راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

آیا روسیه

تهدیدی علیه

اروپاست؟

پلاتفرم ژاکوبین

ترجمه عسگر داوودی

     

 جنگ در اوکراین، ممکن است با مداخله دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، در آستانه پایان باشد.

شخص ترامپ مطمئنا علاقه ای به سرنوشت اوکراین ندارد.(!.م) اما با توجه به تسلط روسیه در میدان نبرد، تلاش خودخواهانه اوکراین برای مذاکره بر سر توافق صلح ممکن است ناخواسته بهترین شانس اوکراین برای ادامه حیات به عنوان یک کشور مستقل باشد، شرایطی که تحت آن صلح منعقد شود. البته اوکراین باید بپذیرد که چنین صلحی برایش نامطلوب خواهد بود، زیرا دونتسک و لوگانسک را به طور کامل از دست خواهد داد.

صرف نظر از اینکه چه مقدار زمین در نهایت به روسیه می رسد، در سه سال و نیم جنگ ، صدها هزار تن از هر دو سو جان خود را از دست داده اند، زیرساخت های اوکراین نابود شده و به میلیون ها تن آسیب وارد شده است. بازسازی کشور طولانی و دشوار خواهد بود، البته اگر بودجه لازم توسط شرکای غربی ناتو تامین شود.

به هر حال، روسیه دارای مزیتی استراتژیک است و اگر لازم باشد به سادگی می تواند با ادامه جنگ، بیشتر از پایان آن سود ببرد. ترامپ به وضوح به قشر سیاسی و سیاستمداران لیبرال اتحادیه اروپا آنچه را که باید مدت ها پیش می دانستند را مشخص کرده است. اکنون آنها درک می کنند که ایالات متحده همچنان قدرتمندترین بازیگر ژئوپلیتیکی غرب است که منافع خود را با هزینه شرکای غربی کوچکتر تامین می کند و علیرغم از دست دادن نسبی قدرت سیاسی ـ اقتصادی خود، همچنان می تواند استراتژی اعمال منافع علیه اروپا را ادامه دهد، به همین دلیل تهدید اروپا توسط روسیه جز شایعه ای توسط مراکز سیاسی ذینفع از جمله لابی و دلالان واسطه فروش اسلحه مستقر در مجالس نمایندگی کشورهای عضو اتحادیه اروپا و بویژه نمایندگان و دلالان وابسته به صاحبان صنایع تسلیحاتی غرب از جمله ایالات متحده، که در مراکز سیاسی و تصمیم گیری اتحادیه اروپا نفوذ دارند، بیش نیست، همچنین واقعیت این است که ایالات متحده مدت هاست که اروپا را به زیر سلطه خود درآورده و این تسلط این به این زودی ها تغییرپذیر نیست.

اقشار سیاسی اتحادیه اروپا تنها کسانی نیستند که تحت فشار جنگ راه خود را با «توهمات سیاسی» گم کرده اند. هنگامی که روسیه «عملیات نظامی ویژه» خود را روز پنجشنبه 5 اسفند ماه 1400اعلام کرد، بسیاری از چپ ها شگفت زده شدند. اگرچه ایالات متحده نسبت به چنین حمله ی قریب الوقوعی هشدار داده بود، اما بسیاری به دلیل سوابق مشکوک سیاست خارجی ایالات متحده، اعتبار این هشدار را زیر سوال داشتند. در ادامه، یک روند خودزنی لفظی عنوان شد که در آن روزنامه نگارانی مانند تروتسکیست سابق «پل میسون» که اکنون برای رهبر فعلی حزب کارگرِ مدعی سوسیال  دموکراسی یعنی «کیر استارمر»، در بریتانیا، هورا می کشد، از همفکران خود در سطح اروپا خواستد تا «موضوع دفاع از اتحادیه اروپا را جدی بگیرند» و در نهایت «تهدید روسیه» راپذیرفته و اعلام کنند.

در آلمان، شخصیت هایی مانند «کریستوف اسپر»، سخنگوی ایالتی «حزب چپ» در برمن، مدعی شدند که حمله روسیه «متاسفانه مختصات سیاسی قبلی اتحادیه اروپا را تغییر داده است». حزب او باید بحث «حق دفاع نظامی از خود را» برای اوکراین و همچنین پیامدهای سیاسی آن یعنی «تحویل تسلیحات به اوکراین و افزایش بودجه های نظامی»  را بپذیرد. تعداد زیادی از «چپ ـ لیبرالها»، به ویژه حزب چپ لهستانی رازم، نیز خواستار بررسی همین موضوعی شدند. ادعا شد: اگر چه «ناتو» موجودیتی چندان هم مطلوب نیست، اما موجودیتش «درنهایت بهتر» از «اقتدارگرایی اوراسیا» است و «اگر در آینده سلاح های بیشتری خریداری نکنیم تسخیر اروپا برای روسیه میسر خواهد شد»

اما سوال این است که کدام یک از این «درک کنندگان دفاع از خود و اروپا» تا به حال حق مردم عراق یا افغانستان را برای دفاع از خود در برابر تهاجم آمریکا مطالبه کرده است؟»

مدعیان و مروجان بحث «درک دفاع از خود و اروپا» که در سال های اخیر به ویژه در آلمان برجسته شده است و به موضوعی عمیقا اروپامحور تبدیل شده است. به این سوال پاسخ نمی دهند که: آیا مردم عراق یا افغانستان برای مقاومت علیه تهاجم ایالات متحده  با شعار «درک دفاع از خود»  حق دفاع از خود را نداشتند!؟ فلسطینی ها چطور؟ فلسطینی هایی که بیش از هفتاد سال است تحت اشغال نظامی غیرقانونی اسرائیل صهیونیست زندگی کرده اند؟ ظاهرا، حق دفاع مسلحانه از خود، که در ماده 51 منشور سازمان ملل هم گنجانده شده است و در مورد اوکراین نیز اعمال می شود، فقط برای نمایندگان سیاسی ماجراجو و جنگ طلب و کاسبان جنگ و لابی های خرید و فروش اسلحه در نمایندگی های سیاسی دخیل در اتحادیه اروپا تصویب شده است!

اما جدا از اروپامحوری غیرمنتظره موجود، حمایت از دیدگاه فراآتلانتیک توسط بخش هایی از چپ ـ لیبرالها  بیش از هر موضوعی به طرز شگفت انگیزی ساده لوحانه است. دونالد ترامپ در زمان آغاز «عملیات نظامی ویژه» روسیه فقط یک سال بود که از سمت خود خارج شده بود. تهاجم غیرقانونی آمریکا به عراق و افغانستان که در نهایت مورد حمایت هر دو جناح سیاسی آمریکا قرار گرفت، کمتر از دو دهه پیش بود. اما با سکوت رسانه های فرمایشی غرب، بفراموشی سپرده شد تا اینکه، اکنون ترامپ در دروازه های اروپا ایستاد است.

تحقیر علنی رهبران اروپایی توسط ترامپ در اوایل دیدار او با «اورسولافون درلاین» در کاخ سفید و تحمیل قرار دادها برای پرداخت بودجه بیشتر به ناتو و خرید اسلحه از ایالات متحده توسط اتحادیه اروپا و در راس آن آلمان، اکنون توهم استقلال ادعایی اتحادیه اروپا را زیر سوال برده است. نباید فراموش کرد رهبری ایالات متحده با چماق ناتو بود که شرایط را برای چنین جنگی بتدریج در طول دهه ها فراهم کرد. چپ های لیبرال در اتحادیه اروپا باید بدانند که هر تلاشی برای ایجاد آنچه که چپ زمانی «معماری امنیتی مشترک اروپایی با حضور روسیه» می نامید، عملا و با تحمیل جنگ اوکراین به روسیه توسط ایالات متحده تخریب شده است. این استراتژی مداخله گرانه و در نهایت اشتباه ایالات متحده با تحمیل «کودتا میدان سال 2014 اوکراین» و محاصره مرزهای غربی روسیه توسط ناتو بود که زمینه آغاز «عملیات نظامی ویژه» روسیه را در اوکراین فراهم کرد.

چشم انداز معماری امنیتی موجود در اروپا اکنون تیره است. اگر جنگ پایان یابد، خصومت متقابل بین روسیه و همسایگان اروپایی آن، به ویژه اوکراین، اگر نگوییم دهه ها، برای سال ها ادامه خواهد داشت. افزایش عظیم هزینه های تسلیحاتی اتحادیه اروپا، که اغلب به عنوان گامی به سوی «خودمختاری استراتژیک» معرفی می شود، در درجه اول منجر به این واقعیت می شود که کشور های عضو اتحادیه اروپا در ناتو باز هم بیشتر به حاکمان سیاسی و تولیدکنندگان تسلیحات آمریکایی وابسته می شوند که اکثریت قریب به اتفاق زرادخانه اروپا را تامین می کنند. یک نمونه مشخص از این وابستگی خرید تقریبا تمام قطعات با فناوری پیشرفته جت جنگنده F-35 که دولت آلمان نیز در نظر دارد، تعداد قابل توجهی از آن را خریداری کند.

 ترامپ سیاست ضد اروپایی ایالات متحده را با مهارت پیش می برد و تاکنون و بارها تلاش کرده است تا وابستگی فزاینده اتحادیه اروپا به ایالات متحده را از طریق نمایش های تحقیرآمیز مطبوعاتی خود بنمایش بگذارد.

از قضا، جنگ در اوکراین زمانی آغاز شد که کاهش نفوذ اقتصادی و دیپلماتیک آمریکا فرصتی را برای اروپا برای تنوع بخشیدن به روابط اقتصادی و دیپلماتیک خود باز کرد. با این حال، بروکسل به جای اینکه خود را به قطب مستقل سوم ژئوپلیتیکی تبدیل کند، باز هم بیشتر به آغوش آمریکایی ها پناه برد. اکنون ایالات متحده منابع معدنی اوکراین را برای خود تضمین کرده است، اما اتحادیه اروپا باید هزینه بازسازی جنگ را از پول مالیات مردم تامین مالی کند.

https://jacobin.de/artikel/trump-putin-alaska-gipfel-ukraine-krieg-merz

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 978   -  5 شهریور 1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت