|
تحلیل هفتگی- 14 شهریور 1361 و چه کسی رویش؟ |
|
رهبر جمهوری اسلامی، در گذشته بارها و در مقاطع مختلفی، از جمله در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 88 از ریزش و رویش نیروهای انقلاب سخن گفته است. حتی پیش از روی کار آمدن دولت خاتمی در سال 1376 در نماز جمعه تهران . حال با خواندن آن بخش از تحلیل هفتگی 14 شهریور 1361 حزب توده ایران که در ادامه می آید، خود قضاوت کنید که چه کسی ریزش کرده و چه کسی رویش؟
رویدادهایی که طی این هفته شاهد آن بوده ایم و موضع گیری هایی که توسط عده ای از مسئولان جمهوری اسلامی ایران به عمل آمده است، نشان میدهد که در رویاروئی میان خط امام از یک سو و جریان راستگرای مخالفان خط امام از سوی دیگر، اولا مسلمانان انقلابی پیرو خط امام بیش از پیش موفق به شناخت چهره واقعی و شیوه های عمل مخالفان شده و میشوند، ثانیا این نبرد در جبهه ها و صحنه های گوناگون خود را علنی می سازد و جدا کردن صف و اعلام مواضع در حیاتی ترین مسائل ناگزیر میشود، ثالثا این نبرد تمام جناح ها و گروه ها و انجمن ها و محافلی که "جریان مخالف راستگرا" را تشکیل میدهد، در بر می گیرد، یعنی تمامی طیف وسیع مخالفان خط امام را، از مدافعان علنی سرمایه داری و بزرگ مالکی گرفته تا متشرعین تنگ نظر، از حجتیه ای ها گرفته تا عناصر نفوذی ضد انقلاب، در ارگان ها و مقامات گرفته تا مسلمان نماهای متظاهر و ناراضی تراش. این شناخت خود یکی از عناصر مهم تکامل آینده انقلاب است. شناختی که بدون تردید باید اتخاذ تدابیر ضرور و پیدا کردن راه حل های لازم را بدنبال داشته باشد، وگر نه تنها حرفی در هوا باقی خواهد ماند و حداکثر آنکه جائی برای ثبت در تاریخ خواهد یافت، نه آنکه راهی سرنوشت ساز را برای آینده میهن ما و مردم زحمتکش ما بگشاید.
در برابر، ما همچنین شاهد حملات خشن و مانورهای زیرکانه و یورش های مداوم
محافل عناصر راستگرای مخالف با خط امام، که کار را حتی به درگیری های خشن و
برخوردهای شدید می کشانند، هستیم. آنها به دست حجتیه ای های آشکار آشوب و
بلوا به راه می اندازند و به دست مخفی هایشان و ساواکی ها و سلطنت طلبان و
سایر ضد انقلابیون امواج تهدید کننده نارضائی و یاس و دلسردی را در میان
مردم بر می انگیزانند. عمل اینگونه افراد، که بلافاصله کوشش می شود بنام
تمامی حاکمیت و بویژه خط امام نوشته شود، مستقیما هدف ناراضی کردن مردم
محروم را تعقیب می کند. آنها به دست قشریون انحصار طلب، و به قول آیت اله
منتظری، "دوستان نادان"، به نام اسلام و مکتب، عرصه را بر مردم تنگ میکنند
و امکان کار و فعالیت و تحصیل و زندگی معمولی را مورد مخاطره قرار میدهند
شعار همه آنها این است: هر چه بیشتر جمهوری اسلامی را دچار فرسایش کنیم و
از درون بپوسانیم، بر عده ناراضی ها بیافزائیم و پایگاه اجتماعی حکومتی را،
که سمت گیری ضد امپریالیستی و مردمی دارد، هر چه تنگ تر و سست تر کنیم.
حجت الاسلام خامنه ای رئیس جمهور در یکی از سخنرانی های خود در مشهد، طی
این هفته گفت: اینکه "دستگاه ها" سه سال بعد از انقلاب هنوز در خدمت انقلاب و جامعه نیستند، بیش از یک ضایعه است، خطری است که می تواند اساس انقلاب و جمهوری را متزلزل کند، شناختی که رئیس جمهور بر آن تاکید دارد. یک هشدار تکان دهنده است. در چنین شرایطی چگونه می شود ابراز نگرانی نکرد از اینکه شخصیت هایی صراحتا و آشکارا از سرمایه داری و بزرگ مالکی دفاع می کنند و مدافع این "سرچشمه همه مصیبت ها" می شوند؟ سخنرانی آیت اله مهدوی کنی در شهر ری، که صراحتا با دولتی کردن بازرگانی خارجی و با اجرای بند "ج" قانون اصلاحات ارضی مخالفت کرد و آنها را "حرف توده ای ها" دانست و حتی ایرادات و انتقادهائی را هم که از جانب بسیاری محافل و در درجه اول مسلمانان انقلابی پیرو خط امام نسبت به عملکرد شورای نگهبان می شود، باز هم "کار توده ای ها" دانست، از اینگونه موضع گیری های نگران کننده است. مگر می شود مستضعفین را بالا کشید، بدون آنکه زمین ها را، که حق مسلم دهقانان زحمتکش است، بدانها داد؟ بدون آنکه چنگال پر طمع دلالان عمده و سرمایه داران را از تجارت خارجی و توزیع داخلی کوتاه کرد؟ دو رویداد مطبوعات در این هفته نشان میدهد که چماق تکفیر "حرف توده ای ها"، سدی بر سر راه انقلاب و خط امامی ها است. کار درست را، از جمله دولتی کردن بازرگانی خارجی را، به این بهانه که "حرف توده ای ها" هم همین است، نباید تخطئه کرد.
تلگرام راه توده:
|