راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

احمدی نژاد
و "اخلاق آزادی"
دکتر "سروش سهرابی"

    

چندی پیش کتاب "اخلاق آزادی" نوشته مورای روتبارد به ترجمه مهران خسروزاده، علیرضا کتانی، رضا زارع‌پور به زبان فارسی ترجمه و در تهران منتشر شد. روتبارد، نظریه‌ پرداز آمریکایی و یکی از چهره‌های بنیادگذار جریان لیبرتارینیسم راست‌گرا و از شاگردان سنت اقتصاد اتریشی است. او در چهار دهه فعالیت علمی و ایدئولوژیک، از نقد اقتصاد کینزی و دولت رفاه آغاز کرد و سرانجام در کتاب "اخلاق آزادی"که در سال۱۹۸۲ منتشر شد، بنیان‌های فلسفی، اخلاقی و تمدنی نظریهٔ خود را تدوین کرد.
اخیرا رسانه ها خبر دادند که محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور سابق، این کتاب را مطالعه کرده و آن را پسندیده و قصد دارد جلسه ای با مترجمان آن بگذارد یا گذاشته است. به همین دلیل می خواهیم نگاهی به این اثر بیندازیم و ببینیم پشت این "اخلاق آزادی" چه چیز پنهان شده و احمدی نژاد خود را داوطلب اجرای کدام سرنوشت کرده است.
لیبرتارینیسمکلا یک جریان فکری و سیاسی در سنت لیبرالیسم است که بر آزادی فردی مطلق، مالکیت خصوصی، و محدودسازی یا حذف کامل دولت تأکید دارد. این جریان خود به دو شاخهٔ اصلی تقسیم می‌شود: لیبرتارینیسم مینارشیستی (طرفدار دولت حداقلی) که امثال هایک و فریدمن به آن نزدیک هستند و لیبرتارینیسم آنارکو-کاپیتالیستی (طرفدار حذف همهٔ خدمات عمومی) که امثال روتبارد و هانس-هرمان هاپ نمایندگان آن به شمار می روند.
روتبارد در کتاب "اخلاق آزادی" با استناد به سنت حقوق طبیعی، ایناندیشه را مطرح می‌کند که انسان، مالک مطلق خویش و حاصل کار خویش است، و بنابراین حق دارد هرگونه قرارداد داوطلبانه‌ای بر سر خود، بدن خود یا آزادی خود با دیگری ببندد. بنابراین انسانها دو دسته هستند یا مالک زمین و ثروت و ابزارهای کار و حساب بانکی هستند. یا مالک بدن خود. گروه دوم آزاد است اعضای بدن خود یا حتی خودشان را به گروه اول بفروشند یعنی به برده آنها تبدیل شوند. به‌زعم او، هرگونه دولت، قانون عمومی، مالیات، یا نهاد بازتوزیعی، تجاوز به این حق مالکیت فردی است و از نظر اخلاقی باید طرد شود. این غیراخلاقی است که دولت جلوی فروش اعضای بدن را بگیرد یا مانع بردگی فردی شود که مالک بدن خود است و می خواهد آن را به مالک زمین و ثروت بفروشد. نه‌تنها دولت رفاه و دموکراسی اجتماعی، بلکه خود مفهوم دولت ملی، حاکمیت عمومی و نهادهای تمدنی، نامشروع شمرده می‌شوند و باید جای خود را به "جامعه‌ای تماماً مبتنی بر قراردادهای خصوصی" بدهند.
از این نظر "اخلاق آزادی" در واقع مانیفست مرحله پایانی تمدن سرمایه داری، مرحله دعوت به بازگشت به برده داری است. در واقع دوران برده داری نماد "اخلاق آزادی" روتباردی است. البته هوداران روتبارد می گویند در نظریه روتبارد این بازگشت به برده‌داری داوطلبانه است و نباید با برده‌داری دوران باستان که اجباری بوده یکسان تلقی شود. در حالیکه چنین نیست و موضوع اصلی هم این نیست. برده داری دوران باستان نیز در بسیاری از موارد داوطلبانه بود. چنانکه مثلا مایکل هادسون، اقتصاددان امریکایی، در اثار سه گانه خویش درباره بردگی دوران باستان نشان داده شکل عمده بردگی تمدن های بابلی و بین النهرین اتفاقا بردگی قراردادی در ظاهر داوطلبانه ولی در باطن بدلیل اضطرار، بدهی و نداشتن مالکیتی جز بر بدن یا اعضای خانواده خویش بوده است. در بسیاری از موارد، افراد یا خانواده‌ها برای فرار از فقر، قحطی، یا بازپرداخت بدهی، خود یا فرزندانشان را به‌طور رسمی به عنوان برده یا خدمتکار بدهی به یک مالک می‌سپردند. این"قرارداد" ظاهراً با رضایت طرفین بسته می‌شد؛ اما گزینه‌های دیگر یا وجود نداشت یا عملاً غیرممکن بود.
این موضوع علاوه بر اینکه در قوانین حمورابی به آن اشاره شده، در تورات نیزدر چند جا واز جمله "سفر پیدایش" آمده که در زمان قحطی در مصر، مردم به یوسف که دستیار فرعون بود مراجعه کردند و گفتند: "ما و زمین‌های ما را بخر. ما نان می‌خواهیم. بگذار بندگان فرعون شویم." هادسون می گوید حتی در یونان و رم نیز که بردگی به شکل خشن و سختی اجرا می شد، سرانجام به این نتیجه رسیدند که این شکل از بردگی داوطلبانه را که مبنای آن پرداخت بدهی بود لغو کنند.
تنها تفاوتی که برده داری مورد نظر روتبارد با برده داری باستان در بابل و بین النهرین و حتی یونان و رم دارد آن است که در دوران باستان، دولت ها هرچند وقت یک بار باید مداخله کرده و در دوره های هفت ساله یا پنجاه ساله موسوم به "جوبیله" بردگی داوطلبانه ناشی از بدهی را لغو کنند. هدفاین اقدام، رهایی بردگان بدهی، بازگرداندن زمین‌ها، و بازسازی پایه‌های تولید کشاورزی و اجتماعی بود.ولی روتبارد معتقد است دولت ها دیگر چنین حقی ندارند و این مغایر با "اخلاق آزادی" است.
هدف ما دراینجا بررسی بردگی در دوران باستان نیست، بلکه می خواهیم یادآوری کنیم که آن "اخلاق آزادی" که روتبارد و مبلغان وی می خواهند به خورد مردم دهند در واقع چشم انداز نهایی تمدن حاکم سرمایه داری برای مردم جهان است: بازگشت به برده داری کهن در شکلی خشن تر از یونان و رم، در شکلی همیشگی بدون امکان دخالت دولت برای لغو آن.

پایان دولت ملی
اما "اخلاق آزادی" روتبارد فقط به همین دعوت به بازگشت به بردگی منحصر نمی شود، بلکه روتبارد می خواهد شرایط و امکان این بازگشت به بردگی را نیز فراهم کند. شرط نخست آن پایان وجود دولت ملی است. تا زمانی که دولت ها و ملت ها وجود دارند بردگی قابل بازگشت نیست. به همین دلیل روتبارد، هرگونه مشروعیت نهادهای عمومی، دولت، یا ساختارهای فرهنگی و تاریخی، مرزهای سیاسی، نهادهای اجتماعی و حافظه‌های تمدنی را انکار می کند و آنها را فاقد حق مداخله در روابط مالکانه می‌داند.از نظر روتبارد مفاهیمی نظیر عدالت اجتماعی، برابری، منافع مشترک وجمعی و... مفاهیمی باطل و مزاحم "اخلاق آزادی" هستند.
بدیهی است از دید تمدن انسانی آینده، برنامه روتبارد و سرمایه داری مالی جهانی نه‌فقط پاسخ به بحران‌های معاصر نیست، بلکه تشدیدکنندهٔ اضمحلال تمدنی است. یعنی با حذف هرگونه مسئولیت اجتماعی، اخلاق بین‌نسلی، یا همبستگی انسانی؛ با تقدیس تملک و حذف معیارهای اجتماعی، زیستی و انسانی؛ با فروکاست آموزش، سلامت، محیط زیست، عدالت و امنیت به کالاهای خصوصی قابل خرید؛ با نفی کامل نهادهای عمومی و همبسته‌ساز، کلیه پایه های یک تمدن نوین اخلاقی و آزادی خواه و عدالت طلبانه را تخریب می کند.
این اخلاق، به‌جای محدود کردن سرمایه، آن را به شکل کامل رها می‌کند و حتی دولت را که در دوره‌های جدید ابزار تنظیم‌گری حداقلی بوده، طرد می‌سازد.هر فرد مالک، حق دارد دولت خویش باشدحتی اگر این امر به تجزیهٔ کامل سرزمین‌ها، فروپاشی هویت‌های تاریخی، و پایان یک ملت و تجزیه یک کشور بیانجامد. هر مالکی حق دارد بر زمین خود همانند یک دولت رفتار کند و کسی حق مداخله در آن را ندارد. در منطق روتبارد، چیزی بنام تمدن اصولا معنا ندارد یا فقط تا جایی معنا دارد که مزاحم آزادی مطلق مالک نباشد؛ وگرنه باید منحل شود.
در جهان روتباردی فقر، بی‌خانمانی، بیکاری، یا بیماری مزمن هیچ حقی برای حمایت دولتی، اجتماعی یا نجات ایجاد نمی‌کنند. فردی که مالک چیزی نیست، تنها دو گزینه دارد: یا از بازار خارج شود (یعنی بمیرَد یا حذف شود). یا خویش را تماماً بفروشد به کسی که حاضر است در ازای بهره‌کشی، نان بدهد. بنابراین، محرومان هیچ حق تمدنی برای زنده‌ماندن، مالک‌شدن، یا رهایی ندارند. تنها راهشان، سلطه‌پذیری"داوطلبانه" است و برای همیشه.

دولت جهانی کمپانی ها

کتاب روتبارد در سال ۱۹۸۲ یعنی در زمان اشکارشدن بن بست تمدن سودمحور سرمایه داری منتشر شد ولی اخیرا و بویژه پس از بحران سال ۲۰۰۸ دوباره مطرح شده است. علاوه بر "انیستیتو میزس"در آلاباما که این کتاب را اکنون در صدر منابع آموزشی خود قرار داده است، نهادهای دیگر راستگرای افراطی و وابسته به کمپانی های بزرگ مانند "انیستیتو کات" و "بنیاد خرد" نیز دیدگاه‌های او را در دوره‌های آموزشی بازتولید می‌کنند.
در فضای ارزهای دیجیتال و کریپتونیز بسیاری از چهره‌های کلیدی (مانند ویالیک بوترینیا اعضای بنیاد بیت‌کوین) از روتبارد الهام گرفته‌اند و اندیشه هایی مانند "دولت باید حذف شود"، "بازار خودتنظیم‌گر است"، یا"قرارداد جای نهاد" از بستر نظری روتبارد تغذیه می‌شوند. در واقع کل ارزهای مجازی و کریپتو، بازتولید دیجیتال و بی‌نهادی برگرفته از نظم روتباردی است، یعنی انتشار و رد و بدل کردن پول خارج از نظارت دولت ملی که البته بیشتر دولت های ملی در آن مداخله کرده و مانع "آزادی" مطلق آن شده اند.
با حذف دولت‌های ملی، دموکراسی اجتماعی، و حاکمیت عمومی، تنها ساختار باقی‌مانده،عبارت می‌شود از شبکه‌ای از مالکان فراملی، شرکت‌های چندملیتی، و نهادهای بازارمحور که به گفته خودشان می‌خواهند و می توانند جهان را توسط "الگوریتم"ها بدون نیاز به دولتها اداره کنند. این وضعیت، به شکل‌گیری یک دولت جهانی واقعی ولی پنهان می‌انجامد: بدون رأی، بدون قانون عمومی، و بدون پاسخ‌گویی، اما مسلط بر آموزش، منابع زیستی، زیرساخت، فرهنگ و بقا. "اخلاق آزادی" روتبارد، با تقلیل نظم سیاسی به "مزاحمتی برای مالک"، عملاً راه را برای فروپاشی دولت های ملی، مدیریت هیئت مدیره ای از صاحبان کمپانی ها برجهان، بدون مقاومت ملی یا اجتماعی می خواهد بگشاید.
این رویکرد با گرایش سرمایه داران فراملی در پایان دادن به دولت های ملی در همه کشورها و دادن سرنوشت جهان بدست صاحبان سرمایه های کلان و نوکران آنها در قلمروهای جغرافیایی تجزیه شده همسوست. از اینجاست که انتشار کتاب در ایران و تاکید براینکه جناب آقای احمدی نژاد آن را پسندیده معنای خاص خود را پیدا می کند. کسی که مسئول یکی از تاریکترین دوران های اقتصادی و سیاسی ایران است، کسی که حتی حاضر نشده تجاوز اسرائیل به کشور ما را محکوم کند، اکنون با نشان دادن علاقه به این کتاب، امادگی خویش را برای تبدیل شدن به کارگزار پایان دولت ملی و تجزیه ایران، و نماینده و نوکر هیئت مدیره سرمایه داری جهانی در هر قلمرویی از ایران هر قدر هم کوچک اعلام می کند.
هراندازه که محتوای این کتاب نازل و ضدانسانی باشد، قدرت های جهانی بزرگی در پشت اندیشه های آن قرار دارند و نه فقط این اندیشه ها را تبلیغ می کنند بلکه با جنگ و ویرانی کشورها و از هم پاشاندن دولت ها و ملت ها آن را به پیش می برند. به همین دلیل ترجمه و انتشار این کتاب در ایران، درست در دورانی که ایران بیش از هر زمان به یک دولت مقتدر ملی نیاز دارد، بیش از هر زمان نیازمند به همبستگی، عدالت اجتماعی، و جلوگیری از تجزیه و فروپاشی است، دارای معناست، معنایی کهنه فقط از نقشه هایی که برای تجزیه کشور ما کشیده شده، بلکه از قدرت بزرگ رسانه ای سرمایه مالی جهانی در ایران خبر می‌دهد.

منابع:
روتبارد، ماری‌نیوتن: "اخلاق آزادی"، ترجمه مهران خسروزاده، علیرضا کتانی، رضا زارع‌پور، تهران، انتشارات دنیای اقتصاد،۱۴۰۳

Hudson, Michael. “...and Forgive Them Their Debts: Lending, Foreclosure and Redemption from Bronze Age Finance to the Jubilee Year”, ISLET-Verlag, 2018
Hudson, Michael, “The Collapse of Antiquity: Greece and Rome as Civilization’s Oligarchic Turning Point” ،ISLET-Verlag, 2023.
Hudson Michael, “Temples of Enterprise_ Creating Economic Order in the Bronze Age Near East”, ISLET-Verlag, 2024



تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh


 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 974   -  8 مرداد 1404                                اشتراک گذاری:

بازگشت