راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

80 سال پس از شکست آلمان هیتلری

هیولای  نازیسم و فاشیسم

باردیگر در جهان ظاهر شده !

تلویزیون حزب کمونیست روسیه

ترجمه- آزاده اسفندیاری

     

سخنرانی رهبر حزب کمونیست روسیه در افتتاحیه کنگره ضد فاشیستی در مسکو روز 23 آوریل!

 

رفقا، دوستان و شرکت‌کنندگان عزیز!


 80 سال پیش، در چنین روزهائی نیروهای ارتش سرخ، پس از بیرون راندن نازی ها از سرزمین مادری، یک کارزار قهرمانانه ای را برای آزاد سازی اروپا از طاعون فاشیسم به پایان رساندند. روز 24 آوریل، تصرف پایتخت نازی‌ها آغازگردید. در تاریخ 2 ماه مه، عملیات تسخیر برلین با موفقیت به پایان رسید. پرچم سرخ لنین، پرچم پیروزی، بر فراز رایشتاگ برافراشته شد. دقیقاً 4 ماه تا تسلیم ژاپن میلیتاریست باقی مانده بود. پیروزی مردم شوروی در جنگ کبیر میهنی از قبل یک واقعیت غیرقابل انکار بود.
حوادثی وجود دارد که زمان هیچ قدرتی بر آنها ندارد. هر آنچه که با آن جنگ وحشتناک مرتبط است، با شدید ترین درد روحی مردم روسیه طنین‌انداز می‌شود و به عنوان موضوعی برای خاطره‌ ای مقدس و غروری فراموش‌ نشدنی عمل می‌کند. مردم شوروی برای حق زندگی بر روی زمین و آزاد سازی سایر ملت‌ها بهای گزافی پرداختند. 27 میلیون نفر از جوان‌ ترین، شجاع‌ ترین قهرمان‌ ترین و آگاه‌ ترین مردم سرزمین پدری‌ شان جان باختند. از هر دو کمونیست در کشور ما، یک نفر در نبرد علیه فاشیسم جان خود را از دست داد. 1710 شهر و 73 هزار روستا و شهرستان به ویرانه‌ های سوخته تبدیل شدند. حدود 32 هزار مورد از تأسیسات اتحاد شوروی و ده‌ ها هزار مدرسه، مؤسسه و نهاد‌های فرهنگی نابود شدند.
مقیاس جهانی این فاجعه حیرت‌ انگیز است. وحشیگری نازی‌ها فراتر از درک یک فرد عادی است. به همین دلیل است که یکی از جلادان اردوگاه کار اجباری آشویتس، با تحقیر به قربانیان خود گفت: "در آینده حتی اگر مدرکی پیدا شود و برخی از شما زنده بمانید، مردم خواهند گفت که شهادت شما آنقدر وحشتناک است که باور به صحت آن غیرممکن است"!

فاشیسم به عنوان پلید ترین فرزند خلف امپریالیسم ظاهر شده بود. ایدئولوژی آن هولناک و اعمالش به شدت سادیستی بود. جهان با تلفات عظیم، تاوان جنایات نظامی‌گری آلمان را پرداخت کرد. بیش از 100 میلیون نفر کشته و زخمی شدند. مردمان کره زمین حق ندارند اردوگاه‌ های مرگ و سیاه‌ چال‌های گشتاپو، شکنجه و اعدام مردم و هتک حرمت ارزش‌های تمدن بشری را فراموش کنند. جنایات نازی‌ها، از آن جمله قتل عام کودکان بود. تنها در سرزمین‌های اشغالی اتحاد جماهیر شوروی، 1.5 میلیون پسر و دختر از ملیت‌های مختلف کشته شدند.

