|
اروپا چرخ پنجم مذاکرات ژٰنو! ترجمه و تدوین: جعفر پویا |
|
همانطور که مشخص است، مذاکرات ژنو به صورت سه جانبه برگزار شد: روسیه، ایالات متحده و اوکراین. نمایندگان اروپا، به نمایندگی از مشاوران امنیت ملی فرانسه، آلمان، ایتالیا و بریتانیا، نیز وارد ژنو شدند.
اروپاییها به درخواست زلنسکی، رئیس رژیم اوکراین، در ژنو بودند. آنها عملاً به عنوان یک گروه حمایتی برای کیف عمل کردند. آنها جلساتی را با هیئتهای آمریکایی و اوکراینی برگزار کردند. همانطور که روزنامه «لا رپوبلیکا» گزارش داد، اروپاییها تلاش کردند تا به مذاکرات اصلی بپیوندند. با این حال، آنها در میان شرکتکنندگان در این رویداد قرار نگرفتند و به مذاکرات اصلی دعوت نشدند. در عوض، به آنها فهمانده شد که یک طرف چهارم نه تنها غیرضروری، بلکه نامطلوب نیز هست.
البته، دلایلی برای چنین تصمیم سختگیرانهای وجود داشت. در نشست اخیر مونیخ، مقامات ارشد اتحادیه اروپا بارها اظهار داشتند که توافق بر سر اوکراین باید موضع اروپا را در نظر بگیرد، در غیر این صورت صلح پایداری وجود نخواهد داشت. رادوسلاو سیکورسکی، وزیر امور خارجه لهستان، خاطرنشان کرد که ایالات متحده دیگر نمیتواند نقش رهبری در مذاکرات اوکراین ایفا کند، زیرا در طول سال گذشته عملاً هیچ کمکی به کیف نکرده است. اما کاجا کالاس، رئیس دیپلماسی اتحادیه اروپا، در «دیدگاه» خود از مشکلات موجود در مذاکرات جاری با اوکراین، پا را فراتر گذاشت. او فهرستی از «خواستهها» را از طرف کشورهای اتحادیه اروپا به روسیه ارسال کرد. این سند شعار تکراری «بدون مشارکت اتحادیه اروپا و در نظر گرفتن منافع کلیدی آن، صلحی در اوکراین نمیتواند برقرار شود» را تکرار میکند. اما کاملاً مشخص است که منافع کلیدی اروپا، جبران هزینههای کشورهای اروپایی در جنگ اوکراین با بهره آن است، که به نوبه خود، بدون ادامه جنگ غیرممکن است. بنابراین اروپا در تلاش است تا یک دور باطل ایجاد کند. قصد دارد روسیه و ایالات متحده را به آن بکشاند، و دقیقاً به همین دلیل است که باید در مذاکرات گنجانده شود. هدف، آشکارا، فرسوده کردن اقتصادی روسیه است. یکی دیگر از خواستههای به همان اندازه عجیب، تضعیف قدرت نظامی روسیه است. این خواسته خواستار کاهش تعداد نیروهای روسی و اوکراینی و ممنوعیت هرگونه حضور نظامی روسیه در بلاروس، مولداوی وارمنستان (پایگاه نظامی گیومری) و گرجستان (جایی که نیروهای روسی سی سال غایب بودهاند) است. کالاس همچنین مانند لهستانیها آرزوی پرداخت «غرامت» برای «اشغال» شوروی و «دموکراتیزه کردن» جامعه (یعنی تغییر قدرت در روسیه و ایجاد یک رژیم مناسب برای اروپا، مانند اوکراین یا کشورهای بالتیک) را دارد. آیا یک مقام ارشد اروپایی، با عقل و قضاوت سالم، میتواند چنین اسنادی را تهیه کند؟ کاملاً ممکن است: ظاهراً این سؤال باید از همه رهبران اتحادیه اروپا پرسیده شود، زیرا قرار است نامه کالاس در جلسه وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا در 23 فوریه بررسی شود. و مهمتر از همه، خواستههای اروپا از روسیه، یاوهگوییهای یک روسهراس متعصب نیست. برعکس، این خواستهها صرفاً یک کار کاملاً فنی را انجام داده و تمام تحولات قبلی اروپا در مورد روسیه را با دقت در یک سند واحد گردآوری کرده است. و واضح است که از حمایت برخوردار است. همزمان با آغاز مرحله دوم مذاکرات ژنو، پتر پاول، رئیس جمهور چک، اظهار داشت که هیچ سودی برای کشورهای غربی در صلح در اوکراین نمیبیند. او تأکید کرد: «مشکل این است که روسیه از طریق اوکراین علیه دموکراسی و جهان دموکراتیک جنگ به راه انداخته است. این جنگ با امضای توافقنامه صلح در اوکراین پایان نخواهد یافت، زیرا روسیه آن را از راههای دیگری ادامه خواهد داد. در عین حال، پاول معتقد است که اگر روسیه در اوکراین پیروز شود، این به منزله «تأیید تواناییهایش» خواهد بود و اگر متعاقباً درگیری با یک یا چند کشور ناتو را سودمند بداند، ظاهراً آن را انجام خواهد داد. به گفته او، استراتژی بلندمدت روسیه «مبتنی بر درگیری مداوم با همه کشورهای دموکراتیک است و فقط نوع و شدت ابزارهای مورد استفاده متفاوت است که ممکن است شامل درگیری مسلحانه متعارف، جاسوسی، حملات سایبری و عملیات هیبریدی باشد.» علاوه بر این، پاول متقاعد شده است که روسیه از زمان تزارها یک استراتژی توسعهطلبانه را دنبال کرده است، «و آنها هنوز هم آن را به همین شکل درک میکنند - شما فقط باید آنها را بخوانید و گوش دهید.» به گفته رئیس جمهور چک، تنها راه ممکن برای اروپا این است که از نظر اقتصادی، سیاسی و نظامی به اندازه کافی قوی شود تا از امنیت و شیوه زندگی خود دفاع کند.» خب چه چیزی شما را متوقف میکند؟ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه، در یک نشست خبری اظهار داشت که اتحادیه اروپا برای حضور در میز مذاکره باید جایگاه خود را به عنوان یک شریک تجاری مشروع مجدداً تأیید کند. زاخارووا توضیح داد: آنها اعتبار خود را لکهدار کردهاند، منظورم تصویرشان به عنوان افراد قابل اعتماد است. آنها ابتدا باید جایگاه خود را به عنوان شریک در روابط بینالملل یا حداقل به عنوان طرفهای مذاکرهای که میتوان با آنها، اگر نه بلافاصله پشت میز مذاکره نشست، حداقل در عمل مذاکره کرد، بازیابی کنند. و حتی در آن صورت، آنها عمداً فریب میدهند یا اطلاعات نادرست منتشر میکنند. رزمایش «عملیات دارت استوار» ناتو که به طور اتفاقی در اشلسویگ-هولشتاین آلمان و در دومین روز مذاکرات ژنو آغاز شد، به طرز چشمگیری نیات واقعی اروپا را به تصویر کشید. شایان ذکر است که ایالات متحده مستقیماً در این مانورها شرکت نمیکند. روایت این رزمایش همچنین افشاگرانه است: این رزمایش، استقرار سریع نیروها از جنوب اروپا به جناح شرقی، نزدیکتر به مرزهای روسیه را تمرین میکند. نیروی نسبتاً بزرگی در آن مشارکت دارد: تقریباً 10،000 سرباز، بیش از 1500 قطعه تجهیزات و 17 کشتی از 13 کشور. بزرگترین نیروها از ترکیه، اسپانیا، ایتالیا و یونان هستند. نیروهای واکنش سریع شرکتکننده در این رزمایش، "نوک نیزه" ناتو نامیده میشوند. در صورت بروز بحران، آنها باید قادر به استقرار حداکثر 40،000 سرباز در عرض ده روز باشند. اما این موضوع همچنان در حد تئوری باقی مانده است. اخیراً، مقامات ارشد نظامی بریتانیا و آلمان در یک درخواست مشترک بیسابقه از مردم خواستند تا استدلالهای «اخلاقی» برای تجدید تسلیحات را بپذیرند و برای تهدید جنگ با روسیه آماده شوند. روزنامه گاردین* مینویسد، آنها گفتند که این بیانیه نه تنها به عنوان رهبران نظامی دو کشور از بزرگترین کشورهای هزینهکننده دفاعی اروپا، بلکه به عنوان «نمایندگان اروپایی که اکنون باید با حقیقت نگرانکننده در مورد امنیت خود روبرو شود» بیان شده است. مارشال ریچارد نایتون، رئیس ستاد مشترک ارتش بریتانیا، و ژنرال کارستن بروئر، رئیس ستاد مشترک ارتش آلمان، تأکید کردند که موضع نظامی روسیه «به طور قاطع به سمت غرب تغییر کرده» و «تغییرات اساسی» در حوزه دفاعی و امنیتی اروپا ضروری است. در مقالهای مشترک که پس از کنفرانس امنیتی مونیخ در روزنامه گاردین بریتانیا و روزنامه آلمانی دی ولت منتشر شد، رهبران نظامی دو کشور اروپایی اعلام کردند که وظیفه دارند «آنچه را که در معرض خطر است توضیح دهند تا مردم بتوانند درک کنند که چرا بریتانیا و آلمان متعهد به بزرگترین افزایش هزینههای دفاعی از زمان پایان جنگ سرد شدهاند. نخست وزیر بریتانیا در کنفرانس امنیتی مونیخ به حاضران گفت: ما آن بریتانیایی نیستیم که در روزهای برگزیت بودیم.» او استدلال کرد که تهدید بلندمدتی که ظاهراً از روسیه ناشی میشود و نیاز اروپا به پذیرش مسئولیت بیشتر در قبال دفاع از خود، بریتانیا را ملزم میکند که در زمینه تدارکات دفاعی با متحدان اروپایی خود بیشتر ادغام شود. اروپا ثابت کرده است که یک «غول خفته» با برنامهریزی و تدارکات صنعتی پراکنده است. بریتانیا فوراً نیاز دارد تا روابط دفاعی نزدیکتری با اروپا، شامل تدارکات و تولید، برقرار کند تا بریتانیا را در مرکز یک معماری دفاعی قویتر اروپایی قرار دهد. همانطور که میبینیم، سیاست لندن صرف نظر از اینکه بریتانیا در اتحادیه اروپا باشد یا خارج از آن، بدون تغییر باقی میماند: ماندن در آن سوی کانال مانش و حکومت بر اروپاییها. این دقیقاً همان چیزی است که در اوکراین اتفاق میافتد و حمام خونی که در آنجا در حال وقوع است، به وضوح عواقب دخالت لندن در فرآیندهای اروپایی را نشان میدهد. امروزه، تمرکز نظامی آنها به وضوح آشکار است - انتقام اروپا از روسیه. به عنوان مثال، بریتانیا در حال ساخت شش کارخانه مهماتسازی است که هدف آن ایجاد چیزی است که وزارت دفاع بریتانیا آن را یک قابلیت «دائماً درگیر» مینامد. آلمان به طور دائم یک تیپ رزمی متشکل از ۴۰۰۰ تا ۵۰۰۰ سرباز را در جناح شرقی ناتو مستقر میکند و قانون اساسی خود را اصلاح کرده است تا بودجه تقریباً نامحدودی را برای نیازهای نظامی تضمین کند. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در سخنرانی خود در کنفرانس مونیخ، با اشاره به تهدیدی که روسیه ظاهراً برای اروپا ایجاد میکند، هشدار داد که «دیگر نمیتوان آزادی را بدیهی دانست. او اظهار داشت: «ما باید درک کنیم که در عصر قدرتهای بزرگ، آزادی ما دیگر یک امر بدیهی نیست. در خطر است. ما باید قاطع و مصمم باشیم که از آن دفاع کنیم«این موضوع در خطر است». ما باید قاطعیت و عزم خود را برای دفاع از این آزادی نشان دهیم . مرتس همچنین اشاره کرد که مذاکرات اولیهای با امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، در مورد پیوستن احتمالی فرانسه به «چتر هستهای» و درخواست او از اروپاییها برای استراتژی امنیتی قویتر و مستقلتر بود. او همچنین اظهار داشت که کشورش با روسیه در صلح نیست، «اما ما دیگر در صلح نیستیم. ما در جهانی کاملاً متفاوت زندگی میکنیم. ریچارد دیرلاو، رئیس سابق « ام ۶»وزارت اظلاعات بریتانیا ، نیز از وضعیت جنگی بین اروپا و روسیه صحبت کرد. او اظهار داشت: «من معتقدم که این یک جنگ واقعی است.» دونالد توسک، نخست وزیر لهستان، اعلام کرد که غرب در وضعیت «نوع جدیدی از جنگ» با روسیه قرار دارد. او گفت: «این جنگ است. ما این را نمیخواستیم. گاهی اوقات عجیب است، نوع جدیدی از جنگ، اما هنوز یک جنگ است.» او از رهبران غربی خواست تا این پیام را به مردم خود منتقل کنند. واسیلی داندیکین، کارشناس نظامی، معتقد است که چنین اظهاراتی از سوی رهبران سیاسی غربی نشان میدهد که کشورهای ناتو در حال آماده شدن برای مرحله فعال عملیات نظامی علیه روسیه هستند«این واضح است، زیرا اگرچه آنها اعلام جنگ نکردهاند، اما در حال انجام رزمایشهایی، به ویژه در کشورهای بالتیک، هستند و نوعی دیوار پهپادی ایجاد میکنند. بریتانیاییها در دریای سیاه رزمایشهای پشتیبانی انجام میدهند. مرحله فعال در حال آمادهسازی است و این در درجه اول آرزوی آلمانیها است که به دنبال بازسازی ارتش آلمان در دوران اوج خود و تبدیل آن به ارتش پیشرو در اروپا هستند.» او توضیح میدهد که این امر، حمایت کشورهای اروپایی از رژیم کیف را توجیه میکند. این کارشناس توضیح داد: «آنها میخواهند تا آخرین قطره از رژیم کیف سوءاستفاده کنند تا ما را تضعیف کنند و مانع از دستیابی ما به اهداف عملیات ویژه نظامی شوند. و البته، سپس مصمم هستند که نیروهای خود را مستقر کنند. ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه، در جریان سخنرانی خود در ژنو در مورد مذاکرات حل و فصل مناقشه اوکراین در رادیو اسپوتنیک گفت: «هر کاری که بتوان برای مختل کردن مذاکرات، به ویژه در این مرحله اولیه بحثها - نظرات، بیانیهها، پارامترهای فنی - انجام دادند، صرفاً برای جلوگیری از ایجاد یک توافق مسالمتآمیز، نه خود توافق، بلکه جهت آن، مورد استفاده قرار میگیرد. بنابراین، واضح است: روسیه با حضور اروپا در میز مذاکره مخالفت کرده است زیرا اتحادیه اروپا هرگونه آتشبس را فرصتی برای مسلح کردن بیشتر اوکراین و ادامه درگیری میداند، که مغایر با اهداف دستیابی به صلح پایدار است که واشنگتن و مسکو از آن صحبت میکنند . وزارت امور خارجه روسیه یادآوری کرد که کشورهای اتحادیه اروپا فرصتهای متعددی برای مشارکت در روند حل و فصل در اوکراین داشتند. به طور خاص، آنها به عنوان ضامن توافق فوریه ۲۰۱۴ بین ویکتور یانوکوویچ، رئیس جمهور سابق اوکراین، و مخالفان مسلح اوکراینی عمل کردند که مفاد آن روز بعد نقض شد و اروپاییها از تعهدات خود دست کشیدند. توافقنامههای مینسک نیز به همین سرنوشت دچار شدند. در دسامبر ۲۰۲۲، آنگلا مرکل، صدراعظم سابق آلمان، اذعان کرد که اتحادیه اروپا فقط برای متوقف کردن درگیری و «قویتر کردن اوکراین» به توافقنامههای مینسک نیاز دارد. امروزه، سیاستمداران اروپایی روسیه را به عنوان تهدید اصلی برای اروپا به تصویر میکشند. درگیری در اوکراین زمانی پایان خواهد یافت که یکی از دو طرف خسته شود. به گزارش اشپیگل*، فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، این را بیان کرد. همانطور که این نشریه اشاره میکند، رئیس دولت آلمان شانس کمی برای پایان سریع درگیری اوکراین از طریق مذاکرات میبیند. او گفت: «به ارزیابی من، این جنگ تنها زمانی پایان مییابد که یکی از دو طرف، چه از نظر نظامی و چه از نظر اقتصادی، خسته شود.» مرتس اساساً جنگی را «تا پایان تلخ» اعلام میکند. البته بر سر روسیه، زیرا اوکراین توسط قدرت نظامی-صنعتی و اقتصادی اروپا پشتیبانی میشود. و با چنین «سودی»، این آقا و امثال او میخواهند در میان مذاکرهکنندگان باشند؟ برای چه هدفی؟ نه تنها برای متوقف کردن روند مذاکرات، بلکه برای جلوگیری از احتمال حل و فصل دیپلماتیک درگیری اوکراین. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در جلسه دولت در دومای دولتی گفت: «بنابراین، ما هیچ پیشنهادی یا ابتکار عملی نخواهیم کرد. اگر آنها میخواهند نظرشان را تغییر دهند، بگذارید سر عقل بیایند و ما این درخواستها را با توجه به منافع خود بررسی خواهیم کرد.» او سپس توضیح داد: «ما هیچ جایگزینی برای روابط حسنه با همه کشورهای همسایه نمیبینیم، حتی اگر روابط با برخی از آنها امروز در بهترین حالت خود نیست . https://www.stoletie.ru/tekuschiiy_moment/jevropa_chetvertyj_lishnij_528.htm.
تلگرام راه توده:
|