|
ناسیونالیست های افراطی نجات دهنده اروپا هستند؟ سرگیی کاژمیاکین- روزنامه پراودا ترجمه آزاده اسفندیاری |
|
موفقیت قابل توجه حزب آلترناتیو برای آلمان، از رنگ و لعاب دیگری است. بورژوازی با به راه انداختن یک جنگ سرد و در صورت لزوم گرم، علیه زحمتکشان، حیله های متعددی را در چنته دارد. صد سال پیش، بسیاری از آلمانیها، ایتالیاییها و ... معتقد بودند که فاشیستها علیه حاکمان فاسد، دشمنان داخلی و دسیسه های قدرتهای امپریالیستی می جنگند. خوشبختانه کمونیست ها در آن زمان فریب ترفند آنان را نخوردند و مفتون شعارهای پر طمطراق آنها نشدند. هر چند وسوسه بزرگی بود. هیتلر می گفت: "آخرین خرده ثروتهای ملی که متعلق به تمام مردم آلمان است... به جیب انگل های سیری ناپذیر سرازیر می شود. اگر جهان بینی لیبرال، فرد را خدا میکند... سوسیالیسم ملی دقیقاً حافظ منافع مردم است. مبارزه علیه سرمایه مالی و قرضه بین المللی در حال حاضر به مهمترین نقطه برنامه ای مبارزه کل ملت آلمان برای استقلال اقتصادی و آزادی تبدیل شده است. دنیای سیاسی مدرن کاملاً فریبنده است. دموکراسی پرده ای دروغین است." چنین اظهاراتی از سوی هیتلر را می توان با دقت مد نظر قرار داد. البته با توجه به اینکه بر اساس یک قاعده، سرمایه بزرگ همیشه پشت فاشیسم ایستاده است. جهان پس از گذشت یک قرن با همین تله گذاری مواجه شده است. جنبش راست افراطی به حامی اصلی سیاسی غرب تبدیل گردیده است. در انتخابات اخیر پارلمانی آلمان، حزب آلترناتیو برای آلمان، مقام دوم را به خود اختصاص داد و رکوردی را با 21 در صد به نام خود ثبت کرد. همینطور، راست افراطی بر ایتالیا حکومت می کند و بخشی از ائتلاف حاکم در هلند نیز به همین صورت است. نیروهای همانند در اتریش، پرتغال، بریتانیا، فرانسه و در انتخابات پارلمان اروپا به موفقیت دست یافته اند. دلایل موفقیت آنها همان دلایلی است که هیتلر و متحدانش را در سال های دور به قدرت رساند. در آن زمان، سرمایه آنها را به عنوان نیروی نجات بخش خود می دید، زیرا این فرصت داشت تا نارضایتی های میلیونی توده ای را از مشکلات واقعی به مشکلاتی که هوشمندانه رنگ آمیزی شده بودند، تغییر دهند. "مهاجران"، چپ ها، "جهانی گرایان"، "چین کمونیست"... با توجه به این واقعیت که هجوم مهاجران توسط سیاستهای امپریالیستی بوجود می آید و منافع شرکتها را تامین می کند. تغیر جهت دادن سیاست بورژوایی به وضوح در مورد ایالات متحده مشاهده می شود. روزنامه پراودا، قبلاً نوشت که دونالد ترامپ، توسط بزرگترین انحصارات به کاخ سفید آورده شد و برنامه او در خدمت به حداکثر رساندن سود طبقه حاکم است. سرمایه داری اروپایی نیز همین مسیر را طی می کنند و پیروزی جمهوری خواهان تنها به این روند سرعت بخشیده است. رهبران راست افراطی اروپا در مراسم تحلیف ترامپ شرکت کردند... ایلان ماسک، ثروتمند ترین فرد جهان و یکی از اعضای دولت ترامپ، به کمپین آلترناتیو ها پیوست و مدعی شد که تنها این حزب می تواند آلمان را نجات دهد. سپس نوبت به معاون رئیس جمهور جی دی ونس رسید. سخنرانی او در کنفرانس مونیخ، توسط بسیاری در روسیه با خوشحالی مورد استقبال قرار گرفت. آنها ادعا کردند که واشنگتن "مقامات متکبر اروپایی را به سرجایشان نشاند." در واقعیت، سخنرانی ونس تنها یک پیام داشت. او به اتحادیه اروپا اولتیماتوم داد و خواست که مانعی برای راست افراطی ایجاد نکند. معاون رئیس جمهور تهدید کرد که بدون به کار بستن این توصیه، گفتگو بین بروکسل و واشنگتن غیرممکن خواهد بود. اوج همبستگی ارتجاعی، کنگره میهن پرستان برای اروپا بود، فراکسیونی از پارلمان اروپا که 16 حزب ملی گرا را متحد می کند. این رویداد در 8 و 9 فوریه در مادرید با شعار "دوباره اروپا را بزرگ کنیم" برگزار شد. با این حال، شرکت کنندگان به هیچ یکی از مشکلات مبرم اجتماعی اتحادیه اروپا اشاره نکردند، خواه این مشکلات نرخ بیکاری 15 درصدی جوانان باشد و خواه فقر یک پنجم جمعیت و یا تخریب حقوق اجتماعی و کارگری. زیرا که آنها اولویت های دیگری دارند. در ابتدای گردهمایی نمایندگان از انتخاب ترامپ ابراز خوشحالی کردند. این شادمانی توسط ویکتور اوربان نخست وزیر مجارستان بیان شد. "گرد باد دوست ما ترامپ، جهان را در چند هفته تغییر داد. بله یک دوره به پایان رسیده است. امروز همه می بینند که ما نماد آینده هستیم". مارین لوپن، رهبر ملی گرایان فرانسه، این سخن را پی گرفت و اعلام کرد که بازگشت ترامپ "بیداری میهن پرستانه ملتی است که نیروهای زوال یابنده را پس زده است و این به معنی یک نقطه جهانی بدون بازگشت است". سایه ترامپ، مدتها پس از پایان ستایش ها بر سر این گردهمایی بود: "پاکسازی اروپا از "خارجی ها". اینها شامل مهاجران، چپ هایی که از آنها دفاع می کنند و لیبرالهای مردد است. گیرت ویلدرز، رهبر حزب هلند "برای آزادی" خطاب به میزبانان این نشست گفت: "شما اولین کسی بودید که اسلام را رد کرده و میراث غنی مسیحیت را احیا کردید. ما باید اروپای خود، یعنی اروپای مسیحی را از مسلمانان پس بگیریم! رهبری اتحادیه اروپا بسیاری از آن گفته ها را دریافت کرد. آندری بابیش، الیگارش چک و رهبر حزب ANO، بروکسل را به تلاش برای سرکوب تجارت متهم کرده و خواستار بازگشت به سیاست های بازار آزاد شده است. اصول سیاست خارجی اردوگاه راست افراطی نیز به وضوح آشکار شد. خاویر مایلی، رئیس جمهور آرژانتین و ماریا ماچادو، رهبر مخالفان ونزوئلا، از طریق لینک ویدئویی، خطاب به این گردهمایی، همبستگی کامل خود را با اسرائیل و پشتیبانی از طرحهای ترامپ برای الحاق نوار غزه به اسرائیل اعلام کردند. شرکت کنندگان به اتفاق آرا ورود حزب حاکم اسراییل لیکود را به عنوان ناظر مورد تأیید قرار دادند و اظهار داشتند، آیا منطقی نیست که به دنبال گسترش روابط اسرائیل با میهن پرستان باشیم؟ حتما! برخی از احزاب این گروه به طور کامل از ما حمایت می کنند، به عنوان مثال Fidesz مجارستان، لیگ ایتالیا، Vox اسپانیا... جروزالم پست نوشت، حتی اتحاد ملی (فرانسه) مواضع آشکار تری نسبت به طرفداری از اسرائیل اتخاذ کرده است. اندکی پیش از این گردهمایی، سه نماینده پارلمان Vox از کرانه باختری بازدید و از اشغالگران حمایت کردند: "اسرائیل سنگر تمدن غرب است و ما باید دست در دست هم از آن محافظت کنیم". هرمان ترچ، نماینده این حزب در مجلس گفت: "ما دشمنان مشترک داریم". رهبران جناح راست در مجارستان و ایتالیا علیه حکم بازداشت نتانیاهو از سوی دادگاه کیفری بینالمللی سخن گفته و از اقدام ترامپ علیه سازمان ملل و سایر سازمانهای بین المللی حمایت کردند. حتی مروری کوتاه بر گردهمایی "میهن پرستان" دروغین چهره بزک شده ملی گراها را برملا می کند. این نیروها نئولیبرالیسم را در افراطی ترین شکل های آن اجرا می کنند. به عنوان مثال، حزب اصلاحات بریتانیا را در نظر بگیرید. در حالی که این حزب رای دهندگان را با کارهای پر زرق و برق اما بی اهمیت مانند حذف سود وام های دانشجویی و ارائه وای فای رایگان در شرکت های حمل ونقل عمومی جذب میکند، در مسائل اساسی با تجارت بزرگ همراه می شود. رهبران آن اذعان دارند: "هسته ایدئولوژیک ما لیبرالیسم کلاسیک، تاچریسم است". "اصلاح طلبان" انگلستان با نخست وزیر سابق وعده کاهش مالیات شرکت ها از 25 به 15 درصد و کاهش مالیات بر ثروت و ارث را می دهند. این حزب در حالی که خواستار کاهش هزینه های دولت، از جمله با کاهش مزایای بیکاری است به سازمانهای بهداشتی و آموزشی خصوصی وعده مزایا میدهد. اما برای اختصاص بودجه به ارتش هیچ محدودیتی را در نظر ندارد. حزب اصلاحات از افزایش هزینه های دفاعی به 3 درصد از تولید ناخالص داخلی و فعال کردن مجتمع نظامی- صنعتی حمایت می کند. "کلون" ایدئولوژیست راست افراطی بریتانیا سمبل حزب "آلترناتیو برای آلمان" است و ایده های وی در برنامه آنها گنجانده شده است. در بیانیه این حزب آمده است: "هر شکلی از اقتصاد دولتی دیر یا زود به سوء توزیع و یا به فساد ختم خواهد شد". این حزب به دنبال لغو کامل مالیات بر دارایی و ارث و کاهش یارانه های دولتی است و وعده می دهد که با کاهش هزینههای بودجه با جدیت به انضباط مالی دست خواهد یافت. مثال ایتالیا نیز نشان می دهد که با به قدرت رسیدن جناح راست افراطی در این کشورچه تغییراتی در جریان است. بودجه سال 2025 هزینه های مراقبت های بهداشتی، آموزش و حمل و نقل عمومی را کاهش داده است و این در حالی است که هزینه های نظامی 2 میلیارد یورو افزایش داشته است. انتظار می رود دستمزدهای بخش دولتی طی سه سال فقط 6 درصد افزایش یابد، در حالی که حقوق کارگران در حال کاهش است. در عین حال پاسخ به اعتصابات گسترده در این کشور، تشدید اقدامات تنبیهی برای آنان بوده است. اندیشه و عمل ناسیونالیسم در حالی به مهاجران محروم حمله می کند که به سرمایه خارجی وفادار است. همه نوع مزایا برای کسب وکارهای آمریکایی، از جمله شرکتهای ماسک، که جرج ملونی نخست وزیر، او را " نابغه گرانبها " میخواند، ارائه میشود. او می گوید: "ایتالیا و ایالات متحده همیشه متحد خواهند بود. ترامپ به عنوان پاداش به ما، رم را در پروژه بزرگترین کریدور تجاری هند، اسرائیل، ایتالیا و آمریکا قرار داد". پس از به قدرت رسیدن جناح راست در این کشور، لفاظی علیه بروکسل کم رنگ شد... همین موارد را می توان در مورد مجارستان نیز برشمرد، جایی که اعلامیه های بلند بالای حاکمیت، آن را از پیگیری سیاست های نئولیبرال باز نمی دارد. در دوره اوربان، هزینه های آموزش و مراقبت های بهداشتی به میزان قابل توجهی کاهش یافته و مالیات بر ارزش افزوده در این کشور که به مردم آسیب می رساند، به 27 درصد رسیده است که این بالاترین میزان در اروپا است. سیستم فعلی اغلب به عنوان "سرمایه داری گرامی است" نامیده می شود. بزرگترین سهامدار بانک MBH، لورینس مستزاروس دوست دوران کودکی اوربان، است. او همچنین به عنوان ثروتمندترین فرد مجارستان شناخته می شود. از روز روشن تر است که منابع مالی این کشور در خدمت نیروهای راست افراطی است. در این کشور نیز مانند ایتالیا، کنسرن تسلیحاتی آلمانی "راین متال" شبکه توسعه یافته ای از تاسیسات تولیدی سلاح دارد. کارخانه Zalaegerszeg تانک Panther KF51 و خودروهای جنگی پیاده نظام سیاهگوش را تولید می کند، در حالی که مهمات آن در Várpalota تولید می شود. همچنین کارخانه دیگری در "سگد" در حال ساخت است... هدف از هیستیری ضد مهاجران در اروپا، پوششی است برای بازنویسی تاریخ از طریق بازسازی دیکتاتوری های فاشیستی زمان هیتلر. الکساندر گاولند، یکی از رهبران حزب آلترناتیو برای آلمان می گوید: "اگر فرانسوی ها به درستی به امپراتور خود (ناپلئون) و انگلیسی ها به نلسون و چرچیل افتخار می کنند، پس ما حق داریم به دستاوردهای سربازان آلمانی در دو جنگ جهانی افتخار کنیم. هم حزبی او" وایدل" ، نوه یکی از اعضای ناسیونال- سوسیالیست آلمان است که از سال 1932، کارمند اس اس و قاضی در دفتر فرماندهی ورشو بوده است. او خواستار ترک "فرقه شرم"، یعنی توبه برای جنایات فاشیسم است. حتی ارگان نظری حزب، مجله Compact، از آن فراتر می رود و می نویسد: "سربازان آلمانی نجیبانه و با عزت جنگیدند. برخی از مجرمان توسط سیستم قضایی نظامی به شدت مجازات شدند". چنین سخنانی از آن سوی اقیانوس پشتیبانی می شود. ماسک که از طریق لینک ویدیویی در یک گردهمایی انتخاباتی حزب آلترناتیو برای آلمان در هاله ای از ابهام سخنرانی می کرد، از آلمانی ها خواست که به تاریخ خود افتخار کنند. او تاکید کرد: تمرکز بیش از حد بر احساس گناه گذشته است، ما باید فراتر از آن حرکت کنیم. در روز دویستمین سالگرد تولد کارل مارکس اعضای حزب آلترناتیو برای آلمان، یک راهپیمایی علیه بنای یاد بود مارکس در شهر" تریر" ترتیب دادند که در آن نا بجا بودن یاد و خاطره کسی را که "از فقر بسیاری از مردم رنج می برد" فریاد می زدند. در ایتالیا، سعی بسیار می کنند تا رژیم موسولینی را رو سفید نشان دهند. در 9 ماه فوریه، شاخه جوانان حزب برادران ایتالیا، تظاهراتی را به یاد "شهدای فویب" برگزار کردند. این نامی است که به استعمارگران و کارگزاران رژیم فاشیستی که قربانی انتقام پارتیزان های یوگسلاوی شدند، داده می شود. در بولونیا، معترضان خواستار بازگرداندن ایستریا و دالماسی شدند و به ساختمان شهرداری یورش بردند. حزب Vox در اسپانیا نیز تلاش های مشابهی دارد. این حزب از برنامه هایی به مناسبت پنجاهمین سالگرد سقوط دیکتاتوری فرانکو برگزار شد، حمایت نکرد. توجیه آنها این بود که : "ما در برنامه های پوچی که بین اسپانیایی ها تفرقه می اندازد، شرکت نخواهیم کرد. مارین لوپن، برخلاف پدرش جرات تمجید از همدستان رژیم "ویشی" را ندارد، اما تمام تلاش خود را برای توجیه سیستم امپریالیستی بکار می گیرد. او می گوید: " استعمار آموزه های بسیاری را به مستعمرات سابق خود، به ویژه به الجزایری ها داده است". حزب اصلاحات بریتانیا، خواستار "حفاظت از هویت" و "پرورش حس میهن پرستی" است. در این حزب هرگونه اشاره به جنایات استعمار و برده داری در برنامههای درسی باید با نمونه هایی از حقایق مشابه در بین مردم غیر اروپایی همراه باشد. جالب توجه است که 33 درصد از بریتانیایی ها به طور کلی معتقدند که ما باید به گذشته امپراتوری خود افتخار کنیم، 64 درصد از رای دهندگان به حزب راستگرای این کشورنیز بر چنین باوری هستند. همین تعداد بر این نظر هستند که زندگی در مستعمرات پس از تسلط بریتانیا بهبود یافته است. اوربان، از میکلوس هورتی، متحد هیتلر به عنوان یک "دولتمردی استثنایی" یاد می کند. یادبودهایی برای وی و سایر همکارانش مانند آلبرت واس" و یوزف نیرو" بر پا ساخته و در برنامه های آموزشی از آنها به عنوان" قهرمانان ملی" یاد می شود. وقایع سال 1956 در این کشور به عنوان "انقلاب علیه ظلم امپراتوری شوروی" تعبیر می شود. اوربان پاییز گذشته گفت: "اکتبر سال 1956 نام مجارهای شجاع را در مبارزه با روس ها، با آب طلا در کتاب بزرگ تاریخ باید نوشت. در همان زمان، ایجاد جمهوری شوروی مجارستان در سال 1919 به عنوان "یک خیانت ملی" توصیف می شود. از سویی دیگر انگیزه های همدردی با مسکو نا مشخص است. وکس، چگا و جنبش ملی لهستان از اوکراین حمایت کردند. برای بقیه، مسیر"طرفدار روسیه" بخشی از شعارهای عوام فریبانه است که معمولاً پس از به قدرت رسیدن کنار گذاشته می شود. ایتالیا به کیف سلاح می فرستد و اظهارات ضد روسیه به یک روش عادی تبدیل شده است. رئیس جمهور این کشور، سرجیو ماتارلا، اخیرا " تجاوز روسیه" را با جنایات رایش سوم مقایسه کرد. وزارت خارجه روسیه، این اقدام را نا درست و مهمل خواند. سپس ملونی، در دفاع از رئیس جمهور صحبت کرد و اعلام کرد که اظهارات مسکو توهینی به کل مردم ایتالیا بود. نخست وزیر افزود: من همبستگی کامل خود را با رئیس جمهور اعلام می کنم. چنین پشتک واروهایی مشخصه "اصول" دیگری نیز هست. "سنت گرایان" از حزب آلترناتیو برای آلمان، وایدل را که یک همجنس گرای علنی و در "ازدواج" با یک شهروند سریلانکایی است را به عنوان صدراعظم معرفی کردند. با تمام این تفاصیل باید توجه داشت که در ایالات متحده، ظهور ارتجاع جناح راست تصادفی نیست، بلکه اقدامی عمدی از سوی طبقات حاکم است. فرایند نئولیبرالی همراه با مانور روی ناسیونالیسم و ضد کمونیسم تقریباً تمام لایه های مقامات غربی را در بر گرفته است. حزب حاکم کارگر در بریتانیا قبلاً در محدودیت های بودجه و خصوصی سازی از محافظه کاران پیشی گرفته است، در حالی که محافظه کاران خواستار قدردانی از مستعمرات سابق "به خاطر میراثی که برایشان باقی مانده است هستند". دموکراتهای مسیحی آلمان، به طرح حزب آلترناتیو برای آلمان برای اقدام بر ضد مهاجران رأی داده و وعده کاهش شدید مالیات شرکت ها را می دهند. ماکرون، رئیسجمهور فرانسه، مارشال پتن را که با فاشیستها همکاری می کرد، "سربازی بزرگ و شایسته احترام" خطاب کرد. آری! مانند گذشته، سرمایه با جایگزین کردن سوسیال دمکرات های بورژوا با نئوفاشیست های بورژوا، در پی حفظ سلطه خود است. با این حال کمونیست ها می توانند با آگاهی و همبستگی در مبارزه با جاذبه های دروغین بورژوازی که همچنان در نوسان و رنگ عوض کردن است مقابله کنند. شرط انجام این کار، حفظ شفافیت در بینش سیاسی است تا در دامی که سیستم سرمایه داری برای خلق های جهان گذاشته است گرفتار نشوند.
https://gazeta-pravda.ru/issue/22-31659-28-fevralya-3-marta-2025-goda/prodavtsy-falshivogo-patriotizma/
|