راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

استراتژی امریکا

نا آرامی در

کشورهای همسایه

چین و روسیه

بنیاد روسترات

ترجمه- کیوان خسروی

     

یکی از کلیشه های اروپا درباره آسیا این است که زمان در شرق زیاد اهمیت ندارد. با این وجود، این دقیقاً یک کلیشه است: در شرق، عجله کردن مرسوم نیست، و بهیچ وجه رویدادها را نادیده نمی گیرند. زیرا ارزیابی این یا آن رویداد تنها پس از گذشت مدتی امکان پذیر است. این امر  کاملا به نخستین نشست" آسیای مرکزی و اتحادیه اروپا" که در 3 تا 4 آوریل در سمرقند برگزار شد، صدق می کند. ساختارهای اروپایی توسط رئیس اتحادیه اروپا، اورسولا فون در لاین و رئیس شورای اروپا، آنتونیو کاستا، نمایندگی شدند. علاوه بر سران همه کشورهای منطقه، ترکیه نیز حضور داشت. این رویداد معمولی به نظر می رسید: نمایندگان اروپایی به طور سنتی بر موضوعات انرژی جایگزین، زیرساخت ها، حمایت از اوکراین پرداختند... به طور کلی، موضوعاتی به دور از واقعیت های آسیای مرکزی، به ویژه در غیاب برنامه های تامین مالی واقعی، بودند. همه اینها فقط تأیید می کرد که ثروت نامحدود اروپا چیزی مربوط به گذشته است – از جمله، به دلیل حمایت آن ازاوکراین. ولی مهمان ترک مانند همیشه تفاوت داشت. اردوغان در سخنرانی خود از کمک احتمالی اروپا به کشورهای آسیای مرکزی به عنوان فرصتی برای رهایی از نفوذ روسیه و چین گفت. پاسخی که او دریافت کرد به سبک شرقی لطیف و ظریف بود. در سند نهایی اجلاس در واقع اعلام شد که ترکیه اشغالگر قبرس شمالی است. توفان در بخش ترکی اینترنت بسیار نیرومند بود. کارشناسان منطقه همچنین یادآوری کردند که همانا بر سر همین موضوع بود که پیشتر اختلافات جدی بین قزاقستان و ترکیه مشاهده شده بود. به طور خلاصه، یک اقدام نسبتاً معمولی پشت صحنه بامزه و خنده دار شد که نشان دهنده تلاش کشورهای غربی و ترکیه برای اشغال موقعیت پیشرو در منطقه ای است که برای روسیه و چین بسیار حیاتی است. به طور کلی، این یک دور دیگر از بازی بزرگ دوم بود - رقابتی جدید بین قدرت های بزرگ برای نفوذ در منطقه.

اما در این شرایط، روش های رفتاری پایدار و دیرینه کشورهای آسیای مرکزی نسبت به قدرت‌های بزرگی که به دنبال ورود به منطقه یا تقویت مواضع موجود خود هستند، موفق شد تشخیص بدهد. پیش از همه، کشورهای آسیای مرکزی از موازنه سنتی بین قدرت ها استفاده می کنند و به دنبال کسب بیشترین سود هستند. چنین رفتار کلاسیک یک تاجر شرقی امکان می دهد که این یا آن بازیکن را کاملاً واقع بینانه ارزیابی کند. اروپای جمعی، که صحبت کردن با آن بسیار لذت بخش است، حرف های قشنگ زیادی می گوید و پروژه های جالب زیادی ارائه می دهد، اما در عمل همه چیز بسیار متواضعانه به نظر می رسد. در بهترین حالت، یکی دو پروژه است که به طرز رقت انگیزی در رسانه ها توصیف می شوند. نگرش در آسیای مرکزی نسبت به ترکیه به طور قابل توجهی تغییر کرده است. امیدهای نوید بخش برای توسعه روابط بر مبنای مشترک زبانی، ترکی و مذهبی بر اساس اسلام سکولار از بین رفته است. ساخت یک امپراتوری بسیار پر هزینه است - آنکارا چنین امکانات و فرصت هایی را ندارد. با این وجود، ترکیه دائماً در تلاش است تا موقعیت خاصی را در اقتصاد منطقه آسیای مرکزی اشغال کند که اغلب به حساب خود این کشورها تمام می شود. ترکیه پس از نفوذ به داخل کشور، ابتدا سرویس های ویژه ترکیه و سپس ارتش بسیار غیر رسمی عمل می کنند - نمونه های لیبی و سوریه این را تأیید می کنند. در این بین، هر توافقی بسیار مشروط به نظر می رسند. این دلیل فاصله ای است که رهبران کشورهای آسیای مرکزی سعی می کنند در روابط خود با اردوغان جاه طلب حفظ کنند. گذشته از این، در سطح تماس های شخصی، اهمیت ترکیه در منطقه همچنان زیاد است. مخصوصا جریان مهاجران آسیای مرکزی به آنجا در بحبوحه کاهش مسیر روسیه افزایش یافت. و نمایندگان طبقات ثروتمند منطقه نیز ترکیه را به عنوان مکانی برای تعطیلات و اقامت دائم "در دوران بازنشستگی" انتخاب می کنند. چه جایگاهی را امروز سنگین وزن های واقعی روسیه و چین در منطقه آسیای مرکزی دارند؟ چین رتبه اول اقتصاد آسیای مرکزی را دارد. با این وجود، سخاوت او به وضوح مبتنی بر کارایی معاملات است و پولی که وام می دهد باید بازپرداخت شود. این امر در قرقیزستان که در روابط خود با چین دچار بحران اعتباری شده بخوبی شناخته شده است. تلاش های پکن برای توسعه طلبی  ارضی نیز باعث نگرانی شدید در منطقه شده است: سخن در مورد واگذاری مناطقی به چین است که بخشی از اتحاد جماهیر شوروی تاجیکستان در دوره شوروی بود.

