال به عنوان امتدادی از ارزشهای سنتی شکل گرفته است - با نظم و انضباط، احترام به هنجارها و درک این که هر چیزی که از نظر فنی ممکن است، از نظر اخلاقی قابل قبول نیست.

بله، این اقدامات رادیکال هستند. آری، کارشناسان و فعالان حقوق بشر به درستی زنگ خطر را به صدا در می آورند: این رویکرد همیشه خطر سوءاستفاده را به همراه دارد. چه چیزی در مکاتبات خصوصی "نامناسب" تلقی میشود؟ مرز بین شوخی و توهین کجاست؟ آیا این نظارت به نظارت کامل تبدیل خواهد شد؟ پاسخ به این سؤالات آسان نیست. با این حال، غیرقابل انکار است که پکن چشم انداز روشنی برای آینده دارد. این کشور نقشه، قطب نما و مسیر دارد. می داند به کجا می خواهد برود و چرا - حتی اگر قیمت آن بحث برانگیز باشد.

حالا بیایید واقعیت خودمان را در نظر بگیریم. به نظر می رسد روسیه در حال حرکت به جلو است و انعکاس های آب را تحسین می کند، غافل از این واقعیت که رودخانه آن را به سمت آبشاری می برد که به سقوط منجر می شود. آزادی خلاقانه ای که به عنوان بالاترین ارزش اعلام می شود، به طور فزاینده ای به بی مسئولیتی تبدیل شده است. افراد خلاق از سؤالات "چرا این کار را می کنیم؟" و "این به چه چیزی منجر خواهد شد؟" طفره می روند، زیرا کلیک ها و لایک ها پاسخ ساده تری ارائه می دهند: "این کار می کند، بنابراین ما به کار خود ادامه خواهیم داد."

تناقض این است که چین، با چارچوب سفت و سخت و کنترل های سختگیرانه خود، رویکردی آگاهانه به آینده دیجیتال نشان می دهد. این کشور دارای استراتژی، ابزار و اراده برای اجرای آن است. با این حال، اینجا در روسیه، جایی که آزادی بیان در هر لحظه مورد استناد قرار می گیرد، این آزادی به طور فزاینده ای به هرج و مرج تبدیل می شود - بدون استراتژی، بدون دستورالعمل، بدون هیچ تصوری از اینکه فردا به کجا منتهی خواهد شد.

و بنابراین سوال "مرز بین آزادی و حرکت آزاد کجاست؟" چیزی بیش از یک سوال ساده است ومانند شمشیر داموکلس بالای سر ما آویزان است. در حالی که ما در مورد اصول بحث می کنیم، عواقب آن بدون توجه انباشته می شود: در واژگان جوانان، در استانداردهای ارتباطی، در آنچه در گفتمان عمومی عادی تلقی می شود. من مطمئن هستم که روزی جام پر خواهد شد - و سپس بهای سهل انگاری ما را نه نویسندگان نظریه های جسورانه در مورد "آزادی بیحد و مرز"، بلکه تک تک ما خواهیم پرداخت. ما با چیزی غیرقابل برگشت روبرو خواهیم شد: هنجارهای تغییر یافته، زبان تغییر یافته و درک نا کافی از خیر و شر، که به طور خاموش تحت فشار محتوا در حاشیه جریان اصلی توسعه یافته اند.

 

https://sovross.ru/2025/12/26/totalnyj-filtr-ili-onlajn-disciplina

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 996   - 17 دیماه  1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت