راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

جهان در تلاش

رهائی گریبان

از چنگ دلار

ترجمه و تدوین- عسگرداوودی

مقدمه مترجم:

جهان با چالش اقتصادی ـ سیاسی بزرگی روبه روست که از سال 1929 تاکنون سابقه نداشته است. با توجه به تحولات تاریخی عمیقی که در حداقل 40 سال گذشته در سطح جهان بروز کرده است، نهادهای اقتصادی ـ سیاسی موجود برای روبرو شدن با این تحولات عمیق دیگر توان  لازم را ندارند. اکنون از خاکستر اتحاد جماهیری شوروی منحل شده، ققنوسی پر کشیده و خود می نماید. روسیه جدید جای پای شوروی گذاشته و رسم وفاداری به میراث انقلاب اکتبر را پیشه کرده است. با پشتوانه فرهنگی ـ سیاسی شوروی سابق، روسیه اکنون قدرتی غیر قابل انکار در درگیری با کلیه کشورها عضو پیمان ناتو سینه سپر کرده است. همزمان آمریکا به بزرگ ترین کشور بدهکار جهان تبدیل شده است و روزانه در بحران سیاسی عمیقی غوطه ور است. در شرق نظم نوین اقتصادی بروز کرده که در آن چین بر آمریکا پیشی گرفته است. مجموعه اوضاع ضرورت استقرار نظام مالی جهانی جدیدی را می طلبد و در وهله اول جهان نیازمند نظام پولی جدیدی است تا از ورطه ارز استعماری دلار گریبان خلاص کند. بریکس اولین قدم در این مسیر است. آینده شروع شده است.

 

     

نویسنده مطلب زیر «بن نورتون» روزنامه نگار و تحلیلگر تحقیقی است. او بنیانگذار و سردبیر پورتال تحلیلی «گزارش اقتصاد ژئوپلیتیک» است. چندین سال در آمریکای لاتین و فعالیت اجتماعی ـ نوشتاری کرده و اکنون در پکن مستقر است.

 

«در فوریه 2024، وزرای دارایی و روسای بانک های مرکزی بریکس در سائوپائولو برزیل دیدار کردند. در این دیدار آنتون سیلوانوف، وزیر دارایی روسیه، نقش استعماری سیستم ارزی دلار را اینگونه توضیح داد:

سیستم اقتصاد سرمایه داری فعلی مبتنی بر زیرساخت های مالی موجود غرب و استفاده از ارزهای ذخیره است و این موضوع به شدت ناقص حتی قوانین خود نظام سرمایه داری لیبرال است زیرا برخلاف ادعا های لیبرال فرصت رقابت سالم مورد ادعا تئوریبسین های نظام سرمایه داری را عملا نقض می کند و بطور فزاینده ای به عنوان ابزاری برای فشار سیاسی و اقتصادی در سطح بین الملل عمل می کند. یکی دیگر از دلایل لزوم اصلاح سیستم پولی و مالی بین المللی، تکه تکه شدن ژئواکونومیک است که سوء استفاده از محدودیت های تجاری و مالی را برای امپریالیسم مالی فراهم می کند. ساختار سیستم پولی و مالی بین المللی مدرن در خدمت منافع کشورهای ثروتمند شمال جهانی است که جهان را به هزینه اکثر کشورهای کم درآمد جنوب جهانی، مستعمره کرده اند.

در این نشست برنامه هائی برای ایجاد یک «پلت فرم تسویه و پرداخت دیجیتال چندجانبه» اعلام شد که «به پر کردن شکاف بین بازارهای مالی کشورهای عضو بریکس و افزایش تجارت متقابل کمک می کند.»

گزارش این نشست بریکس با احتیاط و رعایت تمام جوانب سیاسی موجود اعلام کرد: «میزان انحراف سیستم فعلی از مدل پیشنهادی به این معنی است که این تغییر زمان می برد و نیاز به تلاش جمعی در سراسر کشورها دارد» و تأکید کردند که «اجرای عملی ابتکارات فوق الذکر رویکردی مرحله ای خواهد بود.»

با این حال، این سند افزود: «نکته مهم این است که این روند در حال حاضر آغاز شده است - سیستم های پرداخت جایگزین و مکانیسم های پیام رسانی مالی در حال حاضر در اینجا هستند، استفاده از ارزهای ملی برای تسویه دوجانبه در حال رشد است و روش های جدیدی از تراکنش، از جمله دارایی های دیجیتال، در حال ظهور می باشند.»

 

باید توجه داشت که پیشنهاد بریکس برای تغییر سیستم پولی و مالی بین المللی نوشداروی ضد نظام سرمایه داری نیست، اما می تواند به رفع برخی از این نابرابری های ساختاری کمک کند.

دولت ایالات متحده در سراسر جهان جنگ اقتصادی به راه انداخته است و تحریم های یک جانبه را علیه یک سوم همه کشورها از جمله 60 درصد کشورهای کم درآمد اعمال کرده است.

واشنگتن و متحدانش در اروپا نیز صدها میلیارد دلار دارایی را از دشمنان خود مصادره کرده اند. گزارش این نشست بریکس شامل فهرستی از کشورهایی بود که ذخایر آنها توسط غرب مسدود شده است، از جمله روسیه، ونزوئلا، ایران، سوریه، لیبی، افغانستان و کره شمالی علاوه براین «صندوق بین المللی پول که ایالات متحده در آن بیش از 50 +1 سرمایه گذاری دارد، در درجه اول در خدمت منافع « AE ها» یعنی (کشور های با اقتصادهای پیشرفته و ثروتمند غرب است و آمریکا تنها کشوری است که در هر دو نهاد صندوق بین المللی پول و بانک جهانی حق وتو دارد.

انحصاری که ایالات متحده بر صندوق بین المللی پول اعمال می کند، تقاضای جهانی برای دلار را تضمین می کند، و بنابراین به آن اجازه داده است تا برای دهه ها کسری حساب جاری عظیمی داشته باشد، در حالی که ارز خود را برای خدمت به منافع ژئوپلیتیکی خود به سلاح تبدیل می کند.

از سوئی اقتصاددانان «آزمایشگاه نابرابری جهانی، گاستون نیواس و آلیس سودانو» در یک مقاله تحقیقاتی که در آپریل 2024 منتشر شد، به نتیجه ای مشابه رسیدند. آنها در بخشی از مقاله تحقیقی خود نوشتند:

ما متوجه می شویم که بازده مازاد - یعنی شکاف بین بازده دارایی های خارجی و بازده بدهی های خارجی – به نفع 20 درصد ثروتمندترین کشورها از سال 2000 به طور قابل توجهی افزایش یافته است. در واقع، امتیاز گزاف ایالات متحده که در دهه های گذشته مشاهده می شد، اکنون از نظر اندازه و دامنه رشد کرده و به یک امتیاز غنی جهانی تبدیل شده است.

ثروتمندترین کشورها به بانکداران جهان تبدیل شده اند و با ارائه دارایی های ایمنِ با بازده کم، سرمایه گذاری های سودآورتر را جذب می کنند. چنین امتیازی در آمار انتقال درآمد خالص از فقیرترین به ثروتمندترین معادل 1 درصد از تولید ناخالص داخلی 20 درصد کشورهای برتر (و 2 درصد تولید ناخالص داخلی برای 10 درصد کشورهای برتر) مشخص می شود، که تعادل حساب جاری دومی را کاهش می دهد در حالی که تعادل 80 درصد پایین را حدود 2 تا 3 درصد از تولید ناخالص داخلی آنها کاهش می دهد.

ما نشان می دهیم که کشورهای ثروتمند سودی را جمع آوری می کنند، که موقعیت سرمایه گذاری بین المللی (IIP) آنها را بهبود می بخشد.

نتیجه تحقیقات ما نشان می دهد که صاحبان کنسرن های بزرگ کشورهای ثروتمندتر صادرکنندگان ارزهای ذخیره بین المللی هستند و می توانند به تامین مالی ارزان تری (هم برای بخش دولتی و هم برای بخش خصوصی) دسترسی داشته باشند. این تخلیه ثروت از جنوب جهانی به شمال زمانی آشکارتر می شود که کشورها به پنجک سرانه درآمد ملی تقسیم شوند. کشورهای ثروتمند در پنجک بالای 20 درصد بیش از 1 درصد از ارزش تولید ناخالص داخلی درآمد خالص سرمایه خارجی دریافت می کنند، در حالی که 2 تا 3 درصد از تولید ناخالص داخلی از بقیه جهان تخلیه می شود.

این تخلیه ثروت از زمان ظهور نئولیبرالیسم در دهه 1970 و به ویژه از زمان امواج مالی سازی و مقررات زدایی در دهه 1990 بدتر شده است.

اقتصاددانان «آزمایشگاه جهانی نابرابری، نیواس و سودانو»، همچنین توضیح دادند:

در واقع، موقعیت مرکزی کشورهای ثروتمند در سیستم پولی و مالی بین المللی به آنها اجازه می دهد تا به عنوان واسطه مانند بانکداران جهان عمل کنند. این نقش امتیاز آنها را بیشتر تقویت می کند، زیرا آنها از موقعیت سودمند خود برای جذب پس انداز اضافی و هدایت آن به سمت سرمایه گذاری های مولد استفاده می کنند. این چرخه سلطه آنها را تداوم می بخشد و موقعیت آنها را به عنوان بازیگران کلیدی در چشم انداز اقتصاد جهانی تقویت می کند.

مقاله تحقیقاتی مذکور با این تاکید به پایان می رسد:

«ثروت پروری فعلی برخلاف ادعای های تئوریک ـ کلاسیک مبنی بر آزادی رقابت در بازار، عملا از یک طراحی «نهادی» ناشی می شود که بار سنگینی را برای کشورهای فقیر به همراه دارد. در شرایط فعلی  80 درصد طبقات پایین جامعه مجبور هستند سالانه حدود 2 تا 3 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را تسلیم کنسرن ها و تراستهای غول پیکر خارجی کنند، مبالغی که می تواند در سیاست های توسعه در داخل هر کشور هزینه  شود.

به همین دلیل ضروری است که تلاش ها باید به سمت طراحی مجدد سیستم پولی و مالی فعلی بین المللی برای ترویج یک نظم برابری طلب هدایت شود. سیستم اقتصادی حاکم فعلی قادر نبوده است تا به چالش های پیچیده ای مانند تغییرات آب و هوایی، نوآوری های تکنولوژیکی، افزایش نابرابری، تغییرات جمعیتیِ بلندمدت و تشدید درگیری های ژئوپلیتیکی در یک جهان چندگانه پرداخته و راه حل هائی برای بحرانهای موجود بیابد.

وعده اولیه ای که پس از جنگ جهانی دوم برای ایجاد یک سیستم پولی و مالی بین المللی بی طرف داده شد، عملا محقق نشده است. ما استدلال می کنیم که ایالات متحده امتیازات متعدد فعلی خود را از زمانی به ارث برده است که در سال های اولیه «سیستم برتون وودز» را بر دیگر کشور های دنیا تحمیل کرد. نقش اولیه دلار به عنوان یک ارز جهانی پایدار به ایالات متحده اجازه داده است تا به یک هژمون ارزی تبدیل شود و در عین حال توازن قدرت بین المللی را به نفع خود تغییر دهد. اکنون، این هژمونی توسط سایر کشورهای ثروت باخته مورد اعتراض قرار گرفته است.»

 

منابع:

 

https://geopoliticaleconomy.com/2024/10/19/brics-russia-multi-currency-system-us-dollar/

https://geopoliticaleconomy.com/2025/01/19/brics-expands-population-nigeria-africa

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 958   -  24 بهمن 1403                                اشتراک گذاری:

بازگشت