راه توده                                                                                                                                                          بازگشت

 

 

به استقبال

هشتادمین سال

پیروزی بر فاشیسم

دیمیتری آگرانوفسکی- ساویتسکایا راسیا

ترجمه- نعمت بوستانی

     

روز 22 دسامبر، در جلسه شورای عالی دولتی روسیه در کرملین، ولادیمیر پوتین پیشنهاد کرد سال 2025 سال دفاع از میهن نامیده شود: "سال آینده ما هشتادمین سالگرد پیروزی بزرگ بر فاشیسم را جشن خواهیم گرفت. در همین راستا، پیشنهاد می کنم به افتخار قهرمانان جنگهای گذشته و شرکت کنندگان در عملیات ویژه نظامی این روز ها و به یاد موفقیت های تمام نیاکان ما که در دوره های مختلف تاریخی برای وطن جنگیدند، سال 2025 را سال دفاع از وطن اعلام کنیم".

 روسیه در طول تاریخ چند صد ساله خود بارها مجبور به مبارزه با دشمنان مختلف شده است، با اینهمه ارتش ما و به ویژه در زمان اتحاد جماهیر شوروی هرگز جنگ های تهاجمی یا استعماری انجام ندادند، ضمن اینکه روسیه در هیچ دوره ای در حاکمیت بیگانه نبوده است. من به سخنان ولادیمیر پوتین اشاره می کنم که در 7 نوامبر در مجمع والدای، در باره مسیری که روسیه تا سال 2022 طی کرد، گفت: "این مسیری بود که با مداخله پنهان و پوشیده با هدف تبعیت از منافع برخی کشورهای دیگر انجام شد".

 اگر چه پس از به قدرت رسیدن گورباچف، مداخله با هدف انقیاد کشور ما نه تنها پنهان نبود، بلکه کاملاً آشکارا اعلام و عمل شد.

چنانچه ارتش را مدافع میهن خود در نظر بگیریم، آنگاه باید به آن ادای احترام کرده و بلافاصله در اولین سطرها از آنها ستایش کنیم. البته نقش ارتش به جای خود اما آگاهی اجتماعی مردم نیروی پشتیبانی کننده ارتش بوده است که باعث شده است ما همچنان زنده بمانیم. چه در زمان تزارها و در روسیه قبل از انقلاب، و یا در دوره اتحاد جماهیر شوروی، ما فهمیدیم چنانچه نسبت به سرنوشت خود و کشور بی تفاوت باشیم، از بین خواهیم رفت و نابود خواهیم شد.

آگاهی دفاعی بخشی ارگانیک از ذهنیت مردم ما بود و افسوس که به سختی به دست آمد، ارتش ما تقریباً هرگز کشور و مردم را نا امید نکرد، به ندرت شکست خورد و همیشه از حمله کنندگان انتقام گرفت. اما مواردی وجود داشته است و حتی چندین بار، که سیاستمداران به ارتش خیانت کردند، تلاشها و فدا کاریهای ارتش را به دیده تحقیر نگاه کردند. همانطور که در مورد عملیات ضد تروریستی ما در افغانستان اتفاق افتاد، زمانی که با تلاش های نظامی، کشور ما به نتیجه پیروزی برای مردم آنجا نیاز داشت. اما گورباچف ارتش ما را مجبور به ترک وظیفه کرد، تلاشهایش را باطل و پشت دوستانمان را خالی کرد. ما هرگز دوستمان نجیبالله را که پس از شکنجه های بسیار بطرزی وحشیانه کشته شد، فراموش نمی کنیم. در جای جای جهان دوستان فد اکار کشورمان که تعداد آنها بسیار بود یکی پس از دیگری تنها ماندند.

گورباچف، کشور های بلوک شرق یعنی کشورهای سوسیالیستی پیمان ورشو را به دست دشمنان داد.  برخی دیگر مانند چائوشسکو یا میلوسویچ دم تیغ داده شدند و برخی مانند برادران ما "رادوان کارادزیچ و راتکو ملادیچ"(1) هنوز در اسارت امپراتوری شیطانی جهانی به سر می برند

 خیانت گورباچف و همدستان او و اندکی بعد، یلتسین هزاران و هزاران دوست ما را در کشورهایی که به آنها خیانت کرده بودیم محکوم به بردن رنج کرد و اغلب به دست مرگ سپرد.

اما در یک زمان، مردم شوروی با جان صدها هزار نفر از بهترین فرزندان خود، مدافعان واقعی میهن، به منظور ایجاد منطقه به اصطلاح حائل بین اتحاد جماهیر شوروی و ائتلاف ناتو هزینه کردند. برای جوانان امروز، حتی تصور اینکه مرز ناتو مستقیماً در امتداد مرز های ما نبود، بلکه در امتداد خطی در غرب برلین قرار داشت، بسیار دشوار است.

 در اینجا به رویداد هایی می رسیم که با معیارهای تاریخی و به درک اساسی جدید از جنگ و بنابراین تصویر مدافعان میهن بسیار جدید هستند. از آنجایی که در دنیای دیالکتیکی ما همه چیز با اتحاد و مبارزه اضداد تعیین می شود، جای تعجب ندارد در حالی که کشور ما مبارزه آشکاری با دشمن داشت، تقریباً همیشه پیروز شد و در اوج توسعه خود، در اتحاد جماهیر شوروی، مردم ما در داخل کشور و حتی دور ترین متحدان ما از نظر جغرافیایی کاملاً در امنیت بودند.

با رهبری وطن فروشان بود که وحشتناک ترین فاجعه به سرزمین ما فرود آمد. چیزی که ما اکنون آن را یک جنگ ترکیبی، یا جنگ شناختی می نامیم، که عمدتاً از جنگ "سرد" نشات گرفته است. وقتی دشمن ناگهان وانمود کرد که در همه عرصه ها دوست ما و خیر خواه ماست!

 بسیار غم انگیز است که بدانیم کشور ما که در سخت ترین آزمایش ها مقاومت کرد، در وحشتناک ترین جنگ ها پیروز شد و قدرتمندترین اقتصاد را داشت، بدون شلیک حتی یک گلوله شکست خورد و از پای در آمد. خاک کشور ما تیراندازی و خون ریزی فراوان را به یاد دارد ولی با آغاز "پرسترویکا" شرایط دیگری حاکم شد و قبل از اینکه همه به خود بیاییم زیر باران تیر قرار گرفتیم و خون های زیادی ریخته شد.

به طور کلی، این وحشتناک ترین شکست در تاریخ ما و شاید در تاریخ بشریت بود که نمونه های بسیار نادری مانند آن وجود دارد، یعنی یک کشور قدرتمند و شکست ناپذیر، بدون هیچ مشکل اقتصادی و محسوسی، ناگهان شکست سختی را متحمل شود...

خوشبختانه پس از سالها کشور ما توانست با تحمل مصائب بسیار قد علم کرده و با درک شرایط پیچیده جهانی قدم به جلو بردارد. در وضعیت فعلی باید توجه داشت که دفاع از خود و میهن، به چه ارتش و چه امکاناتی نیاز دارد.

 امروزه حتی برای یک فرد غیر متخصص هم واضح است که یک جنگ معمولی و کلاسیک به طور فزاینده ای به جنگ فناوری، تجهیزات و حتی روبات ها تبدیل می شود و به موقع، ما هر یک در حال ایجاد یک شاخه جدا گانه در ارتش هستیم که با هواپیماهای بدون سرنشین سروکار دارد. در این جنگ، از جمله با در نظر گرفتن تجربه ارزشمند منطقه نظامی شمالی( عملیات ویژه در اوکراین)، با در نظر گرفتن فناوری های خودی و فناوری های دوستان و متحدانمان، ما با یک فرصت تاریخی برای حفظ خط مقدم برخوردار هستیم.

از نظر فن آوری و هنر نظامی، وضعیت ما نگرانی خاصی ایجاد نمی کند. اما در جنگ برای تسخیرذهن ها، در جنگ برای آگاهی، در آن میدانی که ما قبلاً نه فقط شکست خوردیم، بلکه آنچنان شکست کاملی را متحمل شدیم که تا به امروز نمی توانیم از عواقب آن خلاص شویم. در اینجا وضعیت کاملاً متفاوت است. بر این اساس، وزن آن دسته از مدافعان میهن که می توانند از آگاهی مردم ما در برابر سلاح های اطلاعاتی و تبلیغاتی مربوطه محافظت کنند، به شدت افزایش می یابد و حتی تصویر دفاع از میهن در حال تغییر است. در واقع مدافع کشور هر فردی، فارغ از جنسیت و سن، کسی است که دارای حس میهن پرستی، عقل سلیم و تفکر انتقادی باشد و اگر اصول تبلیغ و ترویج نفوذ را با استفاده از فناوری های روز نیز درک کند، می تواند به سادگی در این کارزار کمک کند.

این فرصت اکنون تقریباً برای هر یک از ما در دسترس قرار دارد. به هر حال، حتی از زمان پرسترویکا، فناوری اطلاعات گام های باورنکردنی رو به جلو برداشته است و مثلاً شبکه های اجتماعی خصمانه آمریکایی آشکارا، تا همین اواخر، کاملاً آزادانه در هر آپارتمان، در هر خانه و حتی در اکثریت قریب به اتفاق نهادهای دولتی و در همه جا حضور داشتند.

اخیراً فهمیده ایم که همه این عرصه ها بسیار بسیار نا امن هستند. آیا یادتان هست که صاحبان این شبکه های اجتماعی، حداقل رسمی ها و صد البته غیررسمی ها که سرویس های اطلاعاتی غربی هستند چگونه افتخار می کردند که نا آرامی های جهان عرب، به اصطلاح بهار عربی را از طریق شبکه های اجتماعی هماهنگ می کردند و یا رویداد های به اصطلاح "باتلاق" را در سال های 2011-2014 و یا نا آرامی در بلاروس را به پیش می بردند؟ و یا موضوع بسیار دردناک "میدان اوکراین" را براه انداختند، جایی که از طریق شبکه های اجتماعی مردم تشویق می شدند تا برای شورش بیرون بروند، "چای، دوستان و حال خوب را با خود ببرید."

به طور کلی، ما برای همه مدافعان میهن، در دنیای به سرعت در حال تغییر، آرزوی موفقیت، پیروزی و توانایی همگام شدن با تغییرات را داریم. در واقع، می توان به طور کامل در مورد هر یک از شهروندان ما گفت: جبهه از ذهن هر یک از ما عبور می کند!

 

(1) نظامیان بلند پایه صربستان که در دادگاه نمایشی لاهه به زندان های طویل المدت محکوم شدند.

https://sovross.ru/2024/12/27/front-vnutri-nas

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

 

 

 

        پیج فیسبوک راه توده

 

 

 

                        راه توده شماره 954   -  12 دیماه 1403                                اشتراک گذاری:

بازگشت