|
تظاهرات پوچ دانشجوئی در چهلمین روز اعتراضات خونین دیماه |
|
در چهلمین روز اعتراضات مردمی علیه جراحی اقتصادی حکومت که به خون کشیده شد، تظاهراتی در برخی دانشگاه های کشور برگزار شد. اگر دانشگاه های کشور محیط علمی و فرهنگی بود، منطقی این بود که در این چهلمین روز سخنرانی ها و همایش هایی برگزار می شد و در آن به دلایل جراحی اقتصادی حکومت، پیامدهای آن بر روی معیشت مردم و شرایط کشور پرداخته می شد والیگارش هایی که برنده این جراحی اقتصادی شدند و میلیون ها مردمی که بار سنگین این جراحی الیگارشی را بر روی سفره و سطح زندگی خود احساس می کردند و می کنند موضوع بحث و گفتگو قرار می گرفت، تا اعتراض دانشجویان بعنوان فرزندان همین مردم با واقعیت های جامعه و نیازها و خواست ها پیوند می خورد. برعکس، این تظاهرات به خودنمایی عده ای که خود را نخبه و ژن برتر می دانند و شعار "داس، چکش، عمامه، ۵۷ تمامه" می دادند انجامید، شعاری که برعکس نشان می دهد از نظر گردانندگان این قبیل تجمع ها، ۵۷ هنوز زنده و مزاحم است. شکل و شمایل برگزاری این تظاهرات ها نشان داد که گردانندگان آن می خواهند از خونی که از مردم بابت اعتراض به جراحی اقتصادی ریخته شد علیه انقلاب ۵۷ و به نفع نیروهایی در خارج کشور ماهی بگیرند و تظاهرات آنان هیچ ارتباطی با حوادث خونین دیماه گذشته ندارد. هیچیک از به اصطلاح تظاهرکنندگان جمله ای درباره معیشت مردم، سفره های خالی، گرانی ها، میلیاردرهای سبز شده در جمهوری اسلامی و ذینفع از این جراحی خونین الیگارشی، از توده مردم فرو رفته در فقر و مسکنت و ناتوان در داشتن یک مسکن محقر و حتی پرداخت اجاره بها سخنی نگفت. سازماندهندگان این تظاهرات با دادن شعار علیه داس و چکش یعنی کارگران و زحمتکشان در واقع به نفع حکومت و نولیبرالهای حکومتی تظاهرات کردند نه علیه آنها. بویژه که کانون اعتراض ها دانشگاه شریف بود که دانشکده اقتصاد آن مرکز اقتصاددانان نولیبرالی است که به "پسران شریف" معروفند و بیش از سه دهه است که سکان سیاست های اقتصادی کشور را بدست دارند. به این به اصطلاح دانشجویان معترض قلابی باید یادآور شد که نه "چپ ها" و حامیان داس و چکش، بلکه "پسران شریف" که شما شاگردان آنها هستید طراح جراحی اقتصادی خونین دیماه شدند و امروز شما را در دفاع از خودشان و علیه چپ و انقلاب ۵۷ به صحن دانشگاه کشانده اند. همانها که نه فقط در مقام وزیر و کارگزار، و نظر موسی غنی نژادها مشاور همه دولت های سه دهه اخیر بوده اند ولی هر روز در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ظاهر می شوند و اقتصاد ضد مردمی و طبقاتی کنونی ایران را که دستپخت خودشان است "کمونیستی" می خوانند. درواقع حتی جرات ندارند بایستند و از کارنامه چهل ساله خود دفاع کنند. الحق که موفق شده اند دانشجویانی نوچه مسلک و فاقد تفکر انتقادی مانند خود تربیت کنند که درس های اساتید خود در دانشگاه شیکاگو و موسسه ضدانقلابی "هند" را که وزیر اقتصاد دانش اموخته آن است طوطی وار تکرار می کنند. شعار ۵۷ تماما از دل این دانشگاه، این اساتید، این حکومت و این اقتصاد نولیبرال و ضدمردمی بیرون آمد. آنها امدند تا آموزش های اساتید خود و "پسران شریف" را در دانشگاه فریاد بزنند. آنچه در دانشگاه ها در چهلمین روز تظاهرات علیه جراحی اقتصادی الیگارشی گذشت فقط ماهیت آموزش و پرورش طبقاتی و راه یافتن فرزندان بخش بالای جامعه به دانشگاه های کشور به ضرب و زور پول و کلاس های کنکور و خرید و فروش سوالات را نشان نداد؛ فقط بسته شدن درهای دانشگاه به روی زحمتکشان جامعه را نمایان نکرد؛ فقط جلوه ای از ماهیت ارتجاعی اساتید و آموزش هایی که به این دانشجویان داده می شود هم نبود. مسئله در این هم هست که اینها کسانی هستند که با سریال های از نوع "تاسیان" تلویزیون جمهوری اسلامی به انقلاب ۵۷ نگاه می کنند. نسلی که به آنها گفته شده انقلاب ۵۷ نه برای استقلال و آزادی و عدالت اجتماعی بلکه برای حاکمیت اسلام و روحانیون دزد و فاسد در این کشور توسط چپ ها انجام شده. نسلی بیگانه شده با زندگی واقعی مردم که آینده خود را علیه زحمتکشان، روستاییان و کارگران در هرم بالای طبقاتی جامعه در پناه پدران و مادران میلیونر و مرفه خویش جستجو می کند. جالب آن که در سوی مقابل این دانشجویان، تظاهرات دیگری به نفع جمهوری اسلامی و علیه پهلوی برگزار شد. ولی کسی نشنید که این گروه هم علیه "پسران شریف" و بانیان جراحی اقتصادی شعاری بدهند و اعتراضی کنند. در واقع برای این گروه نیز انقلاب ۵۷ به شکل دیگری تمام شده است و باید تمام شود. یکی از رانت طبقاتی استفاده می کند و دیگری از رانت حکومتی و آنچه برای هیچکدام مطرح نیست آرمان های انقلاب ۵۷ است. اگر این گروه دوم واقعا معتقد نبود که انقلاب ۵۷ تمام است، درانصورت در چهلمین روز تظاهرات علیه جراحی اقتصادی بجای دادن شعارهای بی ربط و توخالی علیه پهلوی، روی آرمان های استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی انقلاب ۵۷ تکیه می کرد. خواهان اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی، ملی کردن بانک های خصوصی، ملی کردن معادن و کوتاه کردن دست خام فروش ها، ضرورت بازگشت ارزهای صادراتی و کنترل تجارت خارجی توسط دولت می شد. از اصول آزادی بیان، اجتماعات، احزاب، از حق مسکن، آموزش و بهداشت رایگان، از حق افزایش دستمزد به میزان تورم، حق کارگران و کارمندان و پرستاران و معلمان برای تشکل و برخورداری از زندگی شرافتمندانه که در قانون اساسی انقلاب ۵۷ ذکر شده دفاع می کرد. اما دریغ از یک شعار علیه جراحی اقتصادی الیگارشی و برای دفاع از خواست های مردم و آرمان های در خون غلطیده انقلاب ۵۷. بدینسان چهلمین روز تظاهرات به خون کشیده شده علیه جراحی اقتصادی به رویارویی دو گروه از دانشجویان در دانشگاه های کشور انجامید که برای هر کدام انقلاب ۵۷ به شکلی تمام است و از این بابت باید نه فقط به "پسران شریف" بلکه به سران جمهوری اسلامی به لحاظ برپایی این نظام آموزشی رانتی و طبقاتی تبریک و تسلیت گفت. تبریک از جهت اینکه بالاخره موفق شدند دانشگاه های کشور را مطابق سلیقه ضدانقلابی و ارتجاعی و منافع خود پرورش دهند. و تسلیت بابت اینکه سرنوشت کشور بدست این حاکمان و این نسل بیگانه با کار و زحمت و آینده کشور افتاده است. دانشگاهی که بجای تعمق و اندیشیدن و نقد و پیوند با جامعه و زحمتکشان به عرصه مرده باد و زنده باد در چارچوبی خارج از منافع وسیعترین مردم زحمتکش و نیروی کار ایران و علیه آرمان های زنده و ناتمام و در دستور کار انقلاب ۵۷ تبدیل شده است.
تلگرام راه توده
|