|
یادداشتی در حاشیه رژه پیروزی در میدان سرخ مسکو ویکتوریا نیکیفوروا- ریا نووستی ترجمه: آزاده اسفندیاری |
|
روز پیروزی برای ما یک تعطیل ملی است، بنابراین ما پرتره هایی از پدربزرگ هایمان را در امن ترین مکان جای میدهیم، میخک های قرمز را در سراسر آپارتمان قرار میدهیم، پخش رژه را در میدان سرخ مسکو روشن می کنیم و از نظر ذهنی با اقوام خود با دل و جان صحبت می کنیم. ما میگوییم: "متشکریم، پدربزرگ،" و لیوانی از نوشیدنی میوه ای یا یک جرعه چای را بالا میبریم. ممنون مادربزرگ. اگر شما نبودید، ما اینجا سر این سفره پهن شده نمی نشستیم. در بهترین حالت، ما جایی در معادن مشغول کار طاقت فرسا بودیم، بی آنکه بدانیم کیستیم یا از کجا آمده ایم و از تاریخ، فرهنگ، ثروت و زبان خود محروم بودیم. شاید، ما اصلاً وجود نداشتیم. هشتاد سال پیش شما به ما هدیه ای باشکوه دادید: سه ربع قرن بدون جنگ. قبل از شما، قبل از پیروزی بزرگ شما، چنین چیزی در تاریخ روسیه وجود نداشت. ما بی وقفه مجبور بودیم برای سرزمینها و مردم خود بجنگیم. حالا هدیه تمام شده، سیاره آبستن یک جنگ بزرگ جدید است و میدانید، هیچ چیز واقعاً تغییر نکرده است. ما با همان شر میجنگیم. شر حیله گر، پست، با چهرههای متغیر، اما اساساً بدون تغییر. وقتی به آلمانیهایی نگاه میکنم که روی ژاکتهایشان کلمه "پلیس" نوشته شده و روسهایی را که در نهم ماه مه به پارک ترپتاور(برلین) میروند، بازرسی بدنی می کنند تا خدای نکرده پرچم سرخ پیروزی یا پرچم روسیه را با خود نیاورده باشند، می بینم که فاشیسم همچنان جان دارد و از بین نرفته است. وقتی میشنوم که صدراعظم آلمان از مزدوران اوکراینی میخواهد که با موشکهای آلمانی به روسها حمله کنند، می فهمم که شری که شما با آن جنگیدید، به جهان بازگشته است. نازیهایی که شما در نزدیکی مسکو و استالینگراد شکست دادید، اینجا هستند، جلوی ما، در خیابانهای برلین مدرن، در رایشتاگ. آنها دروغ میگویند که طرفدار دموکراسی، آزادی، محیط زیست و تراجنسیتیها هستند (پدربزرگ، از من نپرس این چیست)، اما در واقعیت آنها جانشینان طبیعی و تمام عیار هیتلر هستند. همانطور که در جنگ بزرگ میهنی، "سوئدیهای مختلف دیگری" به نازیهای آلمان پیوستند و کل اتحادیه اروپا به این ایدئولوژی شرم آور آلوده شد. می پرسید اتحادیه اروپا چیست؟ چطور می توانم این موضوع را واضح تر توضیح بدهم... پدربزرگ، چیزی شبیه رایش چهارم است، فقط به جای هیتلر چند زن ترسناک جای او نشسته اند. بالتها که یهودیان را سریع تر از آلمانیها نابود کردند، با همان فعالیت به جنبش نازی پیوستند. البته، آنها در حال آماده شدن برای جنگ با ما هستند و آلمانیها آنها را از نظر مادی تقویت و حمایت میکنند. پدربزرگ، در اوکراین معلوم شد که تعداد باندریتها خیلی بیشتر از زمان تو بوده است. اینها افرادی هستند که داوطلبانه سرنوشت بردگان اروپایی را انتخاب کردند. آنها از زبان، تاریخ، فرهنگ و پیروزی مشترک ما دست کشیدند. آلمانیها و دیگر اروپاییها به آنها تانک و سلاحهای دیگر میدهند تا علیه ما بجنگند. بله، بله، باورتان نمی شود، تانکهای آلمانی بار دیگر در حال عبور از سرزمین دونباس هستند، هرچند خیلی دور نیستند. ما بی وقفه داریم آنها را سوزانده و خراب می کنیم و حالا بعضی از نمونههای سوخته شده را میتوان در نمایشگاه دید. بله، البته، ما در حال جنگ هستیم. چطور میتوانیم علیه نازیسم مبارزه نکنیم؟ و امروز همه دوستان و متحدان ما اعم از چینیها، صربها، اسلواکها و ویتنامیها، هندیها و برزیلیها... با ما هستند. تمام دنیا، پدربزرگ، تو حتی نمی توانی تصورش را هم بکنی! کره ایها شجاعانه دوشادوش ما میجنگند. میلیاردها نفر در این رویارویی جهانی در کنار ما قرار دارند. و در مورد متفقین سابق ما انگلیس و ایالات متحده آمریکا چطور؟ خب، قضیه با آنها پیچیده است. انگلیسیها دوباره در این خواب هستند که رایش اروپا همه کارها را برایشان انجام خواهد داد و کشور ما را فتح خواهند کرد. خب، اگر نه، آنها فوراً برای دوستی میآیند و سعی می کنند به عنوان یکی از برندگان ثبت نام کنند. میدانید که چطور میتوانند این کار را انجام دهند. مردی در آمریکا به قدرت رسید که از نظر ظاهری کاملاً نقطه مقابل روزولت، اما از نظر ذاتی بسیار شبیه او بود. همچنین تلاش برای نجات اقتصاد ایالات متحده و پایان دادن به درگیریهای غیرضروری دارد. او در همه چیز موفق نمیشود اما حداقل تلاش خود را میکند. شاید بتوانیم به توافق برسیم، او به ظاهر فردی باهوش و صلح دوست به نظر می آید. دیپلماسی دشوارترین جنبه رویارویی مدرن است، با این حال، در زمان شما همه چیز خیلی سخت بود. متحدان آمریکایی و بریتانیایی بارها تلاش کردند استالین را فریب دهند، با آلمانیها صلح جدا گانه ای منعقد کنند و در عملیات غیرقابل تصور به اتحاد جماهیر شوروی حمله کنند. با این حال، مذاکره کنندگان ما توانستند تمام ترفندهای آنها را افشا کنند، تسلیم فریب نشوند و به صلحی پایدار و پیروزمند دست یابند. ما مطمئن هستیم که این بار هم همه چیز درست خواهد شد. امروز ما واقعاً به درسهای جنگ بزرگ میهنی، تجربه شما و دانش شما نیاز داریم. ما قبلاً نمی دانستیم جنگ چقدر صبر میخواهد، چقدر نیرو لازم دارد و چقدر جهانی است. چقدر سخت است که از جلو حمله کنی، عقب را نگه داری و از اقتصاد دست نکشی. اما میدانید، ما این کار را کردیم. ما، همانطور که میگویند، توانستیم آن را تکرار کنیم. یک زمانی، ما اینجا یک ستون پنجم داشتیم. می دونی پدربزرگ، مثل اسپانیا؟ بنابراین آنها مدام به ما ثابت میکردند که ما لیاقت پیروزیها و اجداد مان را نداریم. معلوم شد که دروغ میگویند. امروز، مبارزان ارتش در میدان سرخ رژه می روند و کل کشور آنها را تشویق میکند. ستون پنجم، دمپاییهایشان را گم کردند و به خارج از کشور گریختند. خداحافظ. ما این کار را کردیم، پدربزرگ. ما علیه نازیسم مدرن، علیه نوادگان بازماندگان فاشیست که از دست شما در استالینگراد و برلین گریختند، میجنگیم و ما قطعاً پیروز خواهیم شد. ما قطعاً با پرتره شما در خیابانهای زادگاهمان قدم خواهیم زد تا همه دنیا بدانند: روسها دوباره پیروز شده اند. آنها بار دیگر هدیه اصلی خود را به سیاره آوردند، صلحی پایدار و نابود نشدنی. روز پیروزی مبارک، پدربزرگ! به ما نوههایت، که سر یک میز نشسته ایم نگاه کن، به ما گوش کن: ما تو را دوست داریم، به فرزندانمان وصیت میکنیم که شاهکار تو را به یاد داشته باشند و گرامی بدارند، ما همه کار خواهیم کرد تا مانند تو باشیم.
https://ria.ru/20250509/pobeda-2015828322.html
تلگرام راه توده:
|