|
آینده سیاست هستهای ایران پس از جنگ 12 روزه نیکولای بوبکین بنیاد فرهنگ استراتژیک ترجمه- کیوان خسروی |
|
مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، اعلام کرد که غنیسازی اورانیوم در این کشور مطابق با قوانین بینالمللی ادامه خواهد یافت و تعلیق برنامه هستهای ایران را تکذیب کرد. او تأکید کرد که این موضع پاسخی به فشارهای غرب نیست، بلکه مبتنی بر ارزشها و تعهدات قانونی خود ایران است. اظهارات رئیس جمهور توسط عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، نیز تأیید شد که گفت تهران حتی پس از حملات نظامی اخیر ایالات متحده آمریکا و اسرائیل، برنامه هستهای خود، به ویژه غنیسازی اورانیوم، را رها نخواهد کرد. اکنون پرسش اساسی این است که برنامه هسته ای ایران در چه وضعیتی قرار دارد و چه چشم اندازی برای توسعه آن وجود دارد. بیشتر ارزیابیها بر سه سایت اصلی که مورد حمله هوایی ایالات متحده آمریکا قرار گرفتند تمرکز دارند: فردو، نطنز و اصفهان. اگرچه این سایتها مهم هستند، اما نقطه اوج برنامه هستهای ایران نیستند. ایران بیش از 20 سال است که اورانیوم را غنیسازی میکند و قابلیتهای آن کاملاً بومی است، به این معنی که سانتریفیوژها و سایر تجهیزات حیاتی خود را میسازد. این کشور نسلی از دانشمندان و تکنسینهای هستهای، بالغ بر هزاران نفر، را آموزش داده است که میتوانند سایتهای آسیبدیده را تعمیر کنند. مجتمع هستهای ایران وسیع است، از جمله سایتهای بسیار دیگری علاوه بر فردو، نطنز و اصفهان که مورد حمله هوایی قرار نگرفتند. توجه بیش از حد بر این سه سایت کلیدی، ارزیابی عینی از قابلیتهای هستهای واقعی ایران را منحرف و مانع می شود. برای ایران، این جنگ یک آزمایش بزرگ بود. با توجه به اینکه نفوذ منطقهای آن از قبل تضعیف شده بود، تأسیسات نظامی آن مورد هدف قرار گرفتند. حملات هدفمند و خرابکاریها باعث کشته شدن برخی از ژنرالها و دانشمندان هسته ای شد. ارتش اسرائیل تخمین میزند که حدود دو سوم از پرتابگرهای ایران (حدود ۲۵۰) و حدود ۱۰۰۰ موشک نابود شدهاند. موشکهای بالستیک ایران همچنین به برخی از اهداف در اسرائیل اصابت کردند، اما در کل، این در مقایسه با خسارات وارده به اسرائیل ناچیز است. با این حال، علیرغم اقدامات اسرائیل و ایالات متحده آمریکا، این پرسش که ایران چقدر به توسعه سلاح هستهای نزدیک است، همچنان نامشخص است. این امر تا حد زیادی به دلیل دانش انباشته شده در طول سالها، علیرغم از دست دادن برخی از برجستهترین دانشمندان هستهای آن است. این نخستین بار نیست که اسرائیل علیه دانشمندان مرتبط با برنامه هستهای ایران اقدام میکند. پیش از جنگ ۱۲ روزه، شش نفر کشته شدند، که بیشتر آنها بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ و در سال ۲۰۲۰ بود. این حملات نسبتاً پراکنده بودند و خسارات کوتاهمدتی به بار آوردند. اما اسرائیل این بار متفاوت عمل کرده است و بازیابی [آسیبها] ممکن است دشوارتر و زمان بیشتری طول بکشد. قتلها در طول جنگ ۱۲ روزه نه تنها گستردهتر، بلکه بخشی از یک استراتژی بزرگتر اسرائیل نیز بودند. اسرائیل در تلاش برای جلوگیری از بازیابی و جذب دانشمندان، در طول جنگ از طریق رسانههای اجتماعی گروه بسیار بزرگتری از دانشمندان را تهدید کرد. این تاکتیک میتواند ادامه یابد و به بخشی از یک کمپین بلندمدت برای جلوگیری از بازیابی قابلیتهای تحقیقات هستهای ایران تبدیل شود. اسرائیل همچنین تلاش می کند به پایگاههای اطلاعاتی در مورد پروژههای هستهای آسیب برساند. به ویژه، در طول این عملیات، به بایگانی هستهای که در مقر سازمان تحقیقات و نوآوری دفاعی نگهداری میشد، حملاتی انجام شد. گذشته از این، به تعدادی از تأسیسات مرتبط با هستهای که احتمالاً حاوی تجهیزات و دادههای طبقهبندی شده بودند، آسیب رساند. علیرغم خسارات وارده، ایران هنوز ظرفیت بازسازی برنامه هستهای خود را دارد. این حملات، کشور را از نظر فنی به عقب راند و تأسیسات مهم فردو، نطنز و اصفهان را نابود کرد. اما عناصر اصلی که بیش از دو دهه استراتژی هستهای ایران را شکل دادهاند، همچنان دست نخورده باقی ماندهاند: زیرساختهای پیشرفته، کادرهای ماهر، زنجیرههای تأمین داخلی تثبیتشده و از همه مهمتر، عزم سیاسی. عزم ایران برای ادامه برنامه هستهای خود توسط مقامات ارشد فعلی و سابق تأیید شده است. علی شمخانی، دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی ایران، که در شب اول حملات از یک سوء قصد اسرائیل جان سالم به در برد، گفت که ایران «مواد غنیشده، دانش محلی و اراده سیاسی» را حفظ کرده است. او تأکید کرد که حتی اگر تأسیسات به طور کامل نابود شوند، بازی تمام نشده است. شمخانی گفت : «ابتکار عمل، چه سیاسی و چه عملیاتی، در دست کسانی است که قوانین بازی هوشمندانه را درک میکنند». ایران اکنون اورانیوم را تا ۶۰درصد غنی کرده است، در حالی که ۹۰درصد برای ساخت سلاح هستهای لازم است. طبق سیاست رسمی هستهای ایران، این کشور به دنبال ساخت سلاح هستهای نیست. با این وجود، با توجه به تهدیدات امنیتی از سوی اسرائیل و دولت ترامپ، رهبری ایران سه مسیر ممکن برای اقدام دارد: توقف توسعه هستهای مطابق با یک توافق بینالمللی بهروز شده؛ ادامه توسعه هستهای به همین شکل فعلی؛ یا شروع فوری توسعه سلاحهای هستهای. هنگام انتخاب استراتژی برای سیاست هستهای ایران، امنیت ملی همچنان هدف اصلی است. به نظر میرسد گزینه نخست به گزینه ارجح تبدیل شده است، اما گفتمان داخلی در مورد سلاحهای هستهای از زمان جنگ تغییر کرده است. این موضوع که زمانی صرفاً در چارچوب انرژی صلحآمیز مورد توجه قرار میگرفت، اکنون به محور مباحث امنیت ملی تبدیل شده است. مقامات ایرانی صریحتر شدهاند و بحثها در مورد توسعه احتمالی سلاحها به عرصه عمومی کشیده شده است. شکاف قبلی بین تندروهای طرفدار تشدید تنشهای هستهای و میانهروهای خواستار خویشتنداری، در حال محو شدن است. نخبگان ایران به طور فزایندهای «استراتژی آستانه ای» تهران - حفظ نزدیکی هستهای بدون عبور از خط قرمز - را یک اشتباه میدانند. فشار داخلی فزایندهای برای در نظر گرفتن یک عامل بازدارنده واقعی وجود دارد. برخی از سیاستگذاران و مقامات نظامی روی نزدیکی روزافزون ایران با روسیه، چین و کره شمالی حساب میکنند. آنها بر این باور هستند که این امر میتواند فرصتهای جدیدی را برای تبادل فناوری و همکاری فنی ایجاد کند. ایران به طور فزایندهای در مورد اهداف انرژی هستهای خود قاطعیت نشان میدهد ، که این امر در اقدامات حقوقی و سیاسی برای کاهش نظارت خارجی علیرغم فشار ایالات متحده آمریکا بازتاب یافته است. مجلس ایران با اکثریت قاطع، قانونی را تصویب کرده است که همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را به حالت تعلیق در میآورد. بازرسان آژانس اکنون تنها با تأیید شورای عالی امنیت ملی ایران میتوانند به سایتها دسترسی داشته باشند، اقدامی که ایالات متحده آمریکا آن را «غیرقابل قبول» خوانده است. با این وجود، این تصمیم توسط شورای قانون اساسی تصویب و توسط رئیس جمهور پزشکیان امضا شده است. او به شدت از اقدامات رافائل گروسی، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، انتقاد کرد و آنها را «مغرضانه و غیرسازنده» خواند. رئیس جمهور پرسید که چرا در گزارشهای آژانس «رژیم جنایتکار اسرائیل» مطرح است که عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای نیست. او هشدار داد که چنین استانداردهای دوگانهای «تهدیدهای جدی برای امنیت منطقهای و جهانی » ایجاد میکند. پزشکیان مطمئن است که این رفتار گروسی بود که باعث تجاوز اسرائیل و حملات بعدی ایالات متحده آمریکا به تأسیسات هستهای غیرنظامی ایران شد. در این شرایط، احتمال یک درگیری مجدد آشکار میشود. قابل تصور است که اسرائیل، با مشاهده اینکه تهران علیرغم شکستهایش همچنان پابرجاست، ممکن است وسوسه شود که به بمباران دورهای ایران ادامه دهد تا از بازسازی برنامه هستهای آن جلوگیری کند. نخست وزیر نتانیاهو ظاهراً به حمایت واشنگتن برای بمباران بیشتر یا حتی ورود مجدد ایالات متحده آمریکا به این درگیری امیدوار است. او ممکن است برای تقویت موقعیت خود در کاخ سفید، روی تأیید تندروها در دولت ترامپ حساب کند. با این وجود، برای ترامپ، یک جنگ مجدد خطرات خاصی را به همراه دارد. این خطر وجود دارد که ایالات متحده آمریکا به یک درگیری بزرگ دیگر در خاورمیانه کشیده شود. از سوی دیگر، رهبری ایران معتقد است که منافع ملی کشوردر پایان دادن به جنگ نهفته است. تهران با مذاکره با سه کشور اروپایی (بریتانیا، آلمان و فرانسه) در استانبول موافقت کرده است که به عنوان نشانهای از از سرگیری احتمالی گفتگو با واشنگتن تلقی میشود. ایران روز قبل موافقت کرد که به یک تیم فنی از آژانس بینالمللی انرژی اتمی اجازه دهد در هفتههای آینده برای بحث در مورد روابط با آژانس بینالمللی انرژی اتمی از این کشور بازدید کند. کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران، گفت: «این هیئت برای بحث در مورد سازوکارها به ایران خواهد آمد، نه برای بازدید از تأسیسات هستهای». این بیانیه پس از نشست سهجانبه ایران، روسیه و چین در مورد برنامه هستهای ایران که در ۲۲ ژوئیه در تهران برگزار گردید، منتشر شد.
تلگرام راه توده:
|