غیرانسانی بودن بیمارگونه‌ نظام بورژوایی، بی‌ مهابا توسط کارل مارکس افشا شد. او یاد آوری کرد که سود مالک با کوتاه کردن حد اکثری عمر برده اجیر شده حاصل می‌شود. تنها چیزی که این اندیشمند درخشان نمی توانست پیش‌ بینی کند، "فناوری" هیولای قرن بیستم بود، یعنی استفاده تقریباً بدون ضایعات از بدن انسان توسط تفاله‌ های نازی. در اردوگاه‌ های کار اجباری آنها، یک نوار نقاله وحشتناک ایجاد کرده بودند که در آن از مو برای ساخت جوراب ساق بلند، از دندان مصنوعی برای استخراج طلا و از خاکستر زندانیان سوخته برای کود دادن به مزارع استفاده می‌شد.

در اکتبر 1934، زمانی که تهدید فاشیسم به سرعت در حال افزایش بود، کنگره ضد فاشیسم و ضد جنگ در شیکاگو برگزار شد. ماکسیم گورکی، نویسنده پرولتری مشهور جهان، نامه‌ ای به شرکت‌ کنندگان آن کنگره نوشت و خاطرنشان کرد: "هر فرد باهوشی که جرأت کند صادقانه در مورد معنای رابطه بین سرمایه و کار فکر کند، مجبور خواهد شد همواره اعتراف کند که سرمایه‌ داری اکنون یک تومور سرطانی برای زحمتکشان جهان است، یعنی که سرمایه‌ داران یک سازمان بین‌المللی از دزدان و قاتلان هستند".
کمی طول خواهد کشید تا بشریت متقاعد شود که اعمال آدمخوارانه فاشیسم کاملاً در خدمت وظیفه حفظ سلطه طبقاتی غول‌های مالی و صنعتی بوده است. نه تنها شوروی‌ ستیزی، بلکه روس‌هراسیِ آشکار نیز به خدمت آنها در آمده بود. بیش از چهار قرن از زمان لشکرکشی‌های خونین شارلمانی(پادشاهی در فرانسه) می گذرد، یعنی زمانی که حاکمان غرب به طور سیستماتیک سرزمین‌های وسیعی از اروپا را از "اسلاوها" پاکسازی کردند.
روس‌ها به مردمی تبدیل شده‌ اند که همواره در مقابل مهاجمان و مدعیان سلطه بر جهان از خود دفاع کرده اند. مهاجمان و فرزندان آنها مردم شجاع، ثابت قدم و قهرمان ما را به خاطر این امر نبخشیده اند. برای توجیه مبارزه علیه "تهدید" روسیه و سپس شوروی، آنها پیا پی به جعل اسناد متوسل شده اند و "وصیت‌ نامه پتر کبیر"، "یادداشت ضد استالینی لنین"، "نامه زینوویف" و سایر جعل‌های تاریخی را ابداع کردند.
بی‌ دلیل نبود که امپریالیست‌ های غربی با دقت و آگاهانه هیتلریسم را پرورش دادند. با کمک آن، آنها قصد داشتند "فضای زندگی را پاک کنند". فتوحات، الحاقات و ماجراجویی‌های جدیدی برنامه‌ ریزی شده بود. مقدمات نابودی "مردمان پست" از طریق قتل، ترور، گرسنگی، عقیم‌ سازی و سایر روش‌های شنیع در حال انجام بود. در آستانه جنگ جهانی دوم، لرد هالیفاکس، نماینده دولت بریتانیا، در گفتگو با هیتلر، مستقیماً گفت: "آلمان را می‌توان به حق سنگر غرب علیه بلشویسم دانست."

استالین در سخنرانی خود خطاب به مردم در روز 9 مه سال 1945، با پیروی از دیالکتیک ملی و بین‌المللی، بر یکی از نتایج تاریخی شکست فاشیسم تأکید کرد: "مبارزه چند صد ساله مردمان اسلاو، برای موجودیت و استقلال خود با پیروزی بر مهاجمان آلمانی و استبداد آلمان به پایان رسید."
مبارزه مردم اتحاد شوروی به لطف سوسیالیسم، به لطف نبوغ لنین، پیروز شد. اکتبر کبیر 1917 جبهه امپریالیسم را در هم شکست و روسیه را از سرنوشت یک مستعمره رهایی بخشید. بر عقب‌ ماندگی اجتماعی-اقتصادی و فقر غلبه کرد و به دستاوردهای پیشرفته علمی و فرهنگی دست یافت.
امروز خاطره ما بارها و بارها به سال‌های سخت نبرد سرنوشت‌ ساز با فاشیسم بازمی‌ گردد. در دفاع از ناموس، شرافت و آزادی سرزمین مادری، خانواده برادرانه خلق‌های شوروی، اراده‌ ای تزلزل‌ ناپذیر برای پیروزی از خود بروز دادند و به جهانیان شجاعت افسانه‌ ای را نشان دادند. روس‌ها و اوکراینی‌ها، بلاروسی‌ها ، گرجی‌ها، ازبک‌ها و ارمنی‌ها، قزاق‌ها و مولداوی‌ها، آذربایجانی‌ها و قرقیزها، تاتارها و یهودیان، باشقیرها و بوریات‌ها، اوستی‌ها و آوارها، یاکوت‌ها و لزگی‌ها، همه ملت‌ها و مردمان سرزمین پدری سوسیالیستی ما شانه به شانه هم در مقابل لشکر هیتلر ایستادند.
در مبارزه مرگبار علیه شر نازی‌ها، قدرتمند ترین خط دفاعی از ذهن و قلب شهروندان سرزمین شوروی عبور کرد. شایستگی ویژه حزب کمونیست تمام اتحادیه (بلشویک‌ها) اتحاد مردم ما در یک نیروی شکست‌ ناپذیر واحد بود. عصر بزرگ نوع جدیدی از میهن‌ پرستی را به وجود آورد. عشق به میهن با تمایل عمیقی برای تجسم آرمان‌های روشن عدالت، برادری و معنویت والا در سرزمین ما به هم آمیخته بود.
در طول سال‌های اجرای طرح "سیستم سراسری برق رسانی و اقتصاد دولتی " لنین و سال‌های پرآشوب برنامه‌ های پنج‌ ساله استالین، مردم ما تمام تلاش خود را کردند تا کشور سوسیالیستی خود را به یک قدرت صنعتی مرفه و قدرتمند تبدیل کنند. تولید صنعتی به طور متوسط سالانه 17 درصد و تولید وسایل تولید 21 درصد رشد داشت. طبق این شاخص‌ها، تا پایان برنامه پنج ساله دوم، اتحاد جماهیر شوروی مقام اول را در اروپا کسب کرده و به ایالات متحده نزدیک شده بود. کشور ما کاملاً بر وابستگی خود به تجهیزات صنعتی و مواد اولیه وارداتی غلبه کرده بود.

نوسازی لنینیستی-استالینیستی به یک شاهکار کارگری و معنوی تبدیل شد که تاریخ هرگز مانند آن را به خود ندیده بود. در آن سال‌های پیش از جنگ، پایه و اساس تمام پیروزی‌های آینده‌ دولت شوروی گذاشته شد. سرانجام هنگامی که نبرد با فاشیسم آغاز شد، تمام جهان از قدرت نظام سوسیالیستی مطمئن گردید.
در طول جنگ، میهن‌ پرستی شوروی به عنوان نفرتی مقدس از مهاجمان عمل می‌کرد. این روحیه آمادگی برای نبرد با دشمن تا پیروزی کامل را مجسم کرد. مبارزه سراسری علیه فاشیسم، ویژگی‌های شخصیتی مانند جمع‌ گرایی، کمک متقابل، قهرمانی کارگری، همبستگی و دوستی بین خلق‌ها را به سطح بی‌ سابقه‌ ای رساند. مبارزه ضد فاشیستی آنها را به یک نیروی ایدئولوژیک و اخلاقی فنا ناپذیر تبدیل کرد که تاریک‌ اندیشی، نفرت، نژادپرستی و خرابکاری نازی‌ها را در هم کوبید.
در مبارزه بی‌ رحمانه علیه فاشیسم، بسیاری از مردم جهان والا ترین ویژگی‌های خود را نشان دادند. برخی از کشور ها علیه قدرت‌های بلوک فاشیست اعلام جنگ کردند. ما به سهم مردم ایالات متحده، بریتانیای کبیر، کانادا و همه شرکت‌ کنندگان در ائتلاف ضد هیتلر در مبارزه مشترک ادای احترام می‌کنیم. در کشورهایی که زیر چکمه نازی‌ها قرار گرفتند، یک جنبش مقاومت شعله‌ ور شد. قهرمانان آنها علیه اشغالگران و همدستان محلی در فرانسه، ایتالیا، یوگسلاوی، یونان و لهستان جنگیدند.

ما در برابر فدا کاری مبارزان نترس جنبش زیرزمینی ضد فاشیستی سر تعظیم فرود می‌آوریم. ما نام قهرمانان ضد فاشیست را با دقت در قلب‌ هایمان نگه می‌داریم. در این صف شجاع، ارنست تالمان، گئورگی دیمیتروف، موریس تورز، پالمیرو تولیاتی، دولورس ایباروری، آلوارو کونهال، کلمنت گوتوالد، یوسیپ بروز تیتو، بولسلاو بیروت، انور خوجه و دیگر رهبران احزاب کمونیست و کارگری اروپا قرار دارند. برای ما، آنها برای همیشه نمادهای همبستگی پرولتاریا و اراده‌ راسخ برای پیروزی باقی خواهند ماند.
نام رهبران برجسته جنبش کمونیستی که مردم خود را برای شکست دادن نظامیان ژاپنی برانگیختند، با احترام بی حد و حصر از سوی فرزندانشان و شکوه و جلال جاودانه پوشیده شده است. مقام اول در این ردیف متعلق به مائو تسه تونگ، هوشی مین، کیم ایل سونگ و خورلوگین چویبالسان است.
زمان هیچ قدرتی بر کسانی که تا پای جان ایستادند و شر جهان را در هم کوبیدند، ندارد. انسان‌های نیک‌ اندیش هرگز قهرمانی فداکارانه‌ مردم شوروی را که بسیاری از کشورهای اروپا و آسیا را از زنجیرهای بردگی آزاد کردند، فراموش نخواهند کرد. مأموریت آزاد سازی ارتش سرخ سرشار از اهمیت عمیق اجتماعی و اخلاقی است. سرباز شوروی به صوفیه و پراگ، بخارست و ورشو، بلگراد و وین، به دشت‌های شمال چین و دامنه‌های کوه‌های کره آمد، نه به عنوان یک مهاجم و ویرانگر، بلکه به عنوان یک ناجی، یک انترناسیونالیست مدافع زحمتکشان.

بهار پیروزمند سال 1945 فصل جدیدی را در تاریخ بشریت گشود. شکست فاشیسم تأثیر عظیمی بر تجدید حیات کل سیاره داشت. انقلاب‌های دموکراتیک مردمی در برخی از کشورها منجر به تشکیل اتحادیه ای از کشورهای سوسیالیستی شد. موج قدرتمندی از جنبش آزادی‌ بخش ملی، نظام استعماری را در هم شکست.
هشتاد سال است که ضد کمونیست‌ ها از هر قماش نتوانسته‌ اند معنا و اهمیت نبرد بزرگ علیه فاشیسم را از ذهن مردم پاک کنند. دشمنان ما، ناتوان از شکست دادن حافظه مردم، جنگی را علیه بناهای تاریخی آغاز کرده‌ اند. در برخی از کشورهای اروپای شرقی، بناهای یاد بود سربازان شوروی به طرز فجیعی و با مصونیت از مجازات تخریب می‌شوند.