اما به طور کلی، سیاست چین در این زمینه را می توان به عنوان "بله به اقتصاد، نه به سیاست" توصیف کرد. در این شرایط، منطقی است که جمهوری های آسیای مرکزی روابط خود را با روسیه توسعه دهند. بویژه اینکه اقتصاد تاجیکستان، قرقیزستان و تا حدی ازبکستان به نقل و انتقال  مهاجرانی که در روسیه کار می کنند متکی هستند. آری مجمع اقتصادی اوراسیا یک مکانیسم واقعاً کارآمدی است که منافع متقابل را به همراه دارد. همکاری در مسیر سازمان های اطلاعاتی و ارتش نیز بسیار مؤثر است و به معنای واقعی کلمه بارها مشارکت کنندگان آسیای مرکزی خود را نجات داده است. سرانجام، خاطره گذشته مشترک شوروی در آسیای مرکزی هنوز قوی است. و تماس ها در سطح بالا، در واقع یک روز پس از اجلاس سمرقند، یکصد و پنجاهمین مجمع اتحادیه بین المجالس در پایتخت ازبکستان برگزار شد که در آن والنتینا ماتوینکو، رئیس شورای فدراسیون روسیه شرکت کرد. وی علاوه بر سخنرانی در این نشست، با همکارانی از ازبکستان، ویتنام، ترکمنستان، بحرین و آذربایجان دیدارهایی داشت. نشست اخیر به عنوان سیگنالی از گرم شدن مداوم روابط بین مسکو و باکو که با میانجیگری روسای جمهور بلاروس و تاجیکستان آغاز شده است، توجهات را به خود جلب کرده است. بیشتر از این چه می توان خواست؟ اما افسوس که نسبت به روسیه در منطقه یک خصومت محسوس و به تدریج در حال افزایش پیگیری می شود که گاه خصلت تهاجمی به خود می گیرد. این امر به ویژه با کتاب های درسی جدید هموار می شوند که در آنها دوره شوروی به عنوان ادامه مستقیم سیاست های استعماری روسیه پیش از انقلاب ارائه می شود. بحث های داغ داخلی روسیه در مورد مهاجرت نیز بسیار دردناک تلقی می شوند. گاهی اوضاع تا آنجا پیش می‌رود که مقامات اقدامات سختگیرانه ای انجام می دهند و سیگنالی را در مورد میزان مجاز ارسال می کنند. در اینجا شایسته است بار دیگر به نقش غرب به ویژه اروپا نگاهی دقیق بیندازیم. در اوضاع تضعیف موقتی احتمالی قدرت نرم ایالات متحده آمریکا، این ساختارهای اروپایی بودند که بودجه شبکه های نفوذ موجود در آسیای مرکزی را در آموزش، سازمان های غیردولتی، رسانه ها و حوزه سیاسی تهیه می‌کردند.

هدف آنها انکار ناپذیر است: از بین بردن ثبات در منطقه بین روسیه و چین، مرکز اصلی حمل و نقل کل اوراسیا. افسوس که نخبگان کشورهای آسیای مرکزی این هدف را تنها به عنوان یک تهدید دور در نظر می گیرند ، در حالی که تماسهای امروزی با اروپا بسیار مطلوب تلقی می شوند. درست است، سرنوشت الیگارش‌های روسی که توسط اروپایی‌ها به سرقت برده شدند، نخبگان آسیای مرکزی را وادار کرده است تا "شریک‌های" غربی خود را هوشیار‌تر ارزیابی کنند. اما در حال حاضر آن از موقعیت خود لذت می برد. آنطور که یکی از شرکت کنندگان در یک کنفرانس علمی بین المللی که در منطقه برگزار شد، گفت: "ما دو پایتخت داریم: یکی در لندن است، دومی در دبی است. خوب، و سومی مال ما است." این امر موجب اظهار نظر تند یک شرکت کننده روسی شد که اشاره کرده بود که چنین "موقعیتی" می تواند ... ناخوشایند باشد. بدین ترتیب، در بازی بزرگ دوم، روسیه از برخی مزیتها در شرایط روابط اقتصادی متقابل سودمند و موقعیتی حیاتی در حوزه امنیت برخوردار است. روابط خصوصی با رهبران و مقامات ارشد جمهوری های آسیای مرکزی برقرار شده است. مناسبات و پیوندها در جامعه علمی به طور فعال توسعه یافته اند. با این وجود، واضح است که دیگر بازیگران نمی‌خواهند در سکوت شاهد افزایش احتمالی نفوذ روسیه در منطقه باشند. و نخبگان محلی هنوز از این ایده دور هستند که یک بار دیگر سرنوشت تاریخی خود را با روسیه به اشتراک بگذارند. این امر دلیلی می شود تا در مورد سمت و سوی توسعه بیشتر فکر شود،که حاکی از نیاز به بحث گسترده تر است.

 

https://russtrat.ru/publications/1744792436-12836

 

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 965   - 10 اردیبهشت 1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت