|
سرمقاله 965 هولناک تر از انفجار بندر رجائی در کمین مذاکرات ایران و امریکاست! |
|
انفجار بندر رجایی مهمترین حادثه هفته گذشته ایران بود. این انفجار طبق آمار رسمی بیش از هزار و پانصد مصدوم و صدها کشته بر جای گذاشته است. با توجه به اینکه موج این انفجار تا کیلومترها دور از بندر رجایی موجب خرابی و ویرانی شده است قطعا تعداد کشتگان و آسیب دیدگان این حادثه بیش از آنچیزی است که اعلام می شود. کمیته ای که بنام "بررسی علل حادثه اتش سوزی در بندر شهید رجایی" تشکیل شده تاکنون دلایل این حادثه را قصور در رعایت اصول ایمنی و پدافند غیرعامل محرز دانسته و اظهاریه های خلاف درباره محتوای کانتینرها را از دیگر دلایل دانسته و علت یابی قطعی حادثه را به بعد موکول کرده است. در اینکه این انفجار بر خلاف اطلاعیه ها و اظهار نظرهای رسمی حکومت، نه یک "حادثه" بلکه عملیاتی برنامه ریزی شده بوده است کمتر کسی تردید دارد. دو فرضیه مطرح شده است: ۱- دست جبهه پایداری پشت این عملیات است و هدف ان چنگ و دندان نشان دادن به حاکمیت و بر هم زدن روند مذاکرات با امریکاست. ۲- این عملیات را اسرائیل سازمان داده است تا هم قدرت تخریبی خود را به ترامپ و ایران نشان دهد و هم بر سر راه ادامه مذاکرات مانع ایجاد کند. در اینکه هم جبهه پایداری و هم اسرائیل اکنون می روند که در وضعی نامساعد گرفتار شوند تردیدی نیست. از این رو همسویی سیاسی میان آنها و حتی نفوذ اسرائیل درون این جبهه بطور جدی مطرح است. صرفنظر از منافعی که جبهه پایداری در ادامه وضع کنونی ایران دارد. از سوی دیگر همه حوادث نشان می دهد که حاکمیت تصمیم جدی برای به پیش بردن مذاکرات با امریکا گرفته و حلقه به دور جبهه پایداری روزبروز تنگ تر می شود. با اینحال سازمان دادن چنین حادثه ای در چنین ابعاد کاری نیست که بنظر بیاید از جبهه پایداری به تنهایی ساخته باشد. انها می دانند که اگر این مسئله معلوم و اثبات شود به معنای پایان حیات سیاسی و حتی فیزیکی انها خواهد بود. بنابراین نگاه ها بیشتر به سمت دخالت اسرائیل و عوامل نفوذی انها در ایران در این حادثه است. ولی انچه مهم است هنوز این نیست. اینکه حاکمیت این انفجار را یک "حادثه" اعلام می کند این بار بیش از آنکه مخفی کردن دلایل واقعی ان از مردم باشد، اجازه ندادن به آن است که انفجار بندر رجایی به جریان مذاکرات با امریکا لطمه وارد کند. یعنی نشان دادن اینکه تصمیم به مذاکرات جدی تر از آن است که خرابکاری های اسرائیل بتواند در آن تاثیری تعیین کننده بگذارد. قطعا اگر ایران می توانست نقش اسرائیل را در این حادثه شناسایی، و به مردم اعلام کند و پرونده ان را به سازمان ملل متحد ارجاع دهد بهترین حالت و بسود ایران بود. ولی از حاکمیت کنونی با شناختی که از ماجرای سقوط هلیکوپتر رئیس جمهور و وزیر خارجه سابق داریم، چنین انتظاری نمی توان داشت. فعلا اجازه نمی دهند کسی پای اسرائیل را به این موضوع باز کند و دست خود را برای زمان اعلام نتیجه تحقیقات باز گذاشته اند تا مطابق روند مذاکرات و تاثیرگذاری روی ان اقدام کنند. شک نباید داشت که با پیشرفت مذاکرات ایران و امریکا از یکسو و امریکا با روسیه بر سر اوکراین از سوی دیگر و رایزنی درباره ایران، هم ما در ایران و هم در دیگر نقاط جهان باید منتظر حوادث و انفجارها و ترورها و تخریب های دیگری از این دست باشیم. جریان امپریالیست گلوبالیست که با سیاست های ترامپ در این دو مورد و بسیاری مسائل دیگر مخالف است دارای قدرت عظیم مالی ده ها هزار میلیارد دلاریست و عوامل و کشورهای دست نشانده نه تنها در ایران و خاورمیانه بلکه در خود امریکا و اروپا دارد. مذاکرات ایران و امریکا با منافع این جریان که جهان را در اشوب و همه کشورها را موزاییکی می خواهد در تضاد است. در ایران نیز حامیان زیادی بویژه در میان روسیه ستیزان و چین گریزان دارد که هر قدر مذاکرات پیشتر برود ماهیت واقعی خود را بیشتر نشان خواهند داد.
تلگرام راه توده:
|