نیروهای ارتجاع هرگز آرام نگرفتند. دهانه‌های بمب‌ های هیتلر هنوز پوشیده از علف نشده بودند، اما در غرب مدعیان جدیدی برای سلطه جهانی ظهور کرده بودند. در سال 1947، دکترین ترومن اعلام شد. در آن دکترین نوشته شده بود: "هیچ کشوری قوی‌ تر از ایالات متحده آمریکا نیست." ..."ما باید مسئولیت تمام جهان را به عهده بگیریم." وقتی آقای ترامپ امروز اعلام می‌کند "آمریکا را دوباره بزرگ کنیم"، سایه ترومن بر شانه او سنگینی می‌کند. ادعاهای واشنگتن برای تصرف کانادا و گرینلند، دخالت در امور مکزیک و پاناما، تحریم‌ ها علیه چین، کوبا و سایر کشورها، سلسله رفتارهای معمول امپریالیستی هستند.
حتی پس از ماه مه سال 1945، ادعا های پوچ نازی‌ها در مورد برتری ژنتیکی ملت‌ های اروپای غربی نسبت به سایر مردم، مورد توجه قرار گرفت. یکی از ایدئولوژیست‌ های نئوفاشیسم، ام. روث، تقریباً کلمه به کلمه شعار رایش سوم را تکرار کرد: "یک ملت، یک کشور، یک ملت با ریشه‌ هایی که به سنت‌ ها و سرنوشت نابغه آنگلوساکسون بازمی‌گردد، تنها ملت با خدا."

زندگی، خطر هر نوع ایدئولوژی ضد مردمی را تأیید کرده است. در نتیجه گسترش ارضی اسرائیل، تقریباً 2 میلیون فلسطینی خود را در وضعیت تبعید یافته‌ اند. جنایات علیه جمعیت صلح‌ جوی عرب و بمباران وحشیانه اردوگاه‌ های پناهندگان، مستقیماً یاد آور هولوکاست نازی‌ها است.

درس‌های خونین‌ ترین جنگ‌ ها امروزه بسیار با هم مرتبط هستند. بشریت بار دیگر با تهدید های حادی که توسط نیروهای تاریک جهانی‌گرایان ایجاد شده است، روبرو است. امپریالیست‌ها برای بازگرداندن جریان تاریخ و ایجاد اشکال جدید حکومت استعماری، آماده‌ اند تا شعله‌ های فاجعه هسته‌ ای را شعله‌ ور کنند.
باندرائیسم نوعی سادیستی از نئونازیسم است. چندین نسل از اوکراینی‌ها در یک سیستم تحریف‌ شده از مختصات اخلاقی بزرگ شده‌ اند. در سال 1993، گروهی از نیروهای تنبیهی سابق از به اصطلاح "ارتش شورشیان اوکراین" (UPA) در یک روزنامه از مقامات خواستند که "تمام کمونیست‌ها و بستگانشان" را به منطقه فاجعه چرنوبیل بفرستند، تمام یهودیان، لهستانی‌ها و پیشرو هایی که مدال دریافت کرده بودند، نمایندگان شوروی در تمام مجالس، رهبران تیم‌ها، سرکارگران و موارد مشابه را به آنجا بفرستند... فرزندان کمونیست‌ها را از تحصیل در دانشگاه‌ها منع کنند.

سی سال بعد، این روش شنیع توسط گروهی از اراذل حاکم بر کیف، به کار گرفته شد. اوکراین تحت حمایت عروسک‌ گردان‌های خود در کشورهای ناتو، شروع به تبلیغ برنامه‌هایی برای "فتح مسکو"، "ممنوع کردن" زبان و فرهنگ روسی و نابودی فیزیکی "روس ها " کرد. با الگو برداری از جنایتکاران هیتلری، اراذل و اوباش باندرا شروع به تخریب بناهای یادبود الکساندر پوشکین، فئودور داستایوفسکی، ماکسیم گورکی و ایوان پاولوف کردند. وحشت علیه جمعیت غیرنظامی دونباس فرا گیر شد. تمام سازمان‌های مخالف، از جمله حزب کمونیست اوکراین، ممنوع شدند.

امروز، مهمترین وظیفه همه نیروهای واقعاً دموکراتیک، متوقف کردن نئونازیسم، مجازات متجاوزان و قاتلان و نشاندن نامزدهای تازه معرفی شده برای برده‌ داران بر سر جای خود است. مانند نسل‌های پیشین ضد فاشیست‌ها، ما باید نام کسانی را که اسلاف ایدئولوژیکشان در پاییز 1945 در نورنبرگ به سزای اعمالشان رسیدند، افشا کنیم.

در قرن بیست و یکم، بار دیگر بشریت با انتخابی سرنوشت‌ ساز روبروست: سوسیالیسم یا بربریت. طبق گزارش سازمان ملل، از هشت میلیارد نفر جمعیت کره زمین، یک و نیم میلیارد نفر در فقر شدید زندگی می‌ کنند و حتی به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند. نیمی از جنگل‌های سراسر زمین تا ریشه قطع شده‌ اند. در طول دهه‌ های گذشته، نگرش غارتگرانه نسبت به طبیعت باعث افزایش پنج برابری تعداد بلایای طبیعی شده است. تنها یک چرخش قاطع به سوی انسان‌ گرایی، مسئولیت اجتماعی، عدالت و در نتیجه به سوی سوسیالیسم می‌تواند اوضاع را تحت کنترل در آورد و بهبود بخشد.

امپریالیسم همچنان بزرگترین تهدید برای بشریت است. در سال 1970، 7 هزار شرکت فراملی در جهان فعالیت می‌ کردند؛ اکنون بیش از 80 هزار وجود دارد. صد تا از بزرگترین آنها، 80 درصد ثروت جهان را در اختیار دارند. آنها مانند یک اختاپوس غول پیکر، کل اقتصاد جهان را در چنگ خود گرفته اند. در فهرست بزرگترین اقتصاد های جهان، 51 جایگاه متعلق به شرکت‌ها و تنها 49 جایگاه متعلق به کشورها است. الیگارشی از جدیدترین فناوری‌ها برای تقویت سلطه خود استفاده می‌کند. بازار جهانی مملو از تریلیون‌ها دلار بدون پشتوانه است. مبادله نا برابر به شکلی از غارت نواستعماری تبدیل شده است.
سرمایه‌ داری سرسختانه سیاره زمین را به جهنم قتل عام هسته‌ ای می‌کشاند. این سیستم تلاش می‌ کند تا ما را در برابر یک انتخاب بد بینانه قرار دهد: یا مرگ تمام حیات روی زمین، یا تحمیل یک سیستم جهانی استثمار وحشیانه بشریت. اما این انتخابی بدون حق انتخاب است. این یک انتخاب نیست، بلکه حکم مرگ است. ما، هوا داران سوسیالیسم، به خوبی می‌ دانیم که راه دیگری هم وجود دارد. این مسیر احیای سوسیالیسم و تحول معنوی است.

باتلاق بحران عمومی سرمایه‌ داری، ما را به یاد بدیل سوسیالیستیِ به‌ شدت جذاب و نجات‌ بخش برای همه می‌ اندازد. این امکان در جهان سوم به خوبی به یاد آورده می‌شود. ایده‌های سوسیالیستی در قلب‌های سپاسگزار مردمی که زیر پرچم اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، دولت بزرگ کارگران و دهقانانی که فاشیسم را شکست دادند و متحد شدند، حفظ شده است. چشم‌ انداز چنین انتخابی با موفقیت‌ها و پایداری چین، ویتنام، کوبا، کره شمالی و لائوس تأیید شده است. بیش از یک چهارم جمعیت کره زمین زیر پرچم سرخ زندگی می‌کنند و توسعه می‌ یابند.

اگر گردهمایی ما منطق مانیفست اتحاد خلق‌های جهان "از بشریت در برابر فاشیسم محافظت کنید" را که دقیقاً دو سال پیش، در 22 آوریل 2023، در نخستین گردهمایی ضد فاشیستی در شهر مینسک، تصویب شد، ادامه دهد، بسیار درست خواهد بود. در آن گردهمایی همه افراد با حسن نیت، شرکت‌ کنندگان در آن به نفع غلبه مشترک بر گرایش‌های نئوفاشیستی و جلوگیری از یک فاجعه نظامی جهانی صحبت کردند.
ژوزف استالین کاملاً حق داشت وقتی که اظهار داشت برای از بین بردن احتمال جنگ‌های جهانی، نابودی امپریالیسم ضروری است. رد پای وحشتناک جنایات سرمایه‌ داری در سراسر قرن گذشته امتداد دارد. از فاجعه جنگ جهانی اول که 20 میلیون نفر را بلعید، تا حمله خونین به یوگسلاوی، عراق، لیبی، فلسطین، سوریه، و تا فاجعه‌ ای که در کشور برادر ما یعنی اوکراین رخ داد.

امروزه، مبارزه علیه امپریالیسم و فاشیسمی که زاییده‌ آن است، در خیابان‌ها و پارلمان‌ها، در کنفرانس‌ها و سمپوزیوم‌های علمی، در رسانه‌ها و در ارتباطات مستقیم در حال انجام است. این به طور فزاینده‌ ای در حال تبدیل شدن به یک حوزه گسترده از فعالیت‌های اجتماعی شده است. میلیون‌ها نفر در نقاط مختلف جهان در این مبارزه شرکت دارند. اما دامنه آن هنوز به اندازه کافی گسترده نیست. اگر من و شما واقع‌ بینانه به مسائل نگاه کنیم، پس این واقعیت ارزش اذعان کردن آن را دارد.

امروز مخالفان ما به دنبال انتقام نئوفاشیستی هستند و قتل عام جدیدی را در جهان دامن می‌ زنند. "شاهین‌های" اروپای غربی، این قاره را در یک هیستری نظامی دیوانه‌ وار فرو می‌ برند. آنها ناتو را در مقابل روسیه و بلاروس قرار می‌دهند. آنها هواداران باندرای نازی را که در اوکراین پرورش داده‌ اند، به خطوط مقدم مبارزه علیه ما می فرستند.

امپریالیست‌ها به‌ طور سیستماتیک در حال دامن زدن به آتش رویارویی در خاورمیانه هستند. اگر این منطقه به شکلی شعله‌ ور شود، به بقیه جهان سرایت خواهد کرد. درگیری نظامی بین ایالات متحده و چین، فاجعه‌ ای را در مقیاس جهانی می آفریند و سیاست خارجی واشنگتن آن را بیش از پیش نزدیک‌ تر می‌ کند. در این شرایط تهدید آمیز است که انجمن بین‌المللی ضد فاشیسم ما اهمیت ویژه‌ ای پیدا می‌کند.
رفقای عزیز! دوستان و همفکران! ما باید با هم مبارزه اصولی، همبستگی و وحدت عمل خود را افزایش دهیم. خاکستر کسانی که در مبارزه با نازیسم جان باختند، قلب هر انسان صادقی را به درد می‌آورد. آنها ما را فرا می‌خوانند تا در نبرد برای جلوگیری از جنگ‌های خونین جدید، برای آینده‌ ای شاد برای کودکان در سراسر جهان، متحد شویم.

ما از آرمان‌های بزرگ همبستگی بین‌المللی الهام می‌گیریم.

ما با اعتقاد راسخ به حقانیت آرمان خود تقویت می‌شویم.

فقط ما کمونیست‌ها تجربه واقعی مبارزه و شکست فاشیسم در قرن بیستم را داریم. باشد که این تجربه ارزشمند به همه ما قدرت تازه‌ ای ببخشد!

اجازه دهید صمیمانه و برادرانه برای همه شرکت‌ کنندگان در مجمع ما، همه رفقایی که شما نمایندگی آنها را

دارید و همه ملت‌هایتان آرزو های خوب، شادی و رفاه کنم!

بیایید صفوف خود را تقویت کنیم!

پیروزی از آن ما خواهد بود!

 

https://www.rline.tv/news/2025-04-29-g-a-zyuganov-narashchivat-nashu-antifashistskuyu-borbu-solidarnost-i-edinstvo-deystviy

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 966   - 17 اردیبهشت 1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت