راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

سبزهای آلمان

"تو زرد"

از آب در آمدند!

ریانووستی- دیمیتری باویرین

ترجمه نعمت بوستانی

     

"ما کشور فقیری نیستیم! ما منابع قابل توجهی داریم. اگر آنها را با دیگر کشورهای اروپایی ترکیب کنیم، اروپا تبدیل به یک قدرت بزرگ می شود!"

با این سخنان، یوشکا فیشر، سیاستمدار مشهور آلمانی، نظامیان این کشور را تشویق می کند تا با وجود تجربه روشن آلمان در دو جنگ جهانی، در یک ماجراجویی دیگر وارد سرزمین اوکراین شوند.
بدترین و غیر عقلانی ترین کاری که یک دولتمرد آلمانی در سیاست خارجی می تواند انجام دهد، اعزام نیرو به اوکراین است. دو جنگ جهانی به وضوح بیان کننده این امر است. و اکنون در بوق جنگ سومی دمیده می‌ شود. اما به نظر می رسد فیشر می خواهد که گام در این راه بگذارد.
به طور رسمی، ما در مورد ابتکار پاریس و لندن برای اعزام گروه های نظامی خود به منطقه درگیری در صورت توقف خصومت ها صحبت می کنیم. در حالی که هنوز درگیری های نظامی ادامه دارد، ارتش فرانسه با چنین عملیاتی موافقت نمی کند، زیرا فرانسوی ها در این مورد دست به عصا رفتار می کنند.
ادامه این وضعیت با دو امید تاکتیکی و استراتژیکی ولادیمیر زلنسکی مرتبط است. از نظر تاکتیکی، او امیدوار است که چشم انداز ورود نیروهای ناتو در اوکراین، مسکو را مجبور کند که از پیشنهادات آتش بس که توسط رئیس جمهور ایالات متحده دونالد ترامپ ارائه می شود، مخالفت کند و در نتیجه خشم ترامپ را برانگیزد.
 از نقطه نظر استراتژیک، زلنسکی واقعاً مایل است که یک گروه نظامی از اتحاد آتلانتیک شمالی(ناتو) در اوکراین مستقر شود. اگر روسیه مسئول ضربه به کشور دیگری شناخته شود و اگر درگیری نظامی مستقیم بین روسیه و ناتو رخ بدهد و جنگ جهانی سوم آغاز گردد، در آن صورت زلنسکی این فرصت را خواهد داشت تا به جنگ به روشی که می‌خواهد پایان دهد. بدون ارتش های ناتو، اوکراین نمی تواند رویاهای خود را برآورده کند.

یوشکا فیشر می خواهد و اصرار دارد تا به زلنسکی کمک کند. برای فیشر طبیعی است که درگیر ماجراهای اوکراین شود، حتی اگر نتیجه درگیری آن چیزی باشد که تجربه آلمانی می آموزد که باید از آن اجتناب شود. اما اولاف شولز، صدراعظم در حال خروج، مهم نیست که شما چه احساسی نسبت به او دارید، یک درس تاریخی را خوب آموخته است. موضع او این است که سربازان آلمانی نمی توانند به اوکراین اعزام شوند. اما اکنون قدرت در آلمان در حال تغییر است و به نظر می‌ رسد فیشر برلین را به داشتن جرات برای ورود مستقیم به درگیری تشویق می کند.

اگر فرانسه و انگلیس برای کمک به کیف با متحدان خود قرار داد امضا کرده باشند، آلمان نمی تواند در حاشیه بماند، و "ما کشور ثروتمندی هستیم، تحمل خواهیم کرد" این منطق مردی است که هفت سال ریاست وزارت خارجه آلمان را بر عهده داشت و به عنوان محبوب ترین سیاستمدار کشور شناخته می شد. اینطور نیست که از آن زمان حالش بد شده باشد، فیشر هنوز هم مثل همیشه عجیب، مشکوک و ترسناک است.
قبل از اینکه آنا لنا بربوک، در صحنه سیاسی جهان ظاهر شود، فیشر مشهورترین "سبز" آلمانی به حساب می آمد. او حزب خود را از جایگاه حاشیه ای آن خارج کرد و به قدرت رسید، اما مدت ها قبل از آن شروع به کسب موقعیت افسانه ای کرد. حتی دولت اتحاد شوروی نیز دستی در آن داشت: در دهه های 1960 و 1970، زندگی رفیق فیشر تحت پوشش برنامه تبلیغاتی اتحاد شوروی بود.

فیشر مانند چارلز هایدر، در مقابل کاخ سفید روزه نگرفت، یا مانند لئونارد پلتیر در آمریکا زندانی نشد، سرنوشت او جالب تر است. او یک شورشی چپ بود که علیه نظامی گری ناتو و برای حقوق کارگران در قلمرو آلمان سرمایه داری مبارزه می کرد. راه های مختلفی برای مبارزه وجود دارد، اما فیشر راه انقلابی "مارکسیست-لنینیستی" را انتخاب کرده بود.

سازمانی که او در جوانی به آن تعلق داشت "اتحادیه پرولتری ترور و ویرانی" نام داشت. دوربین یک خبرنگار فیشر را در حال ضرب و شتم یک پلیس با باتوم در یکی از اقدامات این گروه شبه نظامی شکار کرد. با چنین لکه‌ ای در زندگی‌ نامه شما، ایجاد شغل بدون شکستن سیستم دولتی دشوار است، به خصوص اگر یک راننده تاکسی سابق باشید که حتی گواهی مدرسه ای هم ندارید. فیشر دقیقاً همینطور بود، اما او راه و روشی سرگیجه آور را در پیش گرفت که شما را به فکر وا می دارد.

طی سال‌ها، سخنرانی‌های او ملایم تر شد: شورشی دیروز به یک سیاستمدار سیستماتیک باهوش تبدیل شد که مردم آلمان از طریق همدردی با او، مشکلات عاطفی خود را تسکین می دادند. فیشر می‌توانست یک مقام بلند پایه را احمق خطاب کند، در یک مراسم رسمی با کفش‌های کتانی حاضر شود و در استفاده از طنز نیز هراسی نداشت. به نظر می رسید تولد او در مجارستان به شخصیت او سرزندگی ویژه ای بخشیده است.
در چرخش بعدی تاریخ، یکی از دوستان سابق اتحاد جماهیر شوروی در دولت گرهارد شرودر، رئیس وزارت خارجه آلمان شد. بر اساس همان الگو، آنالنا بربوک نیز وزیر خارجه آلمان شد: سوسیال دموکرات ها به یک شریک برای ائتلاف حاکم نیاز داشتند و داشتن هفت درصد سبزها برای فیشر کافی بود تا معاون صدراعظم و دیپلمات ارشد آلمان شود.

در طول سال ها، محبوبیت یوشکا فیشر از شرودر پیشی گرفت: او مسئول اشتباهات اقتصادی صدر اعظم نبود، ولی به زیبایی و تند خویی از ایالات متحده برای حمله به عراق انتقاد کرد. ممکن است به نظر برسد که او به این ترتیب کمیته منطقه ای واشنگتن و کمیته مرکزی آنگلوساکسون را به چالش می کشید.
فیشر قبل از جنگ عراق، در جریان درگیری در کوزووی صربستان، خود را یک نماینده امپریالیست چپاولگر نشان داد. نقش او به عنوان یک لابی گر اصلی برای بمباران یوگسلاوی توسط اتحادیه اروپا بود. او اولین سیاستمدار آلمانی (پس از جنگ دوم جهانی) شد که خواستار اعزام نیروی نظامی علیه کشور ثالثی شد که هیچ تهدیدی برای آلمان در بر نداشت و بنابراین او بر یک مانع روانی و قانونی مهم برای سیاستمداران آلمانی، که همان شرکت در یک جنگ بود، غلبه کرد.
 
فیشر بعدها نظر خود را با توسل به جلوگیری از "نسل کشی" توجیه کرد. منظور او نسل کشی آلبانیایی ها بود، اما در سالی که جنگ کوزوو شروع شد، به ازای هر صرب محلی هشت آلبانیایی وجود داشت که این در بهترین حالت ستمی برای صرب ها بود و خطر نسل کشی آلبانیایی ها بوسیله صرب ها وجود نداشت.
در همان زمان، ناتو بیشتر نیروهای امنیتی صرب آلبانیایی ها را کشت، زیرا ستونی از پناهجویان را بمباران کرد. اما تصویر فیشر در صحنه سیاسی آلمان به این دلیل محو نشد. حرفه سیاسی او توسط جنگ اوکراین و خوردن تیر ناتو در این کشور به سنگ ویران گردید.

در دوران تصدی فیشر به عنوان وزیر امور خارجه، رد ویزا برای اوکراینی ها به طور ضمنی ممنوع بود. طرف اوکراینی از این موضوع اطلاع داشت. تعداد ورودی ها به آلمان چندین برابر افزایش یافت که به صدها هزار نفر رسیده بود. این پنجره به طور فعال توسط گروه های جنایت سازمان یافته، قاچاقچیان و دلالان مورد استفاده قرار گرفت، تحقیقات آغاز شد و رسوایی به راه افتاد. فیشر این وضعیت را نتیجه مخلوطی از نیت خوب و اشتباهات ناگوار توضیح داد، اما آنچه واقعا پشت آن واقع بود بود تا به امروز نامشخص است.

فیشر به طور کلی یک شخصیت مرموز است، به ویژه از نظر رفتاری متناقض و چند وجهی است. هر چند او نادر ترین مورد در تبدیل شدن از یک فعال ضد ناتو به یک "شاهین" ناتو نیست. شولتز و ینس استولتنبرگ، دبیرکل سابق ناتو، همین مسیر را در پیش گرفته اند، گویا عوامل جهان گرایی، مهره های خود را به طور خاص از میان چپ های رادیکال استخدام کرده و می کنند. اگر آنها این کار را انجام دهند که کرده اند، فیشر احتمالاً در صنف استخدام شده ها قرار دارد.

او به عنوان وزیر امور خارجه آلمان در دولتی خدمت کرد که در آن سیاست در قبال روسیه توسط صدراعظم شرودر تعیین می شد، اما فیشر مرتباً از مسکو انتقاد می کرد و با مداخله فعالانه در جریان "انقلاب نارنجی" در اوکراین که اولین "میدان" ضد روسیه بود، آتش بیار معرکه شد.
همانطور که آلمان غربی از "ترور سرخ" (بادر ماینهوف) خارج شد، فیشر ظاهرا خشونت را کنار گذاشت. اما تحقیقات نشان داد که سلاح های برخی از حملات تروریستی در خودروی فیشر بوده است. طبق روایت رسمی، او به سادگی ماشین را به دوستان افراطی خود قرض می داد!.
او، یک چپگرای ژولیده، بدون تحصیلات و اغلب بدون شغل، ناگهان جای پای محکمی برای ترقی خود پیدا کرد. با گذشت زمان، فیشر ذائقه غذاهای گران قیمت و شراب های خوب را پیدا کرد، پنج بار ازدواج کرد و با وجود تصویری که از او به عنوان یک فرد ناسازگار نمایش داده می شد، با هیبت بورژوایی، خود را در خانه احساس کرد. گاهی اوقات، کفش های کتانی ظاهراً دموکراتیک به طرز بی شرمانه ای گران هستند.
تصادفات شگفت انگیز و چرخش های تند زیادی در زندگی فیشر وجود دارد که  نشان می دهد که استخدام او توسط عوامل جهانی گرایی چیزی بیش از یک شوخی است.

در فیلم هیجان انگیز "13" که دوباره در کشورهای مختلف فیلمبرداری شده است، یک دولت جهانی خاص در واقعیت های دنیای ما به افراد نا امید پیشنهاد می کند تا 13 کار را انجام دهند. در مرحله اول، شما باید یک مگس را بکوبید، و در مرحله ما قبل آخر، ما در حال حاضر در مورد قتل عام مردم صحبت می کنیم. کسی که تمام 13 مرحله را پشت سر بگذارد نه تنها مبلغ هنگفتی دریافت می کند، بلکه از تمام جنایاتی که در طول بازی مرتکب شده است نیز پاک می شود. طبق ایده فیلمنامه‌ نویس، آدم ها به این شکل سرگرم می‌شوند و سپس توطئه‌ هایی مانند حذف کندی رئیس‌ جمهور را اجرا می‌ کنند.

با توجه به اعمال عجیب و گاهی غیرقابل توضیح ظالمانه فیشر، این احساس به دست می آید که او در تمام زندگی خود با توطئه گران این بازی را انجام داده است که مرحله نهایی آن شروع یک جنگ جهانی با استفاده از روش آزمایش شده با اعزام سربازان آلمانی به سوی شرق است.
باید امید وار بود که فیشر بازنده می شود. اما تلاش‌های چند وجهی او را باید دقیقاً به حساب آورد.

 

https://ria.ru/20250411/germaniya-2010512394.html

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 963   - 28 فروردین 1